en
Feedback
ندای جمهوری ایران

ندای جمهوری ایران

Open in Telegram
1 708
Subscribers
-124 hours
-67 days
+530 days
Posts Archive
🔴 از ویدیوی جعلی اوین تا روایت «موشک خودی» در سیریک؛ ضیا نبوی از جنگ روایت‌ها می‌گوید 🖌️ ضیا نبوی/فعال سیاسی و زندانی سابق ⚠️ وقتی خبر بمباران مراسم عروسی در سیریک منتشر شد، ضیا نبوی با دیدن ادعاهایی در برخی صفحات ناشناس اینستاگرامی مبنی بر اینکه حادثه حاصل «برخورد اشتباه موشک خودی» بوده، به روایتی از جنگ پیشین بازگشت: ویدیویی که پس از حمله به زندان اوین به‌سرعت در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شد. در آن ویدیو چنین به نظر می‌رسید که موشک با دقتی خارق‌العاده فقط سردر زندان اوین را هدف گرفته و آن را از جا کنده است؛ تصویری «تمیز» از عملیاتی که می‌توانست در ذهن مخاطب حتی تداعی‌کننده تلاش برای گشودن راه زندانیان باشد. اما نبوی می‌نویسد آن ویدیو واقعی نبود و حتی پیش از بمباران منتشر شده بود. نکته‌ای که برای او اهمیت بیشتری دارد، ماندگاری همان تصویر در حافظه است: «خودم هم تا مدت‌ها ــ علیرغم آنکه همان ابتدا متوجه واقعی نبودن فیلم شدم ــ بمباران اوین را با همان تصویر به ذهن سپرده بودم.» اما تصویری که بعدها با چشم خود دید، به گفته او چیز دیگری بود. نبوی که پس از آن حمله دوباره وارد زندان اوین شده، می‌نویسد: «لحظه ورود به زندان اوین که با ویرانی ساختمان‌ها در همان ابتدا مواجه شدم... به معنای دقیق کلمه زندان را شخم زده بودند!» او یادآوری می‌کند قربانیان حمله فقط زندانیان نبودند؛ خانواده‌های زندانیان، کارکنان مددکاری و بهداری، سربازان وظیفه و مسئولان زندان نیز در میان کشته‌شدگان قرار داشتند. اما پرسش اصلی یادداشت او از همین‌جا آغاز می‌شود. نبوی معتقد است در جنگ، نبرد فقط بر سر آنچه اتفاق افتاده نیست؛ نبرد دیگری نیز بر سر تصویری که از اتفاق در ذهن مردم باقی خواهد ماند جریان دارد. او درباره ویدیوی جعلی اوین ظن خود را صریح‌تر بیان می‌کند و می‌نویسد: «تقریباً مطمئن بودم آن ویدیوی حمله به اوین، ساخته همان کسی است که دستور بمباران را داده است.» این بخش، تحلیل و ظن نویسنده است و او در متن برای انتساب سازنده ویدیو به طراحان حمله، سند مستقلی ارائه نمی‌کند. اما مسئله‌ای که طرح می‌کند فراتر از منشأ یک ویدیوست: آیا در جنگ‌های امروز، عملیات نظامی و عملیات روایی می‌توانند هم‌زمان طراحی شوند؟ به تعبیر نبوی، مهاجم می‌تواند نه‌فقط به دنبال انجام عملیات، بلکه در پی ساختن تصویر مطلوب خود از آن باشد: «هم بکشند، هم تصویر نجات‌دهنده را از خودشان بسازند.» همین تجربه است که او را به واکنش‌های اولیه پس از حمله سیریک حساس کرده است. نبوی می‌گوید در همان ساعات نخست انتشار خبر بمباران عروسی، صفحات ناشناس متعددی را دیده که پیش از روشن‌شدن ابعاد واقعه، روایت «موشک خودی» را مطرح کرده‌اند؛ اتفاقی که او را بلافاصله به یاد ویدیوی جعلی اوین انداخته است. 🔻 پی‌نوشت فرهیختگان ارزش یادداشت ضیا نبوی فقط در داوری او درباره منشأ یک ویدیو نیست؛ در هشدار درباره سرعت شکل‌گیری حافظه جمعی در میانه جنگ است. در جنگ امروز، چند دقیقه نخست پس از یک حمله اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد. نخستین ویدیو، نخستین کپشن و نخستین توضیح علّی ممکن است پیش از آنکه خبرنگاران، شاهدان و نهادهای مستقل فرصت بررسی پیدا کنند، چارچوبی در ذهن میلیون‌ها نفر بسازد که اصلاح آن بعداً بسیار دشوار باشد. از همین رو باید دو پرسش را از هم جدا کرد: چه اتفاقی افتاد؟ و چه کسی می‌خواهد ما آن اتفاق را چگونه به یاد بیاوریم؟ اما همین حساسیت باید درباره همه روایت‌ها اعمال شود. ناشناس‌بودن یک صفحه یا سرعت انتشار یک ادعا به‌تنهایی اثبات نمی‌کند که آن صفحه بخشی از عملیات سازمان‌یافته مهاجم است؛ همان‌طور که انتشار یک ویدیوی جعلی، بدون شواهد بیشتر، هویت سازنده آن را مشخص نمی‌کند. در جنگ روایت‌ها شاید مهم‌ترین مقاومت این باشد: اجازه ندهیم نخستین تصویری که به ما می‌رسد، الزاماً آخرین تصویر باقی‌مانده در ذهنمان باشد. #کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران https://t.me/DemocracyRepublicNetwork

