Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe 👈
آووکـــ🥑ـــادو | در ازای تو
📈 Analytical overview of Telegram channel آووکـــ🥑ـــادو | در ازای تو
Channel آووکـــ🥑ـــادو | در ازای تو in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 21 904 subscribers, ranking 15 362 in the Erotic category and 15 465 in the Iran region.
📊 Audience metrics and dynamics
Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 21 904 subscribers.
According to the latest data from 09 September, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by -649 over the last 30 days and by -45 over the last 24 hours, overall reach remains high.
- Verification status: Not verified
- Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 2.28%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 3.60% reactions from the total number of subscribers.
- Post reach: On average, each post receives 499 views. Within the first day, a publication typically gains 790 views.
- Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 35.
- Thematic interests: Content is focused on key topics such as سینه, دخترک, صدا, ظرف, ناله.
📝 Description and content policy
The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
“⭕پارتگذاری هر روز⭕
.
پارت اول:
https://t.me/c/1630910089/56586”
Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 10 September, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Erotic category.
Data loading in progress...
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 10 September | 0 | |||
| 09 September | 0 | |||
| 08 September | 0 | |||
| 07 September | +250 | |||
| 06 September | 0 | |||
| 05 September | 0 | |||
| 04 September | 0 | |||
| 03 September | 0 | |||
| 02 September | 0 | |||
| 01 September | 0 |
| 2 | _چرا وقتی منو میبینی عق میزنی قربونت برم؟
دستشو رو شکمم گذاشت و آروم ماساژ داد.
_چند روزه ازت خوشم نمیاد.
دستامو گرفت و بوسید.
_بار آخر ریختم توت اره؟
گیج نگاهش کردم.
_تو ریختی از من میپرسی؟ در ضمن ازم دور شو که کم مونده روت بالا بیارم.
پوزخندی زد.
_یعنی آب به اون داغیو حس نکردی پریِ من؟
جلوی دهنمو گرفتم که خمم کرد رو تخت و روم خیمه زد.
_دماغتو بگیر تیز یه راند خشک و خالی بریم که تو ماه های بالاتر نمیتونیم شیطونی کنیم.
گیج نگاهش کردم که یهو...
https://t.me/+_y3WJ05deA1mM2I8
https://t.me/+_y3WJ05deA1mM2I8 | 249 |
| 3 | -ک.صت یه جوری پف کرده و خیسه انگار همین الان از زیر ک.یر پاشدی!
دستمو لای پام کشیدم و خیسیشو پخش کردم
-زیر ک.یر نبودم، داشتم خودمو انگشت میکردم.
انگشتای کوچولو و خسیمو سمت دهنش برد و بین لباش گذاشت
-اووووممممم
انگشتامو مکید و سرشو خم کرد
-ک.صت خوش طعمه!
همونطوری که انگشتای دستشو توی دهنم فرو میکرد، ک.ص سرخ شدهی خیسمو با لباش لمس کرد
محکم مکید و زبونشو...
https://t.me/+_CiX9QQ7AiEzOTI0
https://t.me/+_CiX9QQ7AiEzOTI0
فوووول س.کسی و صحنهدار 💦😈🔞 | 125 |
| 4 | پسررو دزدیده و شبا جرش میده با دیلدو خار دار معروفش😈💦💦💦
#part_9
_ آییییی آشغااللل عوضییی بکشش بیرون آههههخ
سیلی رو کپل سفیدش زدم
_ جوننن خون بکارتتو زدم آرهه پسر خوب؟
عمیق تر دیلدو رو داهل کو.ن تنگش فرو کردم که صدای هوار مردونش بلند شد.
نیشخندی به دوربین بالای دیوار زدم و از پشت سنگینیمو رو هیکل سک.سیش انداختم.
_ آههه نمیدونی با صداتم دارم ارضا میشمم
موهای کوتای مشکیشو از پشت کشیدم و سرعت ضربه هام رو بیشتر کردم صدای هق هق و فریادش ک.ص ابدارمو خیس تر میکرد
_ بلند تر داد بزن اههه بلندتررر
وحشیانه تر تو کو.ن خونی و قرمزش تلنبه زدم که ...
https://t.me/+aXOQdA6SO-ZkNDQ0
https://t.me/+aXOQdA6SO-ZkNDQ0 | 124 |
| 5 | کارواش کـ*یر کلفتای کثـیف🔞
#part18
جلو رییسای #کـ*یر کلفت کارواش شلنگ پر فشار ابو رو کـ*صم گرفتم و تو همون پوزیشن جلوشون جـ*ق زدم که #کـ*یرای کفی و کثیفشونو به سر و سینم فشار دادن
_اگه میدونستیم #کـ*ص جنـ*ده کارواشمون اینقدر صورتیه دیگه دست به کـ*ص زنامون نمیزدیم!
