4 815
Subscribers
No data24 hours
-267 days
-20530 days
Posts Archive
4 815
دچار چندگانگی احساسی بودن، دقیقا اینروزهای من است. صدای روضه و نوای محرم در ذهنم یک چیز تداعی میکند و رفتار و کردار روضهدار، یک چیز دیگر! منطقم یک چیز میگوید، احساسم یک چیز دیگر! خاطرات کودکی و پیشینهی آبا و اجدادیام یک چیز میگوید، تجربهی زیستیام یک چیز دیگر!
صدای روضه از کوچه و خیابان به گوش میرسد مدام و من گیر کردهام وسط بغض و خشمی غریب که نمیدانم آن را اشک کنم، یا فریاد؟! که نمیدانم با کدامین عنوان و برای کدامین ظلمِ آشکار گریه کنم؟
مات و مبهوت ماندهام در کار آدمها؛
چگونه میتوان معصومیت را ظالمانه دار زد و همچنان -تمامقد- به دفاع از آن برخاست؟!
#نرگس_صرافیان_طوفان
4 815
میدونی من حال یه آدمایی رو خوب کردم که اصلا نمیشناختمشون ! ساعت ها براشون وقت گذاشتمو نشستم پای حرفاشونو واسشون گوش شنوا شدم و باهاشون غصه خوردم و حالم بد شد ، اشک ریختمو افسرده شدم ولی اینقدر باهاشون حرف زدمو کلنجار رفتم تا بالاخره خوب شدن !
حداقل اون شبو خوب شدن …
میتونستم این کارو نکنم ! میتونستم بیخیال باشم !
بجاش بشینم فیلم ببینم یا مثلا برم سینما ، برم کافه ، کتاب بخونم یا اصن بخوابم …
ولی بیخیال رد نشدم ! حتی با اینکه نمیشناختمشونو بعد اون شب با خیلیاشون دیگه حرف نزدم …
ولی خودم تنها بودم همیشه ! هیشکیو نداشتم !
باورت میشه !؟ هیچ آشنایی نبود حال من براش مهم باشه ، ولی منه خر حتی حال غریبه ها هم برام مهم بود که خوب باشن …
اینارو گفتم که بدونی ، این دنیا با همه ی مزخرف بودنو بد بودنش ، توش هنوزم آدمای احمقی مثل من هستن ، که بشه گفت : هنوز آدمای خوب پیدا میشه !
#پوریا_خلیلی