🔴 افزایش ۵۰ درصدی حقوق‌ نمایندگان مجلس انقلابی در سخت ترین روزهای معیشتی مردم   ⚠️ نیکزاد نایب رئیس مجلس از تصویب افزایش حقوق نمایندگان تا ۵۰درصد توسط خودشان خبر داد و گفت: دوستان من در مجلس با سند نشان دادند در سکوت خبری حوادث اخیر مجلس انقلابی تا ۵۰ درصد افزایش را برای خود تصویب کردند و علت افزایش را گرانی‌های اخیر و افزایش هزینه‌های خود دانسته‌اند. مجلسی که۷ماه هم تعطیل بوده است./آینده #کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران https://t.me/DemocracyRepublicNetwork

🔴 سعید باقری، درویش گنابادی و زندانی عقیدتی، پس از اعزام به مرخصی درگذشت ⚠️ سعید باقری، از دراویش گنابادی که از اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۴ برای تحمل دوران محکومیت خود در زندان اوین محبوس بود، پس از اعزام به مرخصی و در پی سکته قلبی درگذشت. باقری از بیماری‌های متعدد رنج می‌برد و وضعیت جسمانی او در دوران حبس نامناسب بود. او در شهریورماه ۱۴۰۵ به مرخصی اعزام شد و در همین دوره، بر اثر سکته قلبی جان باخت. این درویش گنابادی در پرونده‌ای با اتهامات عقیدتی در دادگاه انقلاب تهران محاکمه و به پنج سال حبس محکوم شده بود و از اردیبهشت سال گذشته دوران محکومیت خود را در زندان اوین می‌گذراند. درگذشت سعید باقری بار دیگر مسئله مسئولیت حکومت در قبال سلامت زندانیان بیمار را مطرح می‌کند؛ به‌ویژه درباره زندانیانی که اساساً به دلیل عقیده و باور خود زندانی شده‌ اند. https://iranhrs.org/ #کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران https://t.me/DemocracyRepublicNetwork

🔴 در باره آخرین تحولات حوثی‌ها، دریای سرخ و باب‌المندب و.. https://www.youtube.com/watch?v=efrv7LhTrDw

🔴 شورای حکام ۳۵ عضوی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی روز چهارشنبه قطعنامه‌ای را تصویب ‏کرد که بر اساس آن پرونده ایران به دلیل نقض تعهدات در زمینه عدم اشاعه هسته‌ای، برای ‏نخستین بار در ۲۰ سال گذشته به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع داده می‌شود.‏/ادامه👇 https://l.euronews.com/ZYlE

🔴 چه‌کسانی چه‌گونه «مرد میهن آبادی» را در برابر #زن_زندگی_آزادی قرار دادند. 🎙️ توضیح و تحلیل شادی امین در ولتاژ، برای ثبت در تاریخ: ‏ https://youtu.be/bizyg8cwJzA?si=OARjMz002vm-INPM #کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران https://t.me/DemocracyRepublicNetwork

🔴 حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران شش شرط جمهوری اسلامی برای پایان جنگ را ‏اعلام کرده و گفته است تهران محدوده مورد نظر خود برای برخورد با شناورها را از تنگه هرمز ‏به بخش‌هایی از دریای عمان و دریای عرب گسترش داده است/ادامه👇 https://l.euronews.com/pdA4 #کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران https://t.me/DemocracyRepublicNetwork

🔴 چه کنیم تا جنگ و سرکوب مردم ایران برای جهان عادی نشود؟ 🎙️ گفتگوی کامبیز غفوری با مهدیه گلرو، فعال و تحلیل‌گر سیاسی. https://www.youtube.com/watch?v=5g5fLFw_4-0 #کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران https://t.me/DemocracyRepublicNetwork

🔴 جنگ، تورم، فقر، فساد و گرانی در برابر سفره‌های مردم https://youtu.be/3qB1f9sr6sk #کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران https://t.me/DemocracyRepublicNetwork