اب با فشار به سوراخ #کـ*ص و کو*نم برخورد میکرد و رییس و زیر دستش جلو اومدن و جلو شیشه شورا #کـ*یراشونو به سوراخام مالیدن
_اووف رییس #چو*چولم باد کرده واسه کـ*یرت حاضره!
پستونامو مالیدم و نگاهی به شیشه شورای #کـ*یر سیاه و حشری انداختم که رئیس و دست یارش دوتایی کـ*صمو.....
https://t.me/+KVBrvlmB5NlmMGNk
https://t.me/+KVBrvlmB5NlmMGNk
دختره تو کارواش مردونه کار میکنه و همه کارکنای کارواش با کـ*صش....💦🔞🔞🔞 | 112 |
| 6 | sticker.webp | 152 |
| 7 | پرورشگاهسکـ🔞ـس💦
#part1
-هـــــــــــــییییع...
- هیششش نترس کوچولو...
با برخورد نفس هاش روی شونه و گردن لختم نفسم حبس شد و از طرفی بخاطر لخت بودنم معذب شدم و همین که خواستم تکونی بخودم بدم.
دستش روی ممه های کوچولوی تخم مرغیم نشست و با حس انگشتای بزرگ و داغش روی ممه هام، نگاه ترسان و معذبم به پایین و روی دستش ثابت موند.
قلبم توی دهنم میزد و انگار لال شده باشم که نمیتونستم نه حرفی بزنم نه تکونی بخورم .
- کوچیکن قد تخم مرغ ولی همین که شل و ول نیستن و سفتن خیلی خوبه!
گفت و با فشردن دستش روی ممه هام منو به تن خودش کوبید و چسبیده شدم روی تنش که کو*نم دقیقا روی خشتکش نشست و تعجبم بیشتر شد که انگار روی یه سنگ نشسته باشم.
اون یکی دستش رو از روی بازوم نوازش وار کشید و روی شکمم آورد و همزمان با اون یکی دستش که ممه هام گرفته بود، نوک یکی از ممه هام گرفت و فشرد که از دردش اخمام درهم شد و لبم رو گزیدم.
نفس های داغش توی گردنم میخورد و با نشستن زبونش روی گردنم دستش رو از روی نافم پایین تر کشوند و روی ک*ص تپل و بی موم نشست.
- هوووووووم بوی شکلات میدی، عین تنت که شکلاتیه و عجیب خوردنی به نظر میرسی و دلم میخواد مزه ی این تن شکلاتی رو بچشم!
- آق...آقا...
-هیششش...حین لمس تن شکلاتیت دوسندارم حرفی بزنی! میدونم این چیزا رو نمیدونی ولی خودم یادت میدم که واسم ناله کنی...
گفت و با فشردن لپ بالای ک*صم آه ریزی از لبم ناخواسته در اومد.
نمیدونستم چم شده و چرا تنم یهو داغ شد و نفسام تندتند ولی با وجود ترس و وحشت که توی قلبم ریخته شده بود اما از این لمس خوشم اومد .
انگشتاش رو روی خصوصی ترین نقطه دقیقا روی لبه های ک*صم گذاشت و شروع به مالیدن کرد که یهو احساس کردم خودم رو خیس کردم و بغض آلود با صدای گرفته و خس خس نفسام لب زدم.
- بب...ببخشید ...آقا...بخ...بخدا نمیخواسم.. دستتون کثیف...کنم...ببخشید...میش...
- آروم کوچولوی شکلاتی کثیف نشده، ک*ص تپل شکلاتیت به انگشتای من عکس العمل نشون داده و سریع رضایت خودش اعلام کرده...
گفت و لیسی به گردنم زد و با صدای پر از خش و گرفته ای لب به گوشم چسبوند که تنم مورمور شد پچ زد.
- بعد از شام میای توی اتاقم، اگه نیای بد میشه واست کوچولوی شکلاتی...
گفت و دوباره انگشتش رو وسط ک*ص تپلم کشید و یهو نوک ممه هام گرفت و کشیدکه همزمان یه قطره اشک از چشمم روی گونه ام افتاد.
دست زیر چونه ام زد و سرم رو بالا گرفت از پشت لایه ی اشک خیره ی چشمای شب رنگش شدم و ترسم بیشتر شد که پاهام چفت کرد و و دستامم بهم گره زدم که مثلا ممه هام قایم کنم ولی اون که دیده بود.
