en
Feedback
کولی کنار آتش...

کولی کنار آتش...

Open in Telegram

تنها راه تحمل هستی این است که در ادبیات غرقه شوی همچنان که در عیشی مدام... جز صراحی و کتابم نبود یار و ندیم... ارسال مطالب و موسیقی پیشنهادی @faabaio

Show more
451
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+530 days
Posts Archive
داریخماخ* [ترکی] آمیخته‌ای از غم، حسرت، دلتنگی، بی‌حوصلگی و فقدان. چیزی که نمی‌توان به کسی گفت، توصیفش کرد، نوشتش.

‏جهت یادآوری: شما نسبت به هیچ‌کسی برتری ندارید، پس کسی را قضاوت نکنید. روزگار در کمین است تا شما را سخت‌تر قضاوت کند.

• در اشتیاق گلی که نچیده‌ام می‌لرزم...

اگر دیدی میان ویرانه‌های خانه‌ای گل سرخی قد کشیده است، هرگز تعجب نکن؛ ما اینطور دوام آوردیم..! وشب...

با ماشین وارد گاراژ خانه شدم؛ درِ گاراژ را بستم و به اندازۀ سه ترانه در ماشینِ خاموش نشستم. و با خودم فکر کردم، اندوه گاهی به شکل «نشستن در ماشینِ خاموش» است، به شکلِ «جایی نرفتن». -ابراهیم سلطانی

گیاه وحشی کوهم، نه لاله‌ی گلدان مرا به بزم خوشی‌های خودسرانه مبر به سردی خشنِ سنگ خو گرفته دلم مرا به خانه مبر، زادگاه من کوه است

در آن ابدیت ساکن، او نیز می‌توانست سهمی از آنِ خود داشته ‌باشد، اما ناگهان می‌دید که جهان چیزی جز تصویرهایی گریزپا نیست، و دس
در آن ابدیت ساکن، او نیز می‌توانست سهمی از آنِ خود داشته ‌باشد، اما ناگهان می‌دید که جهان چیزی جز تصویرهایی گریزپا نیست، و دست او خالیست… |همه‌ می‌میرند، سیمون دوبوار

از بدِ حادثه، در آن ایامی که هنوز می‌توانستم به کسی سر بسپارم، برخورده بودم به مردی که آبِ پاکی را روی دستم ریخته بود.‌ ‌ -هم‌نوایی شبانه‌ی ارکستر چوب‌ها/رضا قاسمی-

دریغ که بسیار سرد و سیاه و‌ تلخ‌ اند بسیار تلخ‌تر از خودِ من و برای همین خسته‌ام اما یک زن در من مدام خودش را به قلبم می‌کوبد زنی که مدام خودش را به زندگی مشغول می‌دارد زنی که زنده‌ است همینطوری نمی‌گذرد و دوست می‌دارد‌. -الهام اسدی-

هر بار در بند احساسی می‌افتاد که دیگر کاری از او ساخته نبود، آن وقت موسیقی حتی از محکم‌ترین سدها هم می‌گذشت و باعث می‌شد که اشکش درآید، اشکی به مثال اجر یا سپاسی جبری در برابر یک موسیقی شاعرانه، موسیقی‌ای که از هر چیز دیگری باشکوه‌تر بود. زندگی بدون موسیقی یک خستگی و یک اشتباه بود. |نیچه-اشتفان تسوایگ|

و بیش از هر کلمه ای، باید از همیشه ها و هرگزها و هیچوقت ها و هیچ کجاها پرهیز کرد. از این "همیشه با تو می مانم"ها و "هرگز ترکت نمی کنم"ها که "های" آغازشان با دو چشم حیران و متعجب به آدمهایی می نگرد که مقید به زمان و مکان اند، اما فراتر از زمان و مکان، وعده می دهند و باور و اعتماد را به سخره می گیرند. گاهی از خودمان می پرسیم: "از کی، کلمات اینقدر خالی از معنا شدند؟ از کی شروع کردیم به سخن گفتن با زبانی که می دانستیم، اما نمی فهمیدیم؟" 👤 حسین وحدانی 📚 #دال_دوست_داشتن

و شاید عشق یعنی همین. ایستادن در کنار دیگری. حتی وقتی بادهای سرد زندگی به صورتت می‌کوبند. حتی وقتی همه چیز فرو می‌ریزد، و تنها چیزی که باقی می‌ماند، شاید این حقیقت باشد: اینکه تو اینجا هستی. و این کافی است.

تو دو تن هستی. يكی بيدار در ظلمت، و ديگری خفته در نور! #شمس_تبریزی
تو دو تن هستی. يكی بيدار در ظلمت، و ديگری خفته در نور! #شمس_تبریزی

تکرار و تکرار✌🥂

لود این اهنگ و هوس سیگار از دستهای ااااو...»

«در جذبه‌ای که حاصل زیبایی شب است ‏رؤیای دوردستِ تو نزدیک می‌شود» ‏- فروغ فرخزاد. وشب...

حس کردم که چقدر دلم برای خودم تنگ شده... بنظرم تلخ‌ترین حس دلتنگی، دلتنگی برای خودت هست... دلتنگی برایِ شخصی که در گذشته بودی
حس کردم که چقدر  دلم برای خودم تنگ شده... بنظرم تلخ‌ترین حس دلتنگی، دلتنگی برای خودت هست... دلتنگی برایِ شخصی که در گذشته بودی... کسی که بخاطر ناملایمتی‌هایِ روزگار فقط سایه‌ای از آن باقی مانده... اگر فقط جای خالیِ دیگران بود غصه‌ای نداشتم! آدم هرجور که بتواند با جای خالیِ دیگران کنار می‌آید؛ اما جای خودِ من خالی است! و این جای خالی شوخی بردار نیست... ماشادو دآسیس

چه کسی را گریانده باشم به آواز که می‌گریانَدم اینگونه هر آواز نومیدانه‌ی ولگردی؟ #منوچهر_آتشی

ترسم از آن است که پاییز تمام شود و با باران برنگردی ترسم از آن است که اشتیاقم علی‌رغم آن‌که پنهانش ساخته‌ام از درون جانم فریاد برآورد.. از قصیده زیبای «نشاز في همس السحر» اثر شاعر سودانی «روضة الحاج»

تو نمی‌دانی این‌که انسان برود و برود، تا انسانی دیگر را پیدا کند که به او شباهت دارد، به‌حدی که پاهایش پینه ببندد و سخن روی لب‌هايش پژمرده شود، به چه معناست!