﹐ 𝗅𝖺𝗍𝗍ᥱ 𝖻ᦅ᥊﹗
Open in Telegram
ㅤ ᰍ̠ ᛬ 𝖺𝗋𝗍 𝗀𝖺𝗅𝗅ᥱ𝗋ᥡ 𝖿ᦅ𝗋 ㅤㅤ﹙𝟶𝟶𝟹﹚ ㅤ ㅤㅤㅤㅤ𝗍𝗁𝗈𝗌𝖾 𝗉ᥱ𝗈𝗉𝗅ᥱ 𝗅𝗈𝗏ᥱ᥉ 𝗅𝖺𝗍𝗍ᥱ ᥉𝗍ყ𝗅ᥱ .ᐟ ⋄ ㅤㅤ
Show more247
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
247
ازینا تو دیلی منم جوین شدن خیلی عجیب بودن بنشون کردم ولی دیگه نیومدن امیدوارم دیگه نیاننن
247
Repost from N/a
وقتی که از تو سفر بهت خبر دادن که یکی از همکار هات کشته شده سریع از ایتهوون برگشتی سئول تا همونشب بتونی رو پروندهش کار کنی اما میدونستی یک چیزی درست نیست تا اینکه به اون مهمونی دعوت شدی ؛ بعنوانِ یک مأمورِ پرونده این برات کاملاً ریسک پذیری حساب میشد اگر میرفتی و اگر نمیرفتی هم شانسی نداشتی که اطلاعاتِ بیشتری نسبت به این موضوع پیدا کنی برایِ همین حتی برایِ احترامت نسبت به همکارت و برایِ جواب دادن به سوالات به سمتِ درِ خروجیِ خونه رفتی.
هیچ مدرکی از خودت یا پروندههات تویِ خونهت نداشتی و تمامِ اطلاعاتِ مهم رو بعد از ثبت تو سیستم بهطورِ کتبی تویِ انباری به جزیرهیِ ججو منتقل میکردی و حواست بود که هیچ جا نشونهای از خودت بهجا نزاری و خب ، باید گفت تو تویِ اینکار ماهری.
برایِ همین بدونِ نگرانیِ بیش از حد و البته با ذهنی کمی مشغول ماشین رو استارت زدی و راهی که مقصدِ مهمونی بود رو پیش گرفتی...
247
Repost from ︐ ɾ𝖺𝖽ꪱᦅᎮ𝖺ɾi𝗌
˓˓ ۫ ׅ ✩⃝ ༘ ۪ ֗ ﹙پابلیك باشید﹚
٬ فؤروارد کنیـد تا بهـتون یكي از این ویدیوها بدم + یك جمله از ونسـان ونگـوگ ك بنظرم شمارو توصیـف ميکنه.
