ׄ ִ 𐙚 𝘱𝘳𝘪𝘯𝘤𝘦𝘴𝘴 𝘸𝘨
Open in Telegram
˗ˏˋ꒰ 𝓣𝓱𝓮 𝓹𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮𝓼𝓼 𝓭𝓲𝓪𝓻𝓲𝓮𝓼 ꒱ [౨ৎ]: https://t.me/HidenChat_Botstart5071221491bot
Show more255
Subscribers
-124 hours
-47 days
-1230 days
Posts Archive
واقعا نمیدونم چرا انتظارای جانبی غیر از اینکه طرف کارش رو درست انجام میده داشته باشین؟
چرا باید با همه بگو بخند کنم و شاد و پرانرژی باشم؟ اصلا به تو چه؟ میخوام وقتی کار میکنم اشک بریزم اصلا
الان لیست ادمایی که پنجشنبه ارتباط داشتن رو دیدم و مطمئنم هیچکدومشون همچین حرفی نزدن حتی به دروغ
حالا میگم خب میپرسیدی چه بددهنی کردم، هی زد تو اون خط که نه تو باید سعی کنی حتی اگه حوصله نداری هم خوشرو باشی
بعد مسخرش اینه که گفت بددهن! درصورتی که حتی من حتی سرکار با کسی به گوشیمم زنگ بزنه غیرفرمال حرف نمیزنم
من دیروز خیلی خسته بودم و قشنگ مشخص بود حوصله ندارم بعد مدیرمون گفت خسته میشی؟ گفتم گاهی
بعدش گفت اره پنجشنبه یکی زنگ زد گفت چرا (من) اینقد عصبی و بددهنه
منو میگی دهنم وا موند
مرگ ال خیلی برام ناراحت کنندهتر از لایت بود
چون ال چند ساعت قبل از مرگش صدای زنگ کلیسا رو میشنید و گفت احتمالا یکی داره ازدواج میکنه
لایت بین کشتن مجرما، جون کلی ادم بیگناه رو هم گرفت فقط چون داشتن حدس میزدن که اون کیراست
و این یعنی ال خودش مجرم بود و به چیزی تبدیل شد که ازش متنفر بود
اینکه لایت مغرور شد برا این بود که فکر میکرد نیئر به اندازهی L باهوش نیست
(منم فکر میکردم نیست)
اولش که لایت جنایتکارا رو میکشت میتونستم باهاش ریلیت کنم ولی بعدش ابسشن بیخودی با دفتر داشت
کل زندگیش رو بر پایهی کیرا بودن گذاشت و اصلا از لایف و استعدادش لذت نبرد
دیگه از یه جایی به بعد هدفش جرم و جنایت و دنیای عالی نبود، کلا میخواست هر کی بهش شک کرده رو بکشه و این شد هدفش
دث نوت رو تموم کردم.
و بنظرم لایت بهترین گزینه برای مالک دفتر بود، چون بارها با قانوناش بازی کرد بدون اینکه کسی مدرکی علیهش پیدا کنه
و اینکه تهش شکست خورد برای این بود که دیگه خیلی مغرور شده بود
Repost from N/a
اینهمه گفتن لیسا بالاخره تایلندی خوند تو اهنگ جدیدش، کل تایلندی که خوند دوتا کلمه sawadika و geng mak بود
