𝐑𝐚𝐧𝐝𝐨𝐦 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐢𝐧𝐠𝐬🦋ᶜˡᵒˢᵉᵈ
Open in Telegram
𝐖𝐞𝐥𝐜𝐨𝐦𝐞 𝐭𝐨 𝐭𝐡𝐞 𝐜𝐡𝐨𝐜𝐨𝐥𝐚𝐭𝐞 𝐇𝐨𝐮𝐬𝐞🏠 𝐂𝐥𝐢𝐜𝐤 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐢𝐬 𝐥𝐢𝐧𝐤 𝐭𝐨 𝐜𝐡𝐚𝐭 𝐰𝐢𝐭𝐡 𝐦𝐞📬 : @chocolatehousebot: Nabbi🦋 @Mi_write_a_bot: Mi_sun 𝐂𝐡𝐨𝐜𝐨𝐥𝐚𝐭𝐞 𝐭𝐚𝐥𝐤𝐬:❄ https://t.me/+aNyz1XntxLcxN2Fk
Show more465
Subscribers
No data24 hours
-137 days
-4030 days
Posts Archive
فدای سرت اگه اونچه میخواستی نشد. اگه چرخ دنیا با چرخ تو نمیچرخد.
تو چایت رو بنوش .
روی ایوون خانهی مادربزرگت بشین و با اون گپ بزن.
میتونی غرور رو کنار بذاری و عشق زندگیت رو به یه شام دونفره دعوت کنی.
برای پرندهها دونه بریزی و بعد، از دیدن نوک زدن اونها به دونههای گندم لذت ببری.
میشه دقایقی رو برای مادرت کنار بذاری و چند لحظه رو توی آغوش اون سپری کنی؛ میبینی که چقدر آرامش بخشه؟!
میشه از زندگی لذت برد .
میشه از ثانیهها نهایت استفاده رو کرد.
مگه چقدر عمر میکنیم که بخوایم اون رو هم صرف سروکله زدن با این و اون بکنیم و از شکل راه رفتن همراهمون تا آبی بودن رنگ آسمانو گردی زمین ایراد بگیریم... چه خوب میشد اگه میتونستیم به زمین و زمان گیر ندیم و سخت نگیریم.
خوب میشد اگه زندگی میکردیم؛ نه اینکه، فقط نفس میکشیدیم!
ولی درنهایت، هرچی شد شد... فدای سرت:)
البته که غرغر آخر شبی:
حواسم هست خستگی این بچه تو تنم موندا.
خوش خواب باشید^^🦋
Repost from سرزمین هرگزها
Name: #DEEP_DOWN
Part35
«به خودت بیا یون ،همون جور که من تونستم به عنوان یه آلفای معمولی جزو سرانه سازمان بشم توهم میتونی به عنوان یک امگا قوی باشی! همونطور که قبلاً بودی!»
Repost from 𝐒𝐩𝐫𝐢𝐧𝐠 𝐡𝐨𝐮𝐬𝐞
AU:The red thread of fate
جایی که بومگیو با کمک دوتا از دوستاش یه کافه کتاب باز کرده و دنبال استخدام دستیاره
چی میشه اگه یکی از دستیارهایی که انتخاب میکنه یه مجرم سابقه دار به اسم تهیون باشه که چندسالی رو توی زندان گذرونده؟
Repost from •DearAcademy "Closed•