🔴 ۵۲ درصد کمتر نوشت‌افزار خریدند؛ فقر به کیف مدرسه رسید و حالا دارد مشق می‌نویسد 🖌️حمید آصفی ⚠️قیمت نوشت‌افزار در آستانه بازگشایی مدارس، طی یک سال گذشته بین ۵۰ تا ۱۰۰ درصد افزایش یافته و نتیجه روشن است: سبد خرید نوشت‌افزار خانواده‌ها ۵۲ درصد کوچک‌تر شده است. خانواده‌ای که تا دیروز خرید مدرسه را یک‌باره انجام می‌داد، حالا دفتر و مداد را مرحله‌ای و اضطراری می‌خرد. این فقط خبر گرانی نوشت‌افزار نیست؛ خبر عقب‌نشینی قدرت خرید از زندگی روزمره است. اما پشت این اعداد، چیزی بزرگ‌تر در حال رخ دادن است: اقتصادِ تولید فقر. اقتصادی که فقط کالا را گران نمی‌کند، بلکه به‌تدریج توان خریدن را از مردم می‌گیرد. تورم در اینجا صرفاً افزایش قیمت نیست؛ مکانیسم انتقال ثروت است: پول از جیب حقوق‌بگیر، کارگر و خانواده‌های کم‌درآمد کنده می‌شود و به سوی صاحبان دارایی، رانت، انحصار و سوداگران حرکت می‌کند. فقر در این اقتصاد ناگهان از سقف فرود نمی‌آید؛ قسط‌قسط ساخته می‌شود. اول خانواده گوشت را حذف می‌کند، بعد میوه را کم می‌کند، بعد تفریح را کنار می‌گذارد، بعد خرید لباس را عقب می‌اندازد و سرانجام دفتر و مداد کودک هم وارد فهرست «بعداً می‌خریم» می‌شود. این همان چیزی است که می‌توان نامش را گذاشت: زنجیره حذف رفاه. اینجا مفهوم دیگری هم شکل می‌گیرد: مالیات تورمی بر کودکی. تورم فقط از درآمد پدر و مادر کم نمی‌کند؛ از کیفیت کودکی و آموزش فرزند نیز مالیات می‌گیرد. هر دفتر نخریده، هر کتابی که به تعویق می‌افتد و هر وسیله آموزشی که حذف می‌شود، بخشی از سرمایه انسانی نسل آینده است که امروز قربانی می‌شود. افت ۵۲ درصدی سبد نوشت‌افزار، در واقع یک شاخص اجتماعی است؛ شاخص عقب‌نشینی خانواده از استاندارد زندگی. کودک هنوز به مدرسه می‌رود، اما کیفیت زندگی او آرام‌آرام از درِ مدرسه بیرون گذاشته می‌شود. دفتر نصفه، مداد سال قبل و کیف کهنه فقط کالاهای مصرف‌شده نیستند؛ سندهای کوچک فقیرشدن یک خانواده‌اند. این همان فقرِ تدریجی است؛ فقری که با یک سقوط بزرگ آغاز نمی‌شود، بلکه با صدها حذف کوچک ساخته می‌شود. خانواده هنوز خانه دارد، هنوز غذا می‌خورد، هنوز فرزندش را به مدرسه می‌فرستد؛ اما هر سال چیزی از زندگی‌اش کم می‌شود. فقر ابتدا سفره را کوچک می‌کند، بعد انتخاب را، بعد آرزو را. و اینجا اقتصاد سیاسیِ فقر خود را نشان می‌دهد: وقتی درآمدها کند حرکت می‌کنند و قیمت‌ها با سرعت می‌تازند، مردم فقط فقیر نمی‌شوند؛ فقیرسازی می‌شوند. سازوکار اقتصادی به شکلی عمل می‌کند که قدرت خرید به‌طور مستمر از بخش بزرگی از جامعه تخلیه شود. از این منظر، نوشت‌افزار فقط یک کالا نیست؛ ورودیِ اقتصاد به آینده است. اگر خانواده امروز از آموزش فرزندش بزند، اقتصاد فردا هزینه آن را با نیروی انسانی ضعیف‌تر، نابرابری بیشتر و تحرک اجتماعی کمتر پرداخت خواهد کرد. این همان تورمِ آینده‌خوار است: تورمی که فقط امروز را نمی‌بلعد؛ بخشی از فردا را هم خرج امروز می‌کند. و دردناک‌تر اینکه جامعه کم‌کم به این وضعیت عادت می‌کند. خرید مرحله‌ای، حذف کالا، تعویق نیاز و «فعلاً همین را داشته باش» تبدیل به سبک زندگی می‌شود. وقتی فقر طولانی شود، فقط جیب را خالی نمی‌کند؛ انتظار آدم از زندگی را هم کوچک می‌کند. وقتی مردم خرید مداد را هم به تعویق می‌اندازند، مسئله دیگر فقط گرانی کالا نیست؛ مسئله، ارزان‌شدنِ زندگی انسان است. مدرسه باید محل تولید فرصت باشد، نه جایی که کودک نخستین درس اقتصاد سیاسی را از روی دفتر خالی خود یاد بگیرد: در اقتصادی که تورم تولید می‌کند، فقر هم تولید می‌شود؛ و نخستین قربانی، همیشه آینده است./کانال نویسنده