ابرویی بالا برد و سر به سمتم خم کرد و با پوزخندی گفت:
- قراره از این به بعد کلی بهمون خوش بگذره کوچولو ..
گفت و دستش پشت کمرم نشست و منو به عقب خم کرد که با ترس افتادن سریع بازوهاش چنگ زدم.
با حس زبون خیس و داغش روی ممه هام و به ندون گرفتن نوک یکیشون و مکیدنش دوباره آهی کشیدم و بازم همون حس داغی و خیسی بین پام به سراغم اومد که خودش انگار از حالات چهره ام که چشم بسته بودم و لب گزیدم و رون های تپلم رو بهم فشردم فهمیدم که سیلی روی رونم گوبید و با بردن دستش وسط پام و رسوندن انگشتاش روی ک*صم محکم تر نوک ممه ام و بعد کل ممه ام رو به دهن گرفت و مکید که یهو...🔞😈❌
https://t.me/+DV0dcPV-dERlZjZk
https://t.me/+DV0dcPV-dERlZjZk
https://t.me/+DV0dcPV-dERlZjZk
https://t.me/+DV0dcPV-dERlZjZk
https://t.me/+DV0dcPV-dERlZjZk
https://t.me/+DV0dcPV-dERlZjZk
https://t.me/+DV0dcPV-dERlZjZk
https://t.me/+DV0dcPV-dERlZjZk
https://t.me/+DV0dcPV-dERlZjZk
https://t.me/+DV0dcPV-dERlZjZk
https://t.me/+DV0dcPV-dERlZjZk
❌🔞❌🔞❌🔞❌🔞❌🔞❌🔞❌
دخترکوچولوی پرورشگاهیش رو به اتاق خودش میبره و هرشب ک*ص تنگ و صورتیش رو جـــ🔞ـــر میده و...😈🔞
#فولهاتممنوعهههههههسسکـــــــــیوآبدار💦🔞
#محدودیتسنــــــــــــــــــی❌🔞 | 163 |
| 8 | #پارت_45
در اتاق محکم بست و روی تخت هولم داد
+ جیغ بزن و التماسم کن ! بذار فکر کنن داریم س.کس میکنیم .
_ من بلد نیستم و انجامش نمیدم .
+ مجبورم نکن خودم جرت بدم توله سگ هرزه
کمربندش درآورد و شلوارش پایین کشید ، جیغ که زدم خودش پرت کرد رو بدنم و تنم له کرد
_ آفرین ، پدر و مادرم جلو درن بیشتر جیغ بزن! زود باش .. بذار بشنون .
از لجش سکوت کردم و جلو دهنم گرفتم .
+ داری اون روی سگ من بالا میااااری
به جون لباسام افتاد و همشون پاره کرد و درشون آورد ،
_ نکن مهااام خان معامله ما این نبودد
ک.صم تو مشتش گرفت که جیغ بلندی زدم و موهاش کشیدم ولی اون خیلی بیخیال تر شروع کرد با ک.صم بازی کردن و با انگشتاش لابیا هام باز کرد
_ خودت میخاری جنده، همین میخواستی!!!
دوتا انگشتش توی سوراخ ک.صم گذاشت و محکم فشارشون داد رو به داخل ..
_ من هنوزززززززز دخترم بکارت دارم مهام خاان
+ خفه شو!! دیگه دختر نمیمونی .. از امشب به بعد میشی یه زن ج.نده و هرشبم ازت سرویس میخوام
همزمان که انگشتم میکرد شلوار و شورتشم درآورد و ک.یر رگ دار و کلفتش به ک.صم مالید
+ الان ک.یرم خشک میکنم تو ک.صت تا از دردش زیرم جون بدی و بمیری
_ غللطط کردم بخدااا جیغ میزنم جیغ میزنم خاااان
+ دیگه فایده نداره تو مال منی هرزه کوچولو
ک.یر بزرگش تا ته کرد توی ک.صم و کمرم گرفت
+ حتی آبمم توت خالی میکنم و حاملت میکنم
تا یبار دیگه با من لج نکنی !
