en
Feedback
عَیاذ

عَیاذ

Open in Telegram

عیاذ. پناه بردن و اندخسیدن. ملتجی گشتن. چسبیدن به چیزی و لازم شدن. آبی استودیو: @bllue_studio پلی‌لیست: @music_rhn مداحی: @hosseinieplaylist

Show more
661
Subscribers
+124 hours
+27 days
+1130 days
Posts Archive
آخیش.🥹✨

کاش یه تیکه ابر بودم، می‌باریدم و تموم می‌شدم.

کاش یه تیکه ابر بودم. می‌باریدم و تموم می‌شدم.

Repost from N/a
در هیئتی که دغدغه مبارزه با اسرائیل را نداشته باشد شمر هم سینه می‌زند

‏خودت عزیز و غمت عزیزتر، حسین جان.

photo content
+1

دقیقاً یک ساله تو مهم‌ترین دوران زندگیم کنارم نبودی، همراهم نبودی، قوت‌قلب نبودی؛ ترسم به حقیقت پیوست، برای همیشه دیر شد. دیر کردی.

-
-

بچه که بودم خیال می‌کردم همه‌چیز مال من است، دنیا را آفریده‌اند که من سرم گرم باشد. آسمان، زمین، پدر، مادر، درخت‌ها، اسب‌ها، کالسکه‌ها و حتی آن گنجشک‌ها برای سرگرمی من به‌وجود آمده‌اند. بعدها یکی یکی همه چیز را ازم گرفتند؛ مایعی در رگ‌هایم جاری بود که می‌گفت این مال شما نیست، راحت باشید.. پسری که عاشق کبوترها و خرگوش‌ها بود، خودش را به درختی دار زد. چرا؟ مادر گفت بماند برای بعد. کاش تولد من هم می‌ماند برای بعد، به کجای دنیا بر می‌خورد؟

photo content

چقدر چیزهای واقعی کم شدن؛ خوشحالیِ واقعی، دوستِ واقعی، آرامشِ واقعی، لبخندِ واقعی، گفت‌وگوی واقعی، حضورِ واقعی، آدم‌های واقعی.

photo content
+2

💚
💚

اشتباه من اونجا بود که خودم رو در برابر برداشت‌های دیگران مسئول دونستم.

photo content
+1

بعضی‌وقت‌ها که زورم به درست کردن اوضاع نمی‌رسد و چاره‌ای برایم باقی نمی‌ماند، به جان خودم می‌افتم و یقه‌ی خود را سفت می‌چسبم و بازخواستش می‌کنم؛ چرا انقدر می‌دانی؟ چرا انقدر فکر می‌کنی؟ چرا انقدر ول نمی‌کنی؟ چرا انقدر کنکاش می‌کنی، انگار ساده‌ترین راه همین هست، شماتت خودم، به جای دیگران.

غم‌هایم را دوست دارم، مرا به تو نزدیک‌تر می‌کنند..

photo content
+1

photo content

عجیب نیست که همه‌چیز تا قبل از اینکه تمام شود، به نظر می‌رسد بی‌پایان است؟