en
Feedback
تسکین دل

تسکین دل

Open in Telegram

آنهایی که از پل صراط میگذرند، قبلا از خیلی چیزها در دنیا گذشته اند🙂 ارتباط با ما : @pvresan76bot اینستاگرامم : https://instagram.com/dalirazizi2?utm_medium=copy_link

Show more
2 654
Subscribers
-224 hours
-57 days
-3730 days
Posts Archive
مدتی پیش، یک صبح سوار تاکسی شدم. راننده مردی ساکت بود و حرفی نمی‌زد. پیش از سوار شدن، دربارهٔ مقصد از او پرسیدم و اینکه آیا می‌تواند مرا به آنجا برساند یا نه؛ فقط با سرش پاسخ داد: بله. مثل همیشه با کسی که در مسیرم همراه می‌شود، سر صحبت را باز کردم؛ چون دوست ندارم فرصت دعوت و خیرخواهی برای یک مسلمان را از دست بدهم، حتی اگر فقط یک ساعت همراه من باشد. از هر دری سخن گفتم؛ از دین و دنیا، از زندگی و آخرت... اما مرد ساکت بود و پاسخی نمی‌داد؛ فقط با لبخند به من نگاه می‌کرد، گویی با حرف‌هایم موافق است. کم‌کم احساس ناراحتی کردم؛ چون دیدم دارم مزاحم کسی می‌شوم که با من حرف نمی‌زند و با مردی شوخی می‌کنم که با من شوخی نمی‌کند! با این حال، هر از گاهی متوجه می‌شدم لب‌هایش آرام تکان می‌خورند و زیر لب چیزی می‌گوید که من نمی‌شنیدم. وقتی به مقصد رسیدم و خواستم کرایه‌اش را بدهم، برای نخستین بار لب به سخن گشود و گفت: «برادرم، مرا ببخش و چیزی از من به دل نگیر. تو صبح زود سوار ماشین من شدی و این ساعت، وقتِ ذکر روزانهٔ من است. من با خدا عهد کرده‌ام که پیش از سخن گفتن با بندگان، با او سخن بگویم و با او مناجات کنم. به همین دلیل، پیش از آنکه با مردم سخن بگویم، سه هزار بار تسبیح، تحمید، تکبیر یا تهلیل می‌گویم؛ کمی بیشتر یا کمتر. تو در زمانی سوار شدی که من مشغول ذکرم بودم؛ پس مرا به خاطر سکوتی که از من دیدی، مؤاخذه نکن.» از او تشکر کردم و برایش خیر دعا کردم و از آنجا دور شدم؛ اما این بار با تأسف به حال خودم فکر می‌کردم. من همان کسی هستم که گاهی اذکار صبح را سنگین می‌بیند؛ ذکرهایی که شاید بیشتر از هفت دقیقه طول نکشند! و حتی برای باز کردن قرآن و خواندن ورد روزانه‌ام، باید با نفس خودم بجنگم. آن رانندهٔ تاکسی، مرا از اعماق قلبم تکان داد و در خیابان چیزی به من آموخت که من در محراب درس و بالای منبر، با آن همه سخن گفتن، نتوانسته بودم به دیگران بیاموزم؛ آن هم با همان زیبایی و عظمت معنا: از خدا شروع کن؛ سپس روزت را ادامه بده. آن‌گاه طعم روز را می‌چشی، حتی اگر در دهان مردم تلخ باشد! چه زیباست دین، وقتی یک رانندهٔ تاکسی آن را در زندگی واقعی خود جاری می‌کند. و چه زیباست هدایت‌هایی که خداوند گاهی از زبان بندگانِ واقعاً ذاکر، به سوی تو می‌فرستد. اگر سعادت و نجات می‌خواهید، زندگی‌تان را از خدا آغاز کنید. این همان درسی بود که رانندهٔ تاکسی به من آموخت. خداوند او را بیامرزد.
خالد_حمدي
@taskin_dell

أَنَا مَا طَلَبْتُ مِنَ الْبَشَرِ مُسَانِداً لِأَنِّي وَجَدْتُ الصَّبْرَ خَيْرَ مُرَافِقَا... «هیچ‌گاه از آدمیان پیِ تکیه‌گاهی نبودم چراکه صبر را بهترین همراه یافتم...» @taskin_dell