_ آههههههه خاااان پااااااارم کردی، اییی رحمم
+چه ک.ص تپل و صورتی جووون
و با ک.یر بزرگ و کلفتش پشت سرهم تا ته تو ک.صم تلمبه میزد
_ خاااااااان نکن خواهش میکنم جررررخوردم
+ صیغه ای جنده منی تو!
https://t.me/+eRpKoDbTE44wNTdk
https://t.me/+eRpKoDbTE44wNTdk
https://t.me/+eRpKoDbTE44wNTdk
https://t.me/+eRpKoDbTE44wNTdk
https://t.me/+eRpKoDbTE44wNTdk
https://t.me/+eRpKoDbTE44wNTdk
https://t.me/+eRpKoDbTE44wNTdk
https://t.me/+eRpKoDbTE44wNTdk
لیلا دختر شیطونی که از پیشخدمت بودن، به صیغه مهام خان تبدیل میشه و مجبور میشه به زور نقش همسرش رو برای خانواده شوهرش بازی کنه اما مهان خان جنون جنسی داره و هر شب قراره به زور بهش تج.اوز کنه و ....❌❌⚠️ | 128 |
| 9 | -اییی...اههه...منو #بکن اقا استاد...اههه
دختر کوچولوت و بکن💦
#کی🍆رش رو از #شلوارش بیرون کشید به طرف نیمکتم اومد و #سالارش رو جلوی لبم گرفت:
-اول با اون دهن خوشگلت واسم #سا💦ک بزن دانشجو کوچولو .....
#تپلم رو تو مشتش گرفت:
-اوف...لعنتی...ببین چه #صورتی و تپله...
ک.ص🍑 دختر کوچولوم واسه استاد #اب انداخته...
هر روز باید تو کلاس #جرش🔞 بدم...پاهات و بده بالا ببینم...
اونقدر حشری شده بودم که فوری پاهام و انداختم رو شونه هاش که یهو زبونش و کشید رو #چو.چو.لم💦
برخورد ته ريشش روی #چو_چه م اونقدر حشریم کرد که برای چند لحظه نفسم قطع شد و آه کشیدم
دوباره زبونش و کشید رو واژنم💦 و انگشتم کرد تو #رحمم
اینبار از شوک بیرون اومدم و جیغ بلندی کشیدم:
-اره جیغ بکش #دختر کوچولوم ...میبینی چه حالی داره؟...
واسه ک.یر استادت ناله کن توله سگ🍆
دستش و که دوباره روی #بهشتم نشست با التماس گفتم:
-..اخ استاد ...باز بخورش...دلم میخواد همش زبون بزنی بهش
-دوست داری کلفتم🍆 و فرو کنم توش که دیگه نخاره؟
سرم رو به علامت اره تکون دادم که خندید.
حس میکردم پوستم میخاره،توم میخاره و فقط کلفت میخواد.
بی اختیار سرم رو بلند کردم و زبونم رو روی ک.یر کلفتش کشیدم.
بازم بلند خندید و دوباره با دست رو تپلم زد:
-جووون...بخور دختر کوچولوی حشری ..
ببین تپلت #اب انداخته
دلم میخواد روی همین میز و صندلی هر روز زیرم ناله کنی
دوست داری هر روز #سالارم🍆 رو بلیسی؟
منم قول میدم بهت نمره بدم🪼
https://t.me/+n07jl7KjqJZkODM8
https://t.me/+n07jl7KjqJZkODM8
https://t.me/+n07jl7KjqJZkODM8
دانشجو کوچولوی حشری که هر روز تو کلاس از چشم مدیر و بقیه شاگردا سرویس میده تا اینکه یروز یکی از شاگردا میفهمه و ....😱❌ | 171 |
| 10 | دکتر جلو شوهرش #ک.ص تپلی شو می خوره💦👅
آب دهن مو قورت دادم
شوکه از به یاد گرفتن آب ک×یر جک که تو ک×صم بود خشکم زد
حنا : آقا...آقای دکتر می شه من سرویس برم بعد..اههههه
با احساس خیسی و داغی زبونی رو #ک×صم ناله کردم💯
وحشت زده چشمامو بستم
داشت ک×ص مو می خورد!؟
دکتر داشت #ک×ص خیس و پر از آب #کی×رمو می خورد یا توهم زده بودم
دکتر : زود تموم می شه
لبه های ک×ص مو باز کرد و با زبون درازش تو #ک×صم تلمبه زد🫦
چشمام عقب رفتن
با سختی جلوی ناله هامو گرفته بودم
ار×ضا نشده بودم و #ک×صم تشنه بود
دکتر با ولع داشت ک×ص مو می خورد👅
صدای ملچ ملوچ خوردن شو می شنیدم امیدوارم دنیل نشنوه
