𝐵𝑙𝑢𝑒 𝐷𝑟𝑒𝑎𝑚
Open in Telegram
ׄ ֶָ֢ ׂ𝐶𝒶𝓃 𝑦𝑜𝑢 𝑙ℴℴ𝑘 𝑎𝓉 𝓂ℯ ? 𝐶𝓊𝑧 𝐼 𝒶𝓂 ℬ𝑙𝑢𝑒 & 𝐺𝑟𝑒𝑦ִ ֶָ֢ ִׂ 🦋 ๋ ֶָ֢ ׂ 你是那些假装根本看不到你的人的榜样,相信我! https://t.me/TeleCommentsBot?start=sc-345331-o64RFFl :ناشناسم
Show more410
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
410
میخوام شاد باشم
ولی تو راهش گم شدم
اینگار همه جارو مه گرفته و سردرگم دنبال راه فرارم اما هرچی جلو تر میره مه بیشتر و هوا تاریک تر میشه
میخوام گذشته رو پشت سر بزارم
اما مث یه باتلاق توش گیر افتادم
هر چی که حالمو بدتر میکنه منو میکشونه سمت خودش و با دستاش خفم میکنه و نمیزاره نفس بکشم و من فقط میتونم دستو پا بزنم..
410
I'm paralyzed
Where are my feelings?
I no longer feel things
I know I should
I'm paralyzed
Where is the real me?
I'm lost and it kills me
Inside
I'm paralyzed..
410
قبول کن که این قاعده و قانون زمان هیچ چیزی رو حل نمیکنه و حتی کمرنگ هم نمیکنه
زخمی که سرش بازه رو زمان مداوا نمیکنه،گذر زمان فقط زخمو عفونی میکنه و دردش رو بیشتر
نمیتونی منتظر بمونی گذر ثانیه و دقیقه چیزی رو التیام ببخشه."
410
Same time got me caught up in
my feelings All time baby you one in a million Like wow we be acting so blind Like how we been wasting this time All good we just get back to living We both know that this business isn't finish
410
_نیاز به یه تکیهگاه داری؟
+میشه گفت.
_میخوای سرت رو بذاری روی شونم؟
+نه، میخوام از پشت بغلت کنم و صورتم رو تکیه بدم به پشت گردنت و همون نقطه رو نفس بکشم.
_ببندم موهام رو؟
+خودم راهمو پیدا میکنم.
باز؛مانده.
410
من چقدر خودمو لا به لای نوشته هام جا گذاشتم و گاهی ترسیدم از تایید کردنش، انگار گاهی وقتا فقط یه نوشتن ساده نبود.
افکار دفن شده ام رو بیرون میکشید و تمامش درد بود.
من تموم احساساتمو خرج اون نوشتهها کرده بودم اما تهش چی شد..
میدونم کجا، کدوم نقطه درد کشیدم گاهی، اما نوشتن ازش همه چیز رو زنده میکنه.
و میدونم اگر داستانم تموم شه اون حفره ی خالی روی قلبم باقی میمونه.
فقط گاهی تعجب میکنم توی این هیاهو و طوری که بقیه مینویسن، چرا نوشته ی من متفاوت حساب شد.
متفاوت بود نه؟
بود ...