خسته تر از چشاش😅
خسته تر از چشاش😅

#عکس_نوشته اما وقتی برای رضای خدا با کسی رفاقت می‌کنی، برای خدا نیکی می‌کنی، برای خدا برای ترمیم دلِ شکسته‌ای تلاش می‌کنی، و
#عکس_نوشته اما وقتی برای رضای خدا با کسی رفاقت می‌کنی، برای خدا نیکی می‌کنی، برای خدا برای ترمیم دلِ شکسته‌ای تلاش می‌کنی، و برای خدا لغزش‌ها و بدی‌ها را تحمل می‌کنی، آن‌گاه همه‌چیز برایت آسان می‌شود؛ ترک شدن، ناسپاسی و آزار دیدن... چون تو برای آنان کاری نکرده بودی، بلکه برای خدا انجامش داده بودی... @taskin_dell

#استوری رازهایی که بینتون بوده را فاش نکن... @taskin_dell

«این ماجرا با مردی آغاز شد؛ مردی که از غار حرا پایین آمد، در حالی که از شدت و هیبتِ وحی می‌لرزید. دعا کرد، جهاد کرد، محبت ورزید، صبر کرد، نرم‌خو بود، جنگید و استقامت کرد. این جهان را دگرگون ساخت و از دنیا رفت؛ اما روح او، شریعت او، عقیده او و دین او تا ابد باقی خواهد ماند.
گواهی می‌دهم که تو فرستاده خدا هستی.»
@taskin_dell

اگر می‌خواهی از یک رابطه رها شوی، با کمترین درد و آسان‌ترین راه، پس همه درها و راه‌های ارتباطی را ببند؛ نه نگاهت به دنبالشان باشد و نه گوشت منتظر شنیدنشان. آن‌ها را به زندگی خودشان واگذار کن و با زندگی خودت ادامه بده؛ با این موضوع همان‌گونه برخورد کن که با مرگ برخورد می‌کنی؛ یعنی خاک را بر مرده هموار کن و روی قبرش قدم بگذار. و هر روز برنگردی تا ببینی حالش در برزخ چگونه است، و برایشان در برزخشان دعایی نکنی؛ و برو... چون هیچ چیز بیشتر از بازگشت به گذشته، انسان را به عقب نمی‌کشد! @taskin_dell

إن بحثت عن كلمة تُبهجني و تُحزنني في نفس الوقت، فلن أعثر إلّا على كلمة واحدة، النسيان. «اگر در پیِ کلمه‌ای باشم که هم‌زمان شادمان و غمگینم کند، تنها یک کلمه پیدا خواهم کرد، فراموشی...» @taskin_dell

#عکس_نوشته - کسی که زندگی رو فهمیده؛ دنبال برنده شدن نیست، دنبال آرامشه:) @taskin_dell
#عکس_نوشته - کسی که زندگی رو فهمیده؛ دنبال برنده شدن نیست، دنبال آرامشه:) @taskin_dell

«اما آن کشتی، و اما آن پسر، و اما آن دیوار... خدایا! در برابر چیزهایی که از حقیقت و حکمتشان آگاه نیستیم، به ما صبر عطا کن.» @
«اما آن کشتی، و اما آن پسر، و اما آن دیوار... خدایا! در برابر چیزهایی که از حقیقت و حکمتشان آگاه نیستیم، به ما صبر عطا کن.» @taskin_dell

Repost from N/a
من‌قشنگ‌تࢪین‌نوشتہ‌هارو‌اینجا‌دیدم 💙‌‏@Fa_Eran جملاتی که به ذهنتان آرامش میبخشد. 💙‌‏@mafatih_aljanah کتاب های PDF رایگان 💙‌‏@ketabsarayislami داستان‌های صحابه 💙‌‏@mahbubamrasulallah خدایا قلبم را اصلاح کن 💙‌‏@AllahummaaslehQalbi 365 روز با پیامبر ﷺ 💙‌‏@dostdarrasulallah راه نجات از مشکلات 💙‌‏@barnamahaidenihamishs جملاتی که (فهم) و (شعور) را بالا میبرد 💙‌‏@th13undeer تسکین دل 💙‌‏@taskin_dell طارق جمیل فارسی 💙‌‏@tariqjameelfarsi همسرانه 💙‌‏@sonee87b حرف دل 💙‌‏@Bohlloolhakim آموزش تخصصی تجوید و قرائت 💙‌‏@QARI_SHO مظهر حق 💙‌‏@mazharehaq تاریخ و تمدن طلایی اسلام 💙‌‏@tamadone_islami