شوهرم بالا سرم بود و دکتر از پایین داشت ک×ص مو می خورد💦
نوک س×ینه هامو چنگ زد
چیزی نمونده بود ار×ضا شم
زبون شو که برداشت ن×اله کردم داشتم ار×ضا می شدم
ک×صم درد می کرد
خواستم چیزی بگم که با فرو رفتن #کی×ری تو سوراخ سرخ #ک×ونم جیغ کشیدم
دنیل دست مو محکم تر گرفت
دنیل : الان تموم می شه عزیزم آروم باش
دکتر ک×یرشو تو #کو×نم کوبید و #ممه هامو مالید🔞
شوهرم خبر نداشت دکتر داره از پایین #ک×ون مو می کنه
وگرنه انقد سعی نمی کرد آرومم کنه
#کی.رش خیلی کلفت نبود ولی سوراخ ک.ونم حساس شده بود
سرعت تلمبه هاش خیلی زیاد بود
ک.ص صورتیم کامل باز شده بود
تند تند داشت ک.ص مو می مالید و همزمان ک.ون مو می گایید💯
حنا : اهههه درد داره وااای اوممم
دنیل نوازش می کرد و کنار گوشم حرف میزد
حنا : اوووف آخ آیی اوممم اهههه
دکتر چند سیلی به #ممه هام کوبید شوکه لرزیدم
#ک.ص مو خشن می مالید و تو مشتش می گرفت👅
دنیل : درد داری؟؟
صدای #تلمبه هاشو می شنیدم
دنیل خیلی کرد ساده ای بود حتی ای یبار با زور سکس می کردیم
واسه همینم طبیعی بود نفهمه دکتر داره زن شو از کون می کنه
حنا : نه اهههه نه خوبمممم اوووه اوف آخ
دکتر نیشگونی از #ک.صم گرفت
دکتر : الان تموم می شه یکم دیگه مونده
با احساس ویبره رفتن #ک.صم جیغ کشیدم
ویبراتور داشت!!!
ویبراتور تو بیمارستان!🔞
وحشت زده تقلا کردم و جوابم شد سیلی محکمی که به #ک.صم خورد
ار.ضا شدم
آبم با فشار پاشید رو دکتر
چشمام سیاهی می رفتن
گوشام سوت می کشیدن
کی.رش مثل یه ماشین سک.س تو کو.نم حرکت می کرد و پرم می کرد
فشار #ویبراتور رو ک.صم بیشتر شد
صدای ناله هام بلند شده بود و دنیل نگران نوازشم می کرد
سر گرد و کلفت #ویبراتور که تو ک.صم فرو رفت نفسم بند اومد
همه وجودم می لرزید
دکتر #ویبراتور رو توی ک.صم چرخوند
فشار کیرش بیشتر شده بود
https://t.me/+99smbKtM69xlMTk0
https://t.me/+99smbKtM69xlMTk0
https://t.me/+99smbKtM69xlMTk0
https://t.me/+99smbKtM69xlMTk0
https://t.me/+99smbKtM69xlMTk0
https://t.me/+99smbKtM69xlMTk0
#دکترهتپلیخیسشومیخوره💦 | 336 |
| 11 | سیندرلای تنگ و برادرناتنی حشریی🍒💦
#part4
با دیدن کیـ*ر کلفت برادرناتنیم که نامادریم اورده بود برای فیلم پـ*ورن نالیدم
_توروخدا امروز منو اروم بکن سوراخم زخم شده از بس خشن گاییدهشدم🔞💦
جلو اومد و دستی به سوراخ زخمی کونم کشید
_امروز برنامه عوض شده، میخوام از کـ*ص بکنمت سیندرلا
با ترس خواستم خودمو عقب بکشم که لای پاهام قرار گرفت و بیرحمانه کیـ*ر کلفت و سیاهشو به کـ*صم فشار داد🔞💦😱
https://t.me/+xUCLdLyHtgcyZTA0
https://t.me/+xUCLdLyHtgcyZTA0
نامادریش برای اینکه بازدید فیلمای پورنش بره بالا مجبورش میکنه کـ*صشو برادر ناتنیش جلو دوربین جررر بده😱🔞💦 | 268 |
| 12 | #part1
💦🔞با دیدن شوهر خواهر ناتنی و #ک**یرکلفتم #ک*صم نبض زد..💦🔞
با دیدنش جفت خواهرناتنیم حسادت و شهوتم زد بالا و با عشوه و دامن کوتاه سکسیم سمتش حرکت کردم که سرشو آورد بالا و با دیدن #پستون های گنده و نوک سیخم #ک*یرش توی شلوار شق کرد...
_اووم شوهرخواهر جونم میای اتاقم آخه انگار دوش حموم مشکل داره.
جاوید حشری از جاش بلند شد و دنبالم امد که از عمد توی پلهها کونمو به #ک*یرش مالوندم...