🔴 معلمی و یا چالش حرفه ناممکن 🖌️سعید پیوندی ⚠️ برای اولین پس از ۳۷ سال تدریس در فرانسه امسال کلاس حضوری در کار نخواهد بود هر چند به عنوان "پرفسور امریت" (emeritus) کار دانشگاهی و تدریس غیرحضوری (ایران آکادمیا) ادامه پیدا خواهد کرد. انتخاب حرفه معلمی یک تصادف ساده بود. سال ۱۳۵۳ پس از قبولی در رشته جامعه‌شناسی دانشگاه تهران و مهاجرت از سمنان خواستم از نظر مالی به خانواده وابسته نباشم. در جستجوی کاری پاره‌وقت، چشمم به آگهی موسسه‌ ایران زمین افتاد که دنبال معلم خصوصی "مجرب و باسابقه" می‌گشت. با شماره تلفن تماس گرفتم. پس از گفتگو با آقایی به نام مرعشی قرار مصاحبه گذاشت. از من پرسید که آیا تا کنون درس داده‌ام. گفتم به صورت حرفه‌ای خیر ولی به همسایه‌ها کمی درس داده‌ام. خنده‌اش گرفت و گفت "این‌که سابقه نمیشه". آخر مصاحبه گفت "یک فرصت دارید برای نشان‌دادن خودتان". ۳ روز بعد در حالیکه هنوز ۱۸ سال هم نداشتم با کت و شلوار راهی اولین کلاس تقویتی شدم. خانه قدیمی بود در محله هدایت. با دلهره زنگ  زدم. خانمی که انگشتش را در دهانش گذاشته بود پرسید چکار دارم. گفتم از ایران زمین آمدم، معلم ریاضی هستم. در را گشود و با برانداز کردن سرتاپای من با پوزخند گفت "شما معلم هستید؟". گفتم بله. گفت بگذارید خانم را خبر کنم. برگشت و از من خواست دنبالش بروم. خانه زیبای قدیمی بود با حیاط بزرگ، باغچه‌های کوچک، گلدان‌های زیبا و حوضی آبی رنگ. داخل اتاقی دختری ۱۰ساله و مادرش با چادر منتظر من بودند. خانم گفت مرعشی از شما خیلی تعریف کردند، قرار شد آزمایشی کار کنید. من که درسم  را آماده کرده بودم، زیر نگاه تیزبین مادر از دختربچه پرسیدم چه چیزی در ریاضی برایش مشکل است. این را از پدرم یاد گرفته بودم که معلم دبستان بود و ابتدا سعی می‌کرد مشکل را تشخیص دهد. هنگام  ترک خانه حس خوبی داشتم، یک لذت درونی ناشناخته. این گونه من معلم شدم بدون آموزش، کار من در ایران‌زمین سال‌ها ادامه یافت. مرعشی مرا به دبیرستان مخصوص "شاگرد تنبل‌ها و مردودی‌ها" برد که خودش تاسیس کرده بود. همین تجربه هم سبب شد بتوانم دبیر دبیرستان البرز تهران شوم. در فرانسه هم "تصادفی" معلم شدم. یک‌بار سر کلاس آمار و کامپیوتر، استاد نام نرم‌افزاری را اشتباه نوشته بود و من با خجالت گفتم "فکر می‌کنم نام دقیق‌اش این است"... با دست‌پارچگی پوزش خواست و اشتباه را تصحیح کرد.  آخر کلاس از من خواست  پیرامون پروژه آموزش نرم‌افزار آمار به دانشجویان علوم انسانی همکاری کنیم. این‌طوری در فرانسه دوباره رفتم سوی دیگر میز و نیمکت. وقتی استاد راهنمای دکترا خبردار شد مرا به جای خودش فرستاد سرکلاس روش‌شناسی. مانند این‌که من را انداخته باشد در قفس شیرها. ساعت‌ها می‌بایست وقت می‌گذاشتم تا یک درس را آماده کنم ... از آن زمان مرتب درس دادم تا امسال. ابتدا با قرارداد موقتی، از سال ۱۹۹۶ به عنوان دانشیار و از ۲۰۱۱ به عنوان استاد تمام. همه این سال‌ها یاد ندارم گفته باشم از کارم خسته‌ام، با این‌که معلمی یک چالش فرسایشی دایمی است. درس‌دادن در حقیقت پاسخ به پرسشی است درباره این‌که چرا و چگونه باید یاد گرفت. به‌همین دلیل هم معلم پیش از آن‌که یاد بدهد باید خودش یاد بگیرد. دشواری اصلی به شکاف‌های آشکار و پنهان میان معلم و یادگیرنده، جایگاه اتوریته و ظرفیت خلق یک تعامل متوازن بازمی‌گردد. این شکاف فقط نسلی و یا فاصله‌ای نیست که میان تخته‌سیاه و میز و نیمکت وجود دارد. حتا این شکاف به قدرتی فروکاسته نمی‌شود که علم و نهاد آموزش به معلم می‌دهد برای مراقبت از "نظم" ساختاری و نمادین. شکاف اصلی شاید به، فرایند معنابخشی به یادگیری و تنش‌های ناپیدای رابطه آموزشی و تربیتی برمی‌گردد. یادگیری رابطه با خود، با دیگری و با دنیاست. یادگیری به عنوان برساخت جمعی نه فقط انتقال دانش که رابطه اجتماعی و درگیری عاطفی و نمادین میان دو فرد با دو تاریخ زندگی، موقعیت و انگاره متفاوت است. برای فروید معلمی شغل ناممکن بود چرا که از نیروهای پنهان ناخودآگاه هم تاثیر می‌پذیرد. چگونه گذار از لذت به واقعیت، از دنیای طبیعی کودک به شهروند تابع نظم بدون شکلی از سرکوب و نقض آزادی ممکن می‌شود؟ چگونه می‌توان با "اتوریته تفاهمی" به یادگیرنده نه به عنوان ابژه که سوژه یادگیری نگریست؟ بخشی از رابطه آموزشی در سکوت و گفتگوی درونی می‌گذارد، معلمی که در جستجوی خود دیگری است و یادگیرنده‌ای که شاید او را الگو، مادر و پدر دیگری بپندارد. آموختن مانند تولد دیگر برای معلم نوعی رضایت و لذت درونی است، اما به شرطی که یادگیرنده در برابر دانش مقاومت نکند و رابطه آموزشی تراژیک نشود.  /کانال نویسنده

