Ethereal
Open in Telegram
354
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
354
او را راحت گذاشتم. نگفتم همهچیز درست میشود. برای آرامکردنش تلاشی نکردم.
گاهی اوقات بهتر است همهچیز را آنطورکه هست رها کرد و اندوه را آزاد گذاشت تا دورهاش را بگذراند.
شکلات/ژوان هریس
354
من اینجا بس دلم تنگ است
و هر سازی که میبینم
بدآهنگ است
بیا رهتوشه برداریم
قدم در راه بیبرگشت بگذاریم
_مهدی اخوانثالث
354
آدم است ديگر.
حتى در اقيانوس هم زنده مىماند،
اما گاهى در یک جرعه دلتنگى غرق میشود!
-جمال ثریا
354
زخمهایی داریم
که دیگر دردش را احساس نمیکنیم
جایشان را نمییابیم
نه
اشتباه نکن
زخمی که همیشه میشود
از آن نوشت
خوب شدنی نیست
ما خودمان را برای گم کردنِ زخمهایمان
سراسر خراشیدهایم...
_یاور مهدیپور
354
دلم صدایت را میخواهد
بوی موهایت را میخواهد
وقتی خوابی
پشت آن پلکهای معصوم
آرامش نفسهایت را میخواهد
اینجا در غیبت تو
سرم را در لباست فرو میبرم
و آرام نمیگیرم
دستهایت کجاست گل من ؟
دلم دستهایت را میخواهد ...
_عباس معروفی
354
وقتی بچه هستی برای اینکه پیرو جمع نباشی با این جمله به تو حمله میکنند که «اگر همه از بالای پل بپرند پایین، تو هم باید بپری؟»
ولی وقتی بزرگ میشوی، ناگهان متفاوت بودن با دیگران جرم به حساب میآید و مردم میگویند «هی! همه دارند از روی پل میپرند پایین، تو چرا نمیپری؟»
جز از کل/استیو تولتز
354
باید بدانی که وسط بوی گوگرد و باروت، در این روزها که همهی راهها بسته است و نمیتوانم صدایت را بشنوم یا چیزی برایت بفرستم، در این جنگ که نفسهای آخرش را میکشد، هر لحظه به یاد تو بودم. این فقط یک جنگ نیست رز. این تقابل به تمام معنای خیر و شر است. دوستانما بیهوده کشته نشدهاند و من بیهوده از تو دور نیستم.
_نامهایی از سربازانِ جنگجهانی دوم
354
عادت، ناجوانمردانهترین بیماری است!
زیرا هر بداقبالی را به ما میقبولاند،
هر دردی را و هر مرگی را...
در اثر عادت،
در کنار افرادِ نفرت انگیز زندگی میکنیم،
به تحمل زنجیرها رضا میدهیم،
بی عدالتیها و رنجها را تحمل میکنیم!
به درد، به تنهایی و به همه چیز
تسلیم میشویم.
یک مرد / اوریانا فالاچی
354
آهنگ بار دهم تکرار شد
ﻫﻮﺍ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﺪ
ﺗﺎﺭﯾﮏ ﺷﺪ
ﭼﺎﯼ ﺳﺮﺩ ﺷﺪ
ﻏﺬﺍ ﯾﺦ ﮐﺮﺩ
ﺩﺭ ﯾﺨﭽﺎﻝ ﺑﺎﺯ ﻣﺎﻧﺪ ...
ﻭ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﻗﻔﻞ ﻧﮑﺮﺩيم
ﻭ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﯾﻢ ﮐﯽ ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ
ﻭ ﮐﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﺑﻨﺪ ﺁﻣﺪ
ﻭ ﮐﯽ ﻋﻮﺽ ﺷﺪيم
ﮐﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﺘﺮﺳﯿﺪﯾﻢ ...
ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﻧﺨﻨﺪﯾﺪﯾﻢ ...وكي از ته دل خنديديم
ﻭ ﺩﻝ ﻧﺒﺴﺘﯿﻢ ...
ﻭ ﭼﻄﻮﺭ ﯾﮑﺒﺎﺭﻩ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﯾﻢ ...
ﻭ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﺳﺮﻣﺎﻥ ﺳﻔﯿﺪ ﺷﺪ ...
ﻭ ﺍﺯ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﮐﯽ ﮔﺬﺷﺘﯿﻢ؟!
ﻭ ﮐﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺍﻭ ﺭﺍ؟
_پابلو نرودا
354
اگر نتوان آزادی و عدالت را یک جا داشت و من مجبور باشم میان این دو
یکی را انتخاب کنم آزادی را انتخاب می کنم تا بتوانم به بی عدالتی
اعتراض کنم!
_آلبر کامو
354
ما هرگز از آنچه نمیدانستیم
و از کسانی که نمیشناختیم
ترسی نداشتیم،
ترس،
سوغات آشناییهاست..!
_نادر ابراهیمى
354
دلم باران ، دلم دریا ، دلم لبخند ماهیها
دلم اغوای تاکستان به لطف مستیِ انگور
دلم بوی خوش بابونه میخواهد ...
دلم مهتاب میخواهد که جانم را بپوشاند
دلم آوازهای سرخوش مستانه میخواهد ...
دلم تغییر میخواهد ...
دلم تغییر میخواهد ...
-نیما یوشیج
354
قاصد تجربههای همه تلخ
با دلم میگوید
که دروغی تو، دروغ
که فریبی تو، فریب!
- مهدی اخوان ثالث