وقتی از همان کسی که همیشه به او شباهت داشتی، طردشدن و بی‌وفایی نصیبت می‌شود، دیگر اعتمادَت را به یک نفر از دست نمی‌دهی، بلکه اعتمادَت را به همه از دست می‌دهی. پس از آن، تنها زندگی خواهی کرد و به هیچ‌کس اجازه نمی‌دهی به تو نزدیک شود؛ چون همه را در حالِ شروعِ پروژه‌های خیانت می‌بینی که در میانه راه متوقف می‌شوند، آغاز می‌شوند اما به پایان نمی‌رسند، و دیگر کلمات روی تو اثر نخواهند گذاشت؛ به اندازه‌ای که آن حسِ رهاشدگی در وجودت باقی خواهد ماند! احساست شبیه کسی است که با شگفتی از غرق‌شدن نجات پیدا کرده؛ درست است که نجات یافته، اما تا ابد از آب خواهد ترسید. مانند پرنده‌ای که گلوله به او اصابت نکرد، اما امنیتِ درخت را برای همیشه از دست داد؛ مانند دستی که قطع شده، اما هنوز دردِ آن را احساس می‌کند. اتفاقی که باعث می‌شود مردم همچنان در زخم‌هایشان زندگی کنند،
خدا یاری کند هر کسی را که از جای امن و آرامشِ خودش بیرون آمده، و خدا نگذرد از کسی که وارد قلبی شد و آرامش و اطمینانش را از آن گرفت!
@taskin_dell

از یونس بن عبید نقل شده است که گفت: مردی از ابوتَمیمه پرسید: «چگونه صبح کردی؟» گفت: «صبح کردم در میان دو نعمت که نمی‌دانم کدام‌یک برتر است: گناهانی که خداوند آنها را پوشانده است؛ به‌گونه‌ای که هیچ‌کس نمی‌تواند مرا به خاطر آنها سرزنش و رسوا کند، و محبتی که خداوند در دل بندگانش نسبت به من افکنده است؛ در حالی که اعمال من شایستگی رسیدن به آن محبت را نداشته است!»
الشکر، ابن ابی‌الدنیا
@taskin_dell

تصبح على خير، يا من تهتم بالجميع، سوى نفسك. «شب بخیر، به تو که حواست به همه هست، جز خودت.» @taskin_dell

وهُناك قُلوب جمیلة... نُحادثهَا مرة، ونرغبُ بها للأبَد! «قلب‌هایِ زیبایی هست که یک بار با آن‌ها گفتگو می‌کنیم، و برایِ همیشه وابسته‌شان می‌شویم.»                          @taskin_dell

«این جدایی میان من و توست» لازم نیست حتماً یکی از دو طرف، آدم بدی باشد؛ گاهی فقط پایانِ یک راه است! خارج شدن بعضی آدم‌ها از زندگی تو، به معنای پایان زندگی‌شان نیست؛ بلکه فقط به معنای پایانِ بخشی از حضور و ارتباطشان در زندگی توست. رابطه‌ها مانند شاخه‌های خشکیده‌اند؛ هرکدام تاریخ انقضایی دارند، و هر قدمی پس از آن، مسموم و آسیب‌زننده خواهد بود. پس جدایی را وقتی زمانش رسیده، به تأخیر نینداز! هیچ انسانی جایگزینی ندارد، و هیچ فرصتی، آخرین فرصت نیست. تا زمانی که روح در بدن است، چیزی به نام «پایان» وجود ندارد؛ هر پایانی، آغازِ چیزی تازه است. آدم‌ها کسانی را که جایگاهشان را پر می‌کنند فراموش می‌کنند؛
پس همیشه آماده رفتن باش!
@taskin_dell

#عکس_نوشته بعد از آنکه تلاش‌هایت با انسان‌ها بی‌نتیجه ماند، به سوی خدا نگاه می‌کنی! خدا می‌داند که تو آماده‌ای، و تو هم می‌دا
#عکس_نوشته بعد از آنکه تلاش‌هایت با انسان‌ها بی‌نتیجه ماند، به سوی خدا نگاه می‌کنی! خدا می‌داند که تو آماده‌ای، و تو هم می‌دانی که او راه‌حل است... پس چرا اول او را امتحان نکردی؟ @taskin_dell