🔴 اعدام عرفان میرزایی در اصفهان ⚠️ عرفان میرزایی، رپر و خواننده جوان ۲۱ ساله و از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه، روز یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵ در زندان دستگرد اصفهان اعدام شده است. 🔹بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌وایر، عرفان میرزایی پس از اعتراضات دی‌ماه شناسایی و بازداشت شد. نیروهای امنیتی مدعی شده‌اند که ویدیویی از درگیری معترضان با نیروهای بسیج در تلفن همراه عرفان پیدا شده است. 🔹منابع مطلع ایران‌وایر می‌گویند عرفان میرزایی با اتهام «محاربه» روبه‌رو و به اعدام محکوم شده بود. نزدیکان او برای جلوگیری از اجرای حکم و نجات جانش تلاش کردند و به گفته آن‌ها، حتی مبالغ زیادی برای توقف اجرای حکم پرداخت شد؛ اما در نهایت، خانواده بدون اطلاع قبلی از اجرای حکم، از اعدام او مطلع شدند. 🔹به گفته منابع مطلع، نیروهای امنیتی پیش از این خانواده عرفان را تهدید کرده بودند که در صورت اطلاع‌رسانی درباره بازداشت، پرونده و حکم اعدام او، حکم اجرا خواهد شد. 🔹به گفته منابع مطلع، عرفان در دوران بازداشت تحت شکنجه و ضرب‌وشتم شدید قرار گرفته بود و پس از تحویل پیکر، آثار متعدد جراحت و کبودی بر بدن و صورت او مشاهده شده است. 🔹بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌وایر، پیکر عرفان پس از اجرای حکم به خانواده تحویل داده نشد، بلکه مأموران آن را به روستای غرغن در شهرستان فریدن منتقل کردند. اجازه ندادند او در اصفهان دفن شود و دلیل این تصمیم، جلوگیری از شکل‌گیری تجمع و خبررسانی درباره مراسم عنوان شده است. 🔹همچنین اخباری منتشر شده مبنی بر اینکه عرفان در زندان سکته کرده و کشته شده است، اما خبر فوت او از سوی سازمان زندان ها اعدام اعلام شده است. 🔹عرفان میرزایی روز دوشنبه ۱۶ شهریور در روستای غرغن فریدن، دور از شهر و در منطقه‌ای بیابانی، به خاک سپرده شد./خبرانه ها #کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران https://t.me/DemocracyRepublicNetwork

🔴 ایرانیان چگونه جنگ و تورم را تاب می‌آورند؟ ⚠️ رها رستمی ـ در ایرانِ گرفتار جنگ و فشار اقتصادی، تاب‌آوردن فقط به معنای تحمل نیست؛ شبکه‌های خویشاوندی و دوستی، همیاری‌های کوچک، تغییر الگوهای مصرف و شکل‌های تازه‌ای از مراقبت و همکاری، بخشی از سازوکارهایی‌اند که مردم برای سرپا نگه داشتن زندگی روزمره ساخته‌اند. این گزارش به همین لایه کمتر دیده‌شده بحران نگاه می‌کند: جامعه چگونه در شرایط فرساینده، راه‌هایی برای دوام آوردن پیدا می‌کند؟/ادامه👇 https://www.radiozamaneh.com/899727/ #کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران https://t.me/DemocracyRepublicNetwork