_خواهرزن حشری و سکسی من هوس سواری روی #ک*یر شوهرخواهرشو کرده اووف...
یهو با بالا رفتن دامنم زیپ شلوارشو کشید پایین و توی پلهها حشری و کثیف #ک*یرشو تا خا.یه توی #ک*صم فرو کرد که....
https://t.me/+cw3woYASlThiMGU0
https://t.me/+cw3woYASlThiMGU0
💦🔞شوهر خواهر #کــ.یرکلفت من🔞💦 | 256 |
| 13 | خیـ🔞ـر کوچولـ💧ـوی کـ،ـصتپلـ🍒ـی
#Chapter_12
_اوووف چه سوراخ #ک،ص تنگی داری تلما... از روزی که شریکم شدی توی خیریه #ک،یرم واست سیخ شد و میخواست بره توی #ک،صت!
ناخونامو محکم توی سرشونههاش فرو کردم و گفتم:
_آخخخخ داری #ک،صمو پاره میکنی عوضی... من دختر دوستباباتم ولم کن... 🔥💦
#ک،یرشو محکمتر توی #ک،صم فرو کرد و تفی وسط #پ،ستونای گرد و سفیدم انداخت.
_زیر #ک،یر من جفتک میندازی پتیاره؟ فکر کردی با این حرفا از خیر گ،اییدن #ک،ص تنگت میگذرم؟
سیلی روی #چ،وچولم کوبید و موهامو کشید.
_اتفاقا میخوام بعد اینکه خوب از گ،اییدن #ک،ص و #ک،ون تنگت سیر شدم ت،خممو توی شکمت بکارم و ولت کنم برم خارج!
وحشتزده نگاهش کردم که با چندتا تلمبهی دیگه توی #ک،صم ارضا شد و آب #ک،یرشو...
https://t.me/+_CiX9QQ7AiEzOTI0
https://t.me/+_CiX9QQ7AiEzOTI0
هم به زور کـ،ـص و کـ،ـونشو میگـ،ـاد و هم میخواد با آب کـ،ـیرش حاملش کنه🤤❌ | 192 |
| 14 | #دیلدو کمریم رو روی لباش کوبیدم.
ـ #خیسش کن که قراره کـ*ـونتو جر بدم تخمسگ💦👅
سرشو با انزجار به طرفین تکون داد کـ*ـیر کوچیک و صورتیش رو به چنگ گرفتم.
ـ چموش بازی در نیار.
دوباره خواست تکونی بخوره که #انگشتشصتمو روی سوراخ کوچیک کـ*ـیرش فشار دادم که گریهاش در اومد و پر درد نالید:
ـ غلط کردممم... آخ باشهعه.. خیسش میکنم.
انگشت آغشته به آبشو لیس زدم، جلوم زانو زد و دیلدو کمریام رو بلعید و مثل یه بچهی حرف گوش کن برام #ساک زد تا قشنگ خیسش کنه.
ـ بسه... روی تخت داگی شو که میخوام کـ*ـونتو باز کنم 🔥🔞♨️❌
https://t.me/+aXOQdA6SO-ZkNDQ0
https://t.me/+aXOQdA6SO-ZkNDQ0
رابطه ممنوعه و هات مامی پورناستار با پارتنر کـ*ـیرکوچیک و صورتیش که کـ*ـونشو با دیلدو کمری جر میده و...😈🌶🍑
#رمانحاویصحنههایممنوعهوخیسکننده
#مخصوصشبجمعه 💧🔥 | 154 |
| 15 | -آهه شهریارر کیرت خیلی #کلفتهه آخخ دارم پاره میشمم 💢♨️
خودمو بیشتر روی کـ*ـیـر خان حرکت دادم که جری شد و دو طرف کمرم رو گرفت
-چه حسی داری کیـ..ر #کلفت خان تا دستهه توی کــ..ص خوشگلته⁉️🍆
خودش شروع کردن به بالا پایین کردنم روی #سالارش که از درد جیغ زدم
-واا..ی آهه درد دارههه آهههه
-وقتی خودت اومدی نشستی رو ک*یر خان دردشم تحمل میکنی تخم جن چند #راند باید آب کـ*ـیرمو خالی کنم توت!💦
سینههای #سفیدم که بالا پایین میشدن رو از نوک میگیره
-اوفف علاوه بر کـ..ص تنگت این سینههای خوش سایزتم جری ترم میکنه تا #خشن تر بگا*مت!
