ققنوس🕊🌌
Open in Telegram
خونهی من، جهان من💗 📩 Unknown: t.me/HidenChat_bot?start=901412243 • 📸IG: instagram.com/hedyeh_pouryari
Show more103
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
103
D-80
چیزی که همیشه میخواستم به یکی بگمجالبه. دونفر اومدن تو ذهنم. یکیشون تموم عمرم ازش متنفر بودم و اون یکی، تموم عمرم عاشقش بودم. و حالا میبینم که جملهم بهشون، شبیه همه. یک جمله با دوتا مفهوم متفاوت. جملهای که حبیب توی مدار صفر درجه، با یه خشم فرو خورده به کسی گفتش که مسبب روزها آزار و شکنجهش بود: " میبخشم، ولی فراموش نمیکنم. "
103
مامان میگه یه روز روزه گرفتی، کل رشتو خریدی اوردی خونه. تا آخر ماه رمضون خودتو ورشکست میکنی.
103
معدهم باورش نمیشه که بعد از ساعتها خالی بودن، حالا این همه خوراکی ضد و نقیض مونده رو دستش که باید آستین بالا بزنه و هضمشون کنه. بهش خداقوت میگم.
103
خب مثل اینکه شماها کوکو سیبزمینی با پنیر و چای شیرین
و ماکارونی با چای شیرین
و پلو تخممرغ آب پز با پنیر و چای شیرین هم نخوردین تا حالا💀 اوکی!
103
چقدر سخته که سرکار هی جلوی خودمو میگرفتم و نمیشد به همکارام بگم " واییی دیدین رابرت اسکار برد؟؟؟"
قطعا هیچکس هیچ ایدهای نداشت😭
103
D-79
مهمترین آدم زندگیمیکم بهش فکر کردم و دیدم نمیتونم شخص خاصی رو پیدا کنم. "مهم" یعنی بدون اون نتونی. همینه دیگه؟ باید بگم خودم؟ خود تنهام مگه چقدر دووم میاره؟ میخوام بگم هرکسی که اطرافمه. تموم روابط مجازیم، حقیقیم و خانواده. من با این آدمها شکل میگیرم، هویت و اهمیت و مهم بودن از همهی این اشخاصه.
103
طنزش اینجا بود که پرسیدم "دادخواستو کجا تایپ کردین؟ باید فایل وردشو بفرستین."
گفت "از سیستم اداره. الان بچهها رفتن و کسی نیست بفرسته"
حتی اینجا هم سوءاستفاده و مصرف شخصی💀
