en
Feedback
گذرگاه

گذرگاه

Open in Telegram

احساسی جسمانی داشتم که در گذرگاهی گام نهاده‌ام. گذرگاهی که نیرویی از خود داشت. دون‌خوان این گذرگاه آرام و عظیم بود. جایی برای احساسات و یا دلتنگی نبود. زیرا او به مثابه احساسی غیرشخصی آنجا بود که مرا به درون می‌فریفت. C.C

Show more
1 978
Subscribers
+224 hours
No data7 days
+5130 days
Posts Archive
نصیحتی برای او (و برای تو اگر گوش می‌دهی): به جای اینکه خودت را با پرسیدن «قدرت‌مندان چه می‌کنند؟» خسته کنی، بپرس: • امروز چگ
نصیحتی برای او (و برای تو اگر گوش می‌دهی): به جای اینکه خودت را با پرسیدن «قدرت‌مندان چه می‌کنند؟» خسته کنی، بپرس: • امروز چگونه انرژی‌ام را حفظ کنم؟ • چگونه خودم را در برابر ترس جمعی غیرقابل دسترس کنم؟ • چگونه از تغذیه کردن شکارچیان با اضطرابم دست بردارم؟ «ناوال جهان را تغییر نمی‌دهد. ناوال نقطه پیوندگاه خود را تغییر می‌دهد. و آنگاه، جهانی دیگر ظاهر می‌شود.» اگر آن زن واقعاً می‌خواست راه من را دنبال کند، به او می‌گفتم: «دیگر به نابودی به عنوان تماشاگر نگاه نکن. زندگی خودت را به عنوان میدان نبرد ببین. آنجا جنگ واقعی آغاز می‌شود.» #خلق_و_خوی_سالک_مبارز @CarlosFreedomPass

دل‌مشغولی الانت چیه؟

عقیده‌ی ساحران مکتب دون‌خوان این بود که مقداری انرژی فطری در هر یک از ما هست، مقداری که دستخوش حمله‌های بی‌امان نیروهای بیرون
عقیده‌ی ساحران مکتب دون‌خوان این بود که مقداری انرژی فطری در هر یک از ما هست، مقداری که دستخوش حمله‌های بی‌امان نیروهای بیرونی برای فزون شدن یا تقلیل یافتن نیست. آنان ایمان داشتند که این مقدار انرژی، کافی برای به اتمام رساندن آن چیزی است که آن ساحران می‌پنداشتند دل‌مشغولی هر فردی در روی زمین است: شکستن پارامترهای درک و مشاهده‌ی عادی، بینش عادی. ۱۱ #کارلوس_کاستاندا #کتاب_حرکات_جادویی

هرگز فکر نکرده ام که تو محتاح کمک هستی. یک سالک به چیزی احتیاج ندارد. تو باید این احساس را در خودت تقویت کنی. می گویی، کمک می
هرگز فکر نکرده ام که تو محتاح کمک هستی. یک سالک به چیزی احتیاج ندارد. تو باید این احساس  را در خودت تقویت کنی. می گویی، کمک می خواهی. کمک برای چه؟! تو همه چیزهای مورد نیاز را برای این سفر عجیب که زندگی تو است، داری. سعی کردم به تو یاد بدهم که تجربه واقعی در انسان بودن است، و زنده ماندن از هر چیزی مهمتر. زندگی امروز ما راه پیچ در پیچ کوتاهی است، زندگی خود گویای خود است و کامل. یک سالک این را می فهمد و طبق آن هم زندگی می کند. به همین علت بدون هیچ گونه گستاخی می توان گفت که سالک بودن تجربه ی تجربه هاست. ۵۹ #دون_خوان_ماتوس #خلق_و_خوی_سالک_مبارز  #کتاب_افسانه_های_قدرت @CarlosFreedomPass

song_1783923937821.mp36.41 MB

(مامور مخفی) گفت: رویا دیدن وسیله‌ی نقلیه‌ای است که رویابینان را به این جهان می‌آورد. آنچه ساحران درباره‌ی رویا‌دیدن می‌دانند
(مامور مخفی) گفت: رویا دیدن وسیله‌ی نقلیه‌ای است که رویابینان را به این جهان می‌آورد. آنچه ساحران درباره‌ی رویا‌دیدن می‌دانند ما به آنها آموخته‌ایم. جهان ما از طریق دری که رویاها نام دارند با دنیای شما ارتباط دارد. ما می دانیم چگونه از این در بگذریم ولی آدمها نمی‌دانند. آنها باید بیاموزند. ۱۱۸ موجودات غیر‌آلی همیشه در جستجوی آگاهی و انرژی‌اند. اگر آماده باشی اینها را به آنها بدهی فکر می‌کنی که آنها چه می‌کنند؟ از آن طرف خیابان برایت بوسه می‌فرستند؟ ۱۳۸ #کتاب_هنر_رویا_دیدن