#پوزیشن رو عوض کرد و با گاز گرفتن نوک سیـ..نه هام..🍒❤️🔥
https://t.me/+YQSOGXOFyqFiOGZk
https://t.me/+YQSOGXOFyqFiOGZk | 143 |
| 16 | _آبتو خالی کن روک*یرم جوجه رنگی….واسه مسیحت ار*ضا شو…
ضربه هاش رو به قدری تند کوبید که به جلو پرت میشدم و دیواره های واژ*نم کش میومد!
_آه یالا کوچولوی خوشمزم…خالی شو ..میخوام آبمو تو این هلوی تپلت بریزم !
با حرفاش لذتم به اوج رسید و تمام تنم با شدت شروع به لرزیدن کرد و حجم زیادی آب ازم رها شد و دور کی*ر مسیح ریخت و لاب لای ضربه هاش از س.وراخم بیرون میریخت!❤️🔥🔥🔞
https://t.me/+_prC_a47K4lhZWM0
https://t.me/+_prC_a47K4lhZWM0
دشمن پدرش آبشو میریزه توک.ص تنگ و بکرش 😱💦🙈 | 155 |
| 17 | با آه مردونهای کـ*ـیـرشو روی بهشتم کشید که هق زدم😭🍓
– من..من زنت نیستم سیاوش! تروخدا ن..نکنن
کـ*ـیـرشو تند تر بالا پایین کرد که با انزجار #ناله کردم
– جفتتون کـ*ـص #صورتی بودین لعنتیا!
کمرمو بین دستاش گرفت و سرشو توی گردنم فرو کرد.
– #نالههاتم شبیه خودشه جوجه طلایی!
با اولین ضربهای که وارد کـ*ـص #تنگم کرد نفسم رفت ❗️
– جونم که انقدر تنگیی
دست روی دهنم گذاشتم که به دستم چنگ زد.
– میخوام صدای زجه هاتو بشنوم! ناله هاتو زیر کـیـ*ـرم آزاد کن.
تلمبههای پشت سرهمش رو به کـ*ـصم کوبید و..
https://t.me/+VfpvylcT0yU0NDM0
https://t.me/+VfpvylcT0yU0NDM0
بخاطر شباهت دختره با زن سابقش وحشیانه باهاش سکس میکنه و..💦🤫 | 176 |
| 18 | sticker.webp | 205 |
| 19 | به آقا معلم تو کلاس کــ.ص کلوچه ایم و نشون دادم👅💧
#Part1
- آقا معلم میشه به مامانم نگی با سارا تو اتاق داشتیم کـــ.ص همدیگه رو میخوردیم؟ 👅
آقا معلم با شه.وت به بدنم خیره شد.
- چیو نگم. اینکه داشتین کــ.ص های کوچولوتون رو حسابی روی هم میمالیدین و ناله میکردید؟ اونهم به جای درس خوندن؟!
لب گزیدم.
اون ما رو دیده بود. از لای در من و سارا رو دیده بود و حالا میخواست به مامانم بگه.
خط کش فلزی رو به رون تپلم از رو شلوار مدرسه ام زد و گفت:
- میرین خونه هم درس بخونین یا این گندکاریها داشته باشید؟!
- آقا معلم... تو رو خدا به مادرم نگو... دیگه با سارا از اینکارها نمیکنم.
آقا معلم خطکش رو آروم از رونم تا به وسط پاهام رسوند و نوک تیز خطکش رو از روی شلوار به کــ.صم فشرد.
کــ.ص #کلوچه ایم بخاطر خط کش تیز و فلزی حسابی آب انداخته بود.
اگر به جای خط کش انگشت #کلفت و گرم آقا معلم بود چی؟ اوووف حتی با فکرش هم کــ.صم نبض زد و چو..چولم پر آب شد.
- یه شرط برات میذارم.
با چشمهای پر امید بهش خیره شدم.
- چه شرطی؟ هر چی باشه قبوله.
دستی به ریش پر پشتش کشید و در اتاق رو قفل کرد. رو به روم روی صندلی نشست و با خط کش به کـ.صم اشاره زد.