🔴 جامعه سلبی ⚠️ چرا مخالفت و نفی آسان‌تر از توافق، همکاری و ساختن شده است؟ 🔹جامعه‌ای را تصور کنید که اعضای آن به‌خوبی می‌دانند چه نمی‌خواهند؛ از تورم، فساد، تبعیض، محدودیت، ناکارآمدی و مداخله‌های بی‌ضابطه ناراضی‌اند، اما وقتی نوبت به این پرسش می‌رسد که «چه می‌خواهیم و چگونه باید به آن برسیم؟» پاسخ‌ها مبهم می‌شود. گزارش «جامعه سلبی» به قلم خانم سوگل دانایی به همین تناقض می‌پردازد: چرا «نه گفتن» برای ما آسان‌تر از «آری گفتن» شده است؟ 🔹رفتار سلبی فی‌نفسه مسئله‌ای منفی نیست. مخالفت، اعتراض، انتقاد و توانایی «نه گفتن» از ضرورت‌های یک جامعه سالم است. مشکل زمانی آغاز می‌شود که مخالفت به شیوه غالب رفتار تبدیل شود و «نه» نتواند به یک «آری» روشن منتهی شود. در چنین شرایطی، کنار گذاشتن یک دوست آسان‌تر از ترمیم رابطه، ترک یک جمع ساده‌تر از اصلاح آن و انتقاد از یک سازمان کم‌هزینه‌تر از مشارکت برای بهبود آن می‌شود. جامعه به‌تدریج در مرز کشیدن مهارت پیدا می‌کند، اما توانایی پل ساختن را از دست می‌دهد. 🔹این الگو در سیاست نیز قابل مشاهده است. گاهی انتخاب سیاسی نه از حمایت از یک برنامه، بلکه از مخالفت با گزینه دیگر سرچشمه می‌گیرد؛ به «الف» رای می‌دهیم نه به این دلیل که برنامه‌اش را مطلوب می‌دانیم، بلکه برای آنکه «ب» پیروز نشود. حتی کناره‌گیری از انتخابات و عرصه عمومی نیز می‌تواند صورت دیگری از همین رفتار باشد. در این وضعیت، سیاست به‌جای رقابت میان برنامه‌های مطلوب، به رقابت برای حذف گزینه‌های نامطلوب تبدیل می‌شود. 🔹مهم‌تر اینکه همین منطق می‌تواند رابطه جامعه و حکومت را نیز تحت تاثیر قرار دهد. جامعه می‌گوید تورم نمی‌خواهد، اما این «نه» زمانی به مطالبه‌ای ایجابی تبدیل می‌شود که خواست انضباط مالی، مهار کسری بودجه و سیاست پولی معتبر در پی آن مطرح شود. مخالفت با فساد نیز وقتی سازنده می‌شود که به مطالبه شفافیت قراردادها، دسترسی آزاد به اطلاعات و نظارت مستقل منجر شود. در غیر این صورت، نارضایتی فراوان است، اما الزاماً به نیرویی برای اصلاح تبدیل نمی‌شود. 🔹از سوی دیگر، حکمرانی مبتنی بر ممنوعیت، محدودیت، حذف و کنترل نیز می‌تواند همین رفتار را در جامعه تقویت کند. حاصل کار چرخه‌ای از «سلب در برابر سلب» است: حکومت اعتماد کمتری به جامعه می‌کند و محدودیت بیشتری اعمال می‌کند؛ جامعه نیز اعتماد کمتری به حکومت دارد و از مشارکت فاصله می‌گیرد. با تکرار این چرخه، امکان همکاری، مصالحه و کنش جمعی دشوارتر می‌شود. 🔹پژوهش‌های بین‌المللی نیز ابعاد دیگری از این پدیده را نشان می‌دهند. مطالعات ژوآئو آرئال درباره برزیل و آلمان نشان می‌دهد قطبی‌شدن سیاسی الزاماً از دلبستگی شدید به یک حزب یا برنامه ناشی نمی‌شود؛ گاهی نفرت از جناح مقابل نیروی قدرتمندتری است. در این حالت، فرد هویت سیاسی خود را نه با آنچه به آن اعتقاد دارد، بلکه با آنچه از آن بیزار است تعریف می‌کند. خطر از جایی آغاز می‌شود که مخالف سیاسی دیگر یک شهروند با دیدگاهی متفاوت تلقی نشود و در ذهن فرد به «دشمن» تبدیل شود. 🔹اما چرا «نه» گفتن آسان‌تر است؟ امیرحسین جلالی‌ندوشن، روان‌پزشک اجتماعی، بخشی از پاسخ را در ماهیت انسان و بخشی دیگر را در شرایط اجتماعی جست‌وجو می‌کند. از نگاه او، وقتی جامعه با نااطمینانی شدید اقتصادی و اجتماعی روبه‌روست و افراد در «شرایط ذهنی بقا» قرار دارند، امکان ریسک کردن برای تغییر کاهش می‌یابد. هرچه آینده مبهم‌تر باشد، تصور یک وضعیت جایگزین و اقدام برای ساختن آن نیز دشوارتر می‌شود. 🔹جامعه‌ای می‌تواند بسیار منتقد و در عین حال پویا باشد، به شرط آنکه «نه»هایش به «آری»های مشخص تبدیل شوند. مسئله اصلی جایی است که مخالفت خود به هدف تبدیل می‌شود؛ وضعیتی که در آن افراد بیش از آنکه بر سر آینده مطلوب با یکدیگر گفت‌وگو کنند، حول دشمن مشترک متحد می‌شوند. 🔹به این ترتیب مهم‌ترین پیام گزارش «جامعه سلبی» این است که توسعه به توانایی تصور وضع مطلوب، اعتماد کردن، مذاکره کردن، مصالحه و همکاری برای ساختن آن نیز نیاز دارد. جامعه‌ای که فقط می‌داند چه نمی‌خواهد، ممکن است قدرت تخریب وضع موجود را داشته باشد، اما الزاماً توانایی ساختن جایگزین بهتر را ندارد./تجارت فردا #کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران https://t.me/DemocracyRepublicNetwork