103988392.mp32.76 MB

photo content

یک‌بار بی‌آنکه واقعاً منظورم طعنه زدن باشد از او پرسیدم: – ولی دون‌خوان آیا داری به من می‌گویی هربار که بندهایت را به صدا در می‌آوری یا هر بار که من می‌کوشم از تو تقلید کنم، واقعاً انرژی را جابجا می‌کنم؟ – هربار که حرکتی جادویی را اجرا می‌کنیم، به‌راستی ساختارهای بنیادین وجودمان را تغییر می‌دهیم. انرژی که به طور عادی سفت‌شده رها می‌شود و شروع به وارد شدن در چرخش‌های حیاتی بدن می‌کند فقط بوسیله‌ی این انرژی احیا شده می‌توانیم دیواره‌ای، مانعی بگذاریم تا جلو جریانی را که در غیر این صورت رام‌نشدنی و زیان‌آور است، بگیریم.  از دون‌خوان خواستم برایم دربارۀ سد کردن آنچه او جریان زیان‌آور می‌نامید، مثالی بزند. به او گفتم که می‌خواهم آن را در ذهنم مجسم کنم. او پاسخ داد: – برایت مثالی می‌زنم. برای مثال در سن من باید فشار خونم بالا باشد. اگر نزد دکتری بروم، او بعد از دیدن من حدس خواهد زد که سرخپوستی پیر و گرفتار نااطمینانی‌ها، نومیدی‌ها و رژیم غذایی بدی هستم. طبیعتاً تمام اینها به وضعیت پیش‌بینی‌پذیر و کاملاً مورد انتظار فشار خون بالا منجر می‌شود: پیامد پذيرفتني سن من. او ادامه داد: – من اصلاً مشكل فشار خون بالا ندارم، نه برای اینکه از آدم معمولی قویترام یا به دلیل چارچوب ژنتیکی‌ام، بلکه برای اینکه حرکات جادویی من، کالبدم را طوری ساخته‌اند که بر هر الگوی رفتاری پیروز شود که به فشار خون بالا می‌گردد. حقیقتاً می‌توانم بگویم هرگاه که بندهایم را در پی اجرای حرکتی جادویی به صدا درمی‌آورم، جریان انتظارات و رفتاری را مسدود می کنم که به طور عادی در سن من به فشار خون می انجامد. مثال دیگری که می‌توانم برایت بزنم چابکی زانوهایم است. متوجه نشدی که چقدر چابکتر از تو هستم؟ در موردی که به حرکت زانوها مربوط می‌شود، یک بچه‌ام! با حرکات جادویی‌ام سدی بر جریان رفتاری و جسمانی‌ام می‌بندم که زانوی آدمها، هم مرد و هم زن، را سخت و سالخورده می‌کند. یکی از ناراحت‌کننده‌ترین احساساتی که با آن مواجه بودم به دلیل این واقعیت بود که دون‌خوان ماتوس، هر چند می‌توانست پدربزرگ من باشد، بی‌نهایت جوانتر از من بود. در مقایسه با او من سفت و سخت، یکدنده و تکراری بودم. فرتوت بودم. برعکس، او تر و تازه، خلاق، چابک و چاره‌جو بود. خلاصه آنکه او چیزی را دارا بود که هر چند من جوان بودم، آن را نداشتم: جوانی. او لذت می‌برد از اینکه مکرراً به من بگوید که سن جوانی، در جوانی نیست و اینکه سن جوانی به هیچ وجه عامل بازدارنده‌ی اختلالات پیری نیست. او خاطرنشان کرد که اگر هم‌نوعانم را بدقت و با بی‌طرفی نظاره کنم، می‌توانم تأیید و تصدیق کنم که وقتی به سن بیست سالگی می‌رسند، دیگر فرتوت‌اند،(عادت‌های) خود را احمقانه تکرار می‌کنند. من پرسیدم: – دون‌خوان، چطور ممکن است که تو جوانتر از من باشی؟ او در حالی که چشمانش را کاملاً به نشانه‌ی حیرت می‌گشود، گفت: – من بر ذهنم غلبه کرده‌ام. من ذهنی ندارم که به من بگوید وقت پیری فرارسیده است. من اتفاق‌نظرهایی را که در آن سهیم نیستم، محترم نمی‌شمرم. یادت باشد: این برای ساحران فقط شعار نیست که می‌گویند اتفاق‌نظرهایی را که در آن سهیم نیستند، محترم نمی‌شمرند. به سن پیری مبتلا شدن یکی از این اتفاق‌نظرهاست. ۳۱ ۳۲ #کتاب_حرکات_جادویی @CarlosFreedomPass