- شلوار و شورتت رو بکش پایین. واسم #داگاستایل شو و کــ.صت و نشونم بده!👅🐕
https://t.me/+G-liqiY-Ok8yZDhk
https://t.me/+G-liqiY-Ok8yZDhk
https://t.me/+G-liqiY-Ok8yZDhk
https://t.me/+G-liqiY-Ok8yZDhk
https://t.me/+G-liqiY-Ok8yZDhk
https://t.me/+G-liqiY-Ok8yZDhk
https://t.me/+G-liqiY-Ok8yZDhk
https://t.me/+G-liqiY-Ok8yZDhk
https://t.me/+G-liqiY-Ok8yZDhk
https://t.me/+G-liqiY-Ok8yZDhk
https://t.me/+G-liqiY-Ok8yZDhk
من یسنام یه دختر هـــ.ورنی با یه کـــ.ص خیس که تو مدرسه با دوستم سارا شیطنت میکردیم. تو زنگ تفریح کــ.ص همدیگه رو انگشت میکردیم و ارضــ.ا میشدیم. تا اینکه یه بار تو خونه سارا وقتی داشتیم رو کـــ.ص لزج و خیس همدیگه سواری میکردیم آقا معلم که داداشِ سارا بود ما رو از لای در میبینه و....🎀🧸💧👅😈
کـــ.ص لیسی آقا معلم تو مدرسه برا دانش آموز کـــ.ص کلوچه ای💧👇
https://t.me/+G-liqiY-Ok8yZDhk
https://t.me/+G-liqiY-Ok8yZDhk
https://t.me/+G-liqiY-Ok8yZDhk | 245 |
| 20 | #پارت_123
دستش رو پايين برد و تحريك كننده پرسيد
+ ميخواى ار.ضا بشـى؟
https://t.me/+JblM5ih2GNhlNWFk
ناله اى از برخورد پوست داغ انگشت هاش به وا.ژنم سر دادم .. هنوز درحال تـ.ـلمبه زدن بود و بى انصافانه درحال گرفتن تمام انرژيم بود
_ اهههههه يزدان .. خواهش ميكنم بزار بيام.
نيشخندى زد و دستش رو تند روى چو.چو.لم بالا پايين كرد
+ ميتونى ار.ضا بشى دكتركوچولو .. براى يزدان بيا.
_ اهههه .. اومممم
نميتونستم تحمل بكنم ، احساس كردم روى هوا شناور شدم و چيزى با فشار از وجودم قصد خارج شدن رو داره .
يزدان دستش رو مثل يك دستگاه بى توقف تكون ميداد و حتى تـ.ـلمبه هاشو ارومتر كرده بود تا به انگشتاش سرعت بده..
پلكامو روى هم قرار دادم و با بالا بردن سرم ، كمرم رو از روى تخت جدا كردم وبا جيغ بلندى بلاخره بدنم لرزيد .
قفسه سينم تند بالا پايين شد و وا.ژنم نبض زد ، يزدان به اوج رسيدنم رو كه ديد هر دو پامو بالا برد و با قرار دادنشون روى شونه هاى پهنش ضربه هاشو شدت داد .
اونقدر عضوش رو عقب جلو كرد كه دوباره بدنم داغ شد و با چنگ زدن ملافه ها به جاى شونه هاى غيرقابل دسترس يزدان ناليدم
_ آآهههه بسهههه دارم بيهوش ميشمممم
سر كج كرد و حين تـ.ـلمبه زدن زبونش رو روى ساق پام كشيد ، اونقدر اون كارش تـحريك كننده بود كه جيغى از لذت كشيدم و خطاب قرارش دادم
_ نكن عوضـى نميتووونم تحمل كنممم
خنده كجى كرد
+ ميتونى نورا .. ميتونى
ناليدم و به حركات كمرش خيره شدم .. درسته يكبار ار.ضا شده بودم اما احساسى كه الان درحال پخش شدن در بدنم بود متفاوت بود.
اونقدر متفاوت كه احساس ميكردم بدنم حتى قبل از ار.ضا شدن ميلرزه .
گيج از حس داغى كه توى شكم و رحمم قوى تر ميشد ناليدم
_ بسهههههه ، بايد برم آههه، بايد برممم دستشويى
تك خنده اى در گلو كرد و به همون سرعت حركاتش رو ادامه داد
_ يزدااان بسهههه ، اهههههه .. نميتونم نگهش دارممممم بسه لعنتييييىى
بهت زده قصد تكون خوردن داشتم اما نشد و احساس ميكردم از شدت لذت درحال بيهوش شدنم.
+ دوباره بيا ... ار.ضا شو نورا .. زود باش
سرم گيج رفت و در يك لحضه چنان بدنم لرزيد كه نفسم بريد و چشمام سياهى رفتند.
https://t.me/+JblM5ih2GNhlNWFk
https://t.me/+JblM5ih2GNhlNWFk
https://t.me/+JblM5ih2GNhlNWFk
بيمار روانى روانپزشكش رو ميدزده و هرشب مـيـ*ـكنتش ، دختره اول مخالفه اما بعد...🔥🔞💦
پارت واقعى ، اگه نبود لف بده😍👆🏼 | 268 |
Content available for users 18+
By signing in to the service, you confirm that you are 18 years of age or older.