🔴 نیویورک‌تایمز و گزارش‌های اطلاعاتی جدید ⚠️ نیویورک تایمز در یادداشتی با استناد به گزارش‌های اطلاعاتی جدید  می‌نویسد که ایران پس از شش ماه درگیری با آمریکا اعتمادبه‌نفس بیشتری نسبت به توانایی‌های نظامی و موشکی خود پیدا کرده و اکنون شناخت بهتری از نقاط قوت خود و محدودیت‌های قدرت آمریکا دارد. به ادعای نیویورک‌تایمز ایران پس از ماه‌ها جنگ نه‌تنها تضعیف نشده، بلکه با توجه به شناختی که در بالا به آن اشاره شد، ظاهراً آماده است تا درگیری را طولانی‌تر کند و از تنگه هرمز، حملات نظامی، عملیات سایبری و فشار سیاسی برای وادار کردن آمریکا به امتیازدهی استفاده کند. در زیر نکات اصلی این گزارش: ▪️ تهران ظاهراً قصد دارد درگیری را برای ماه‌ها ادامه دهد و از آن برای افزایش فشار سیاسی بر دولت ترامپ استفاده کند. ▪️ ایران در ماه‌های اخیر توانسته در برابر حملات نظامی و تحریم‌های اقتصادی آمریکا مقاومت کند و به همین دلیل، احتمال تشدید قابل‌توجه درگیری‌ها وجود دارد. ▪️ مقام‌های آمریکایی معتقدند دستیابی به توافقی برای پایان کامل جنگ دشوار است؛ به‌ویژه اینکه ایران ظاهراً تمایلی به مذاکره و امتیازدهی ندارد. ▪️تنگه هرمز به مهم‌ترین اهرم فشار ایران تبدیل شده است؛ اختلال در کشتیرانی و افزایش قیمت انرژی می‌تواند فشار اقتصادی و سیاسی قابل‌توجهی بر آمریکا وارد کند. ▪️ در کنار حملات نظامی، جنگ سایبری نیز بخشی از راهبرد احتمالی ایران است. هکرهای مرتبط با ایران به سامانه‌های آب‌رسانی آمریکا حمله کرده‌اند و زیرساخت‌های نفت و گاز نیز مورد توجه آنها قرار گرفته است. ▪️ ایران همچنین از تبلیغات و عملیات نفوذ اطلاعاتی برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی و انتخابات آمریکا استفاده می‌کند و می‌کوشد جنگ را به یک هزینه سیاسی برای ترامپ و جمهوری‌خواهان تبدیل کند. ▪️ در مجموع، ارزیابی اطلاعاتی آمریکا این است که ایران احساس می‌کند اهرم‌های فشار بیشتری در اختیار دارد و ممکن است به جای عقب‌نشینی، ترکیبی از فشار نظامی، اقتصادی، سایبری و تبلیغاتی را ادامه دهد. ناگفته نماند که نگارنده این سطور مطمئن نیست آیا چنین گزارش‌های اطلاعاتی که به عمد به بیرون درز داده می‌شوند، تحلیلی عینی از شرایط ارائه می‌دهند یا با هدف گمراه کردن دولت ایران و نیروهای متحد آن تهیه می‌شوند تا به قول معروف آنها را «شیر» کرده و در ادامه سیاست‌های غلط و نابخردانه خود استوارتر کنند./سخنی شاید نو 👈🏿 یادداشت نیویورک‌تایمز در اینجا. #کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران https://t.me/DemocracyRepublicNetwork

🔴 کارگران آلمان در برابر گذار به اقتصاد تسلیحاتی ⚠️ شمار فزاینده‌ای از شرکت‌های آلمانی، تولید خود را به سمت تسلیحات تغییر می‌دهند. در گورلیتس، کارخانه‌ای که نزدیک به دو سده واگن قطار می‌ساخت، حالا قطعات تانک تولید می‌کند. کارگران و اتحادیه‌ها میان دوراهی «بیکاری» و «تولید مرگ» مانده‌اند. اتحادیۀ عظیم ایگه‌متال که در اساسنامه‌اش به صلح متعهد است، عملاً این تغییر را پذیرفته و جز در مواردی معدود، مقاومت چندانی نشان نداده است. در جای دیگر، کارگران خودروسازی فورد در کلن بیانیه‌ای علیه اقتصاد تسلیحاتی منتشر کرده‌اند، اما این اعتراضات تاکنون به جایی نرسیده است. 👈🏿 متن کامل👇: https://ir.mondediplo.com/2026/09/article5806 #کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران https://t.me/DemocracyRepublicNetwork