خوشا به حال تو: آنگاه که در میان راه‌های پر از فتنه و آزمایش، استوار قدم برمی‌داری؛ وقتی نفسَت سرکش می‌شود، مهارش می‌کنی و هنگامی که شهوات با جلوه‌های فریبنده خود را می‌آرایند، از آنها روی می‌گردانی؛ و چیزی جز ترس از خدا و امید به پاداشی که نزد اوست، تو را از آنها بازنمی‌دارد. خوشا به حال تو: آن‌گاه که نفست بر تو اصرار می‌کند و درهای هوس را به رویت می‌گشاید، اما به او می‌گویی: «حاشا لله!»؛ پس بر خواهش نفست غلبه می‌کنی، قدرت شهوتت را در هم می‌شکنی و رضایت پروردگارت را بر لذتی زودگذر ترجیح می‌دهی؛ لذت لحظه‌ای را با پاداشی همیشگی معاوضه می‌کنی. خوشا به حال تو: آنگاه که در روزگاری که باورها و ارزش‌های ثابت یکی پس از دیگری سست می‌شوند، دینت را محکم می‌گیری؛ زمانی که قدم‌ها متزلزل می‌شوند، استوار می‌مانی و هنگامی که راه‌های گمراهی فراوان می‌شوند، از قلبت محافظت می‌کنی. نه زیادیِ رهروانِ راه‌های دیگر تو را تغییر می‌دهد و نه از راه حق وحشت می‌کنی، فقط به این دلیل که پیروان آن اندک شده‌اند. خوشا به حال تو: وقتی با خود خلوت می‌کنی و مراقب خدا هستی؛ هنگامی که گناه تو را فرا می‌خواند و عظمت خدا را به یاد می‌آوری؛ و زمانی که پیمودن این راه بر تو سخت می‌شود، به یاد می‌آوری که خداوند عبادتِ نیکوکاران را ضایع نمی‌کند و دلی را که او را بر خواسته‌های نفسش ترجیح داده، رها و ناامید نمی‌سازد. @taskin_dell

«وقتی اهل باطل، در رفاه‌اند» گاهی با خودت می‌گویی: چرا کسانی که حلال و حرام برایشان اهمیتی ندارد، این‌همه درهای دنیا را به روی خود باز می‌بینند؛ اما من که در هر قدم مراقب خدا هستم، با این‌همه سختی و تنگنا روبه‌رویم؟ آن‌ها جلو می‌روند، موفق می‌شوند و خواسته‌هایشان یکی پس از دیگری برآورده می‌شود؛ و تو گاهی حتی برای به‌دست آوردن روزیِ حلال، باید از خواسته‌هایت بگذری و سختی بکشی. اینجاست که شیطان به تو می‌گوید: «اگر پایبندی به خدا این است، پس چه چیزی نصیبت شده؟ آن‌ها برنده شدند و تو باختی!» اما درست همین‌جا باید حقیقت را به یاد بیاوری: دنیا، معیارِ محبت خدا نیست. خداوند دنیا را به کسی که دوست دارد و کسی که دوست ندارد می‌دهد؛ اما ایمان، تقوا و استقامت را نصیب کسی می‌کند که دوستش دارد. پس اگر به خاطر خدا از چیزی گذشتی، خودت را محروم‌شده ندان. اگر برای به‌دست آوردن روزیِ حلال سختی کشیدی، گمان نکن عقب مانده‌ای. و اگر راه تو از راه بسیاری از مردم دشوارتر است، بدان که قرار نیست همه در یک مسیر بدوند. تو در مسابقه‌ای هستی که خط پایانش این دنیا نیست. شاید دیگران امروز بیشتر داشته باشند؛ اما تو چیزی را حفظ کرده‌ای که از همهٔ داشته‌های دنیا ارزشمندتر است: پاکیِ قلب و سلامتِ ایمان. @taskin_dell

مئة ألف سؤال شاغليين على طول البال طب إيه هيتقال ده الحال ده يهد جبال... «صد هزار سوال مدام ذهنم را مشغول می‌کند. چه می‌توان گفت؟ این حال می‌تواند کوه‌ها را متلاشی کند...» @taskin_dell