en
Feedback
Ethereal

Ethereal

Open in Telegram

I tried To live in black and white but I’m so blue

Show more
Iran414 747The category is not specified
354
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
#music

آیا کسی که مهربانی یک جسم زنده را به تو می‌بخشد، جز درک حس زنده بودن از تو چه می‌خواهد؟ حرفی به من بزن! _فروغ فرخزاد

سبک‌تر شدیم امّا بالاتر نرفتیم باری که از روی دوش‌مان برداشته شد، بال‌هایمان بود. _گلاره جمشیدی

خوشحالم که موهایم سفید شده و پیشانی‌ام خط افتاده و میان ابروهایم دوتا چینِ بزرگ در پوستم نشسته است . خوشحالم که دیگر خیالباف و رؤیایی نیستم، دیگر نزدیک است که سی و دو سالم بشود ! هرچند که سی و دو ساله شدن یعنی سی و دو سال از سهمِ زندگی را پشت سرگذاشتن و به پایان رساندن، اما در عوض خودم را پیدا کرده‌ام . - از نامه‌هایِ فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان

نگران نیستم همه چیز درست می شود آب ریخته روی زمین جمع نه، اما خشک میشود، قلب شکسته خوب نه، اما ترمیم می شود و هنوز هم می توان در گلدان شکسته گل کاشت! _سیمین بهبهانی

ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ؟ ﺩﯾﺮ ﺩﺭﯾﺎﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﻣﺴﺌﻮﻝ ﻃﺮﺯ ﻓﮑﺮ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻧﯿﺴﺘﻢ. ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻫﺮﮐﻪ ﻫﺮﭼﻪ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﮕﻮﯾﺪ! ﭼﻪ ﺍﻫﻤﯿﺘﯽ ﺩﺍﺭﺩ؟ ﻣﻦ ﺩﺭ ﻻﮎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍﺣﺖ ﺗﺮﻡ؛ ﺁﻥ ﺟﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﺑﯽ ﺩﻏﺪﻏﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩ ... _فروغ فرخزاد                                

#music

أريد البكاء مثل طفل فز من النوم ولم يجد امهُ اريد البكاء هكذا من دون سبب.. «میخواهم بگریم همچو کودکی که از خواب پرید و مادرش را نیافت میخواهم اینگونه بگریم، بی دلیل...» _محمد خالد

‏در سرزمین من خار نکار، شاید فردا پابرهنه به دیدارم بیایی!... _غادة السمان

من آرام و بی‌صدا ناپدید می‌شوم. همان‌طور که خیلی‌ها قبل‌تر از من ناپدید و فراموش شده‌اند... _ساموئل بکت

درد تاریکی ست درد خواستن رفتن و بیهوده از خود کاستن سر نهادن بر سیه دل سینه ها سینه آلودن به چرک کینه ها در نوازش، نیش ماران یافتن زهر در لبخند یاران یافتن ! _فروغ فرخزاد

photo content

#music

دستانم را میتوانی ببندی پاهایم را میتوانی ببندی دهانم را میتوانی ببندی اماذهنم را هرگز! یک روز از ذهن من، از ذهن تو از ذهن ما هزاران پرستوی وحشی به آسمان خواهد پرید.. _ژان پل سارتر

میدانم اگر قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم، دنیا تمام تلاشش را می‌کند تا مرا در شرایط او قرار دهد تا به من ثابت کند در تاریکی همه‌ی ما شبیه یکدیگریم... _فئودور داستایوفسکی

مرگ من روزی فرا خواهد رسید در بهاری روشن از امواج نور در زمستانی غبار آلود و دور یا خزانی خالی از فریاد و شور _فروغ فرخزاد سالگرد آسمانی شدن فروغ فرخزاد

بلاخره همه یک روزی می‌میرند و صد سال که بگذرد، دیگر هیچکس درباره‌ی این که دیگران که بودند و چطور مردند سوال نمی‌کند. پس بهتر است همان طور که دلت می‌خواهد زندگی کنی و همانطور که دوست داری بمیری. -کنزابورو اوئه

photo content
+1

يک چيزی را از من گرفته‌اند. نمی‌دانم چه‌ كسی و كجا و چرا؟ شايد اصلاً پيش از تولدم آن را از من گرفته باشند. شايد كه من اصلاً بی‌سامان به دنيا آمده باشم. و همه‌ی عشق من به تو چيزی جز جست‌وجوی قرارگاهی بر روی خاک نباشد. نمی‌دانم. نمی‌دانم اينجا وضع خيلی خراب است. ‌ _فروغ فرخ‌زاد نامه به ابراهیم گلستان

زندگى همين است؛ ارادهء راسخ‌تان را در ترک سيگار تحسين مى‌كنيد، و بعد يک صبحِ سردِ زمستانى تصميم مى‌گيريد چهاركيلومتر پياده برويد تا يك پاكت سيگار بخريد... _آنا گاوالدا