🔴 «اتحاد زارا واگن‌کنشت» در نقش تعیین‌کننده؛ احتمال گفت‌وگو با AfD در زاکسن‌-آنهالت ⚠️ پس از پیروزی تاریخی حزب راست افراطی «آلترناتیو برای آلمان» (AfD) در انتخابات زاکسن‌-آنهالت، حزب کوچک «اتحاد زارا واگن‌کنشت» (BSW) ممکن است به نیروی تعیین‌کننده در تشکیل دولت ایالتی تبدیل شود. AfD با کسب ۳۹… https://akhbar-rooz.com/2026/09/08/64173/?utm_source=telegram&utm_medium=social&utm_campaign=akhbarrooz_channel&utm_content=post_64173 #کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران https://t.me/DemocracyRepublicNetwork

از مرثیه‌سرایی تا پرسشگری؛ هزینه سکوت در برابر چرایی چرخه ویران‌گر جنگ فریبا نظری برای ما که در دوران جنگ هشت‌ساله ایران و عراق نوجوان بودیم و جزئیات آن روزها را کاملاً به یاد داریم، شعار «جنگ، جنگ، تا پیروزی» بخشی از حافظه جمعی و زیسته ماست. اما هرگز گمان نمی‌کردم در سال ۱۴۰۵ همچنان دیوارهای پایتخت دوباره با این شعار، یادآور آن ترومای هشت‌ساله باشد. آنچه می‌خواهم در قالب چند نکته با شما در میان بگذارم، مدت‌هاست در ذهنم می‌چرخد؛ اما در نوشتن آن تردید داشتم. دلیلش هم این است که این گزاره‌ها بسیار تلخ و عریان‌اند و احتمالاً افراد رادیکال و تندرو که به راحتی دیگران را متهم به وطن‌فروشی یا سازش می‌کنند، قضاوت سطحی درباره آن خواهند داشت. با این حال، پس از حادثه کوهستک، دیگر سکوت را جایز ندیدم. ۱- جنگ با اسرائیل و آمریکا و متحدانشان، یکی از ارکان و اولویت‌های اصلی سیاست‌های کلان جمهوری اسلامی است؛ راهبردی که در طول پنج دهه گذشته همواره به صورتی آشکار و مستمر اعلام شده است. ۲- در مقابل، آمریکا، اسرائیل و متحدان آنها نیز با صراحت تمام بارها اعلام کرده‌اند که در صورت تقابل نظامی، تلافی خواهند کرد و ضربات سنگینی به کشور وارد خواهند ساخت. ۳- اصولاً جنگ‌ها از همین مسیر، گسترده و عمیق می‌شوند. در تقابل نظامی، هر طرف پاسخ حمله دیگری را می‌دهد و با ناممکن شدن عقب‌نشینی به دلایل مختلف ازجمله پافشاری بر راهبردهای خطا، آسیب‌رسان و استمرار هژمونی طراحی شده ساختار فرادست قدرت مدار، دامنه و شدت درگیری و جنگ بالا می‌رود. چرخه‌ای ویرانگر که نابودی زیرساخت‌ها، منابع اقتصادی، سرمایه‌های انسانی و زیست‌بوم کشور را قطعی و گریزناپذیر می‌کند. فجایع میناب و کوهستک نیز دقیقاً نمونه‌ای زنده و دردناک از همین چرخه مهارنشدنی است. بیاد داشته باشیم جنگ در ذات خود، ویران‌گر و کشنده است و جز در موارد اضطراری، باید از آن پرهیز کرد. ۴- در این میان، چند پرسش بنیادین به ذهن متبادر می‌شود: چرا نوک پیکان نقد، مستقیم متوجه متولیان اصلی سیاست خارجی و امنیتی نیست تا این تقابل پرهزینه را به خاطر حفظ زیرساخت‌ها و سرمایه‌های ملی کنار بگذارند؟ چرا رسانه ملی، مسئولان قوای سه‌گانه، تحلیلگران و حتی برخی منتقدان نوع و شیوه حکمرانی در ایران، به جای ریشه‌یابی مسئولانه و نقد سیاست‌های کلان، صرفاً به دشنام علیه آمریکا و اسرائیل و مرثیه‌سرایی برای کشته‌شدگان و تخریب‌های اقتصادی و محیط‌زیستی بسنده می‌کنند؟ آیا این انفعال و تغییر مسیر نقد، تنها ناشی از هزینه‌های سنگین نقد ساختار امنیتی است یا نشان‌دهنده یک محافظه‌کاری جاافتاده که تقلیل فاجعه به مرثیه را کم‌هزینه‌تر از پرسشگری می‌داند؟ آیا این انحراف در نقد درست و بجا به راهبرد تخاصم و جنگ‌طلبی طولانی حاکمیت با آمریکا و اسرائیل، کمکی به جلوگیری از ویرانی زیرساخت‌ها و سرمایه های انسانی، اقتصادی، طبیعی و اجتماعی ایران خواهد نمود؟ آیا تقلیل دادن نقد به مرثیه‌سرایی و سکوت در برابر چرایی این جنگ، به معنای پذیرش کشتار و ویرانی بیشتر نخواهد بود؟ 👈🏿 برای مطالعه بیشتر بخوانید https://t.me/Sociologyofsocialgroups/1334 جهانی هم‌چنان تشنه جنگ و خشونت/جامعه شناسی گروه های احتماعی #کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران https://t.me/DemocracyRepublicNetwork