– ظرف یک چشم به هم زدن کاری می‌کرد که من و تو برای آن باید عمری صرف کنیم. تفاوت اینجاست که ناوال خولیان، تنها به یک تلنگر خفی
– ظرف یک چشم به هم زدن کاری می‌کرد که من و تو برای آن باید عمری صرف کنیم. تفاوت اینجاست که ناوال خولیان، تنها به یک تلنگر خفیف نیاز داشت، آنگاه آگاهی او به کار می‌افتاد و تنها دری را که موجود است، می‌گشود. – منظورت از تنها در موجود چیست؟ – منظورم این است که وقتی پیوندگاه انسان از محدوده‌ی مشخصی فراتر رفت، نتایج همیشه برای همه یکسان است. فنونی که آن را جابجا می‌کند، می‌تواند تا آنجا که امکان دارد متفاوت باشد، اما نتایج همیشه یکسان است، یعنی پیوندگاه به کمک نیروی محرکه‌ی زمین دنیاهای دیگری می‌سازد. – دون‌خوان آیا نیروی محرکه‌ی زمین برای همه‌ی انسان‌ها یکسان است؟ – البته. مشکل انسان معمولی گفتگوی درونی است. شخص، تنها وقتی می‌تواند از این نیروی محرکه استفاده کند که به سکوت کامل دست یابد. روزی که سعی کنی این نیروی محرکه را مورد استفاده قرار دهی، این حقیقت به تو ثابت خواهد شد. ۲۲۱ #دون_خوان_ماتوس #کتاب_آتش_درون @CarlosFreedomPass

کاستاندا با لحنی جدی‌تر ادامه داد: "امکان فرار از چیزی به این اهمیت که ما به شما پیشنهاد می‌دهیم، وجود ندارد. نمی‌دانم چه اتف
کاستاندا با لحنی جدی‌تر ادامه داد: "امکان فرار از چیزی به این اهمیت که ما به شما پیشنهاد می‌دهیم، وجود ندارد. نمی‌دانم چه اتفاقی خواهد افتاد اگر تعداد کافی از افراد این انقلاب فردی را آغاز کنند. پنج میلیون سال موفقیت تکاملی در بدن ما نهفته است. ما توانایی‌های بسیار بیشتری از آنچه فکر می‌کنیم، داریم. برای ما، زمان به پایان رسیده است. اگر چیزی با قدرتی کافی برای به تعادل درآوردن ما ظاهر شود، ما باقی خواهیم ماند. اما من در حال رفتن هستم؛ این را ما انتخاب نکرده‌ایم، بلکه یک نیروی خارجی این را تعیین می‌کند، و من مایلم به روش دیگری بروم، و این امکان را به شما نشان دهم که شما نیازی به تسلیم شدن و مرگ ندارید. این نبرد غیرقابل تصور - توضیح داد - ما را جوان نگه می‌دارد. من راه دیگری برای رسیدن به این هدف آزادی نمی‌شناسم. من فقط با "بازرگانان خدا" آشنا شده‌ام." "به طور مداوم توصیه می‌کنم: تنسیگریتی را تمرین کنید. حرکات جادویی، به ما نظم می‌بخشند و بدبینی را از ما دور می‌کنند..." مارس 1996 #کارلوس_کاستاندا

photo content

یکی از کارهای جنگجو این است که هیچ‌گاه نگذارد چیزی بر او اثر کند. بدین‌ترتیب حتی اگر شیطان را هم پیش روی خود ببیند، نمی‌گذارد
یکی از کارهای جنگجو این است که هیچ‌گاه نگذارد چیزی بر او اثر کند. بدین‌ترتیب حتی اگر شیطان را هم پیش روی خود ببیند، نمی‌گذارد کسی از این موضوع باخبر شود. خویشتن داری یک جنگجو باید در حد کمال باشد. ۱۵۲ بهترین انسانها وقتی مشخص می‌شوند که پای دیوار قرار گیرند و لبه‌ی کارد را بر گلوی خود حس کنند. ۱۵۵ #خلق_و_خوی_جنگجو #کتاب_افسانه_های_قدرت

The Darkness of an Angel Anne Bloom.m4a5.76 MB

photo content

آنچه می‌توانم به تو بگویم این است که جنگاور هرگز دست‌یافتنی نیست؛ هرگز جایی نمی‌ایستد که منتظر باشد چماق بر فرقش بکوبند. و بدین ترتیب احتمال امور پیش‌بینی نشدنی را برای خود به حداقل می‌رساند. بیشتر اوقات، گریز از آنچه تو اتفاق می‌نامی بسیار آسان است، مگر برای ابلهان که هول‌هولکی زندگی می‌کنند. ۲۰۲ #دون_خوان_ماتوس #کتاب_حقیقتی_دیگر @CarlosFreedomPass

باید جرات کرد زندگی را تجربه کرد. @CarlosFreedomPass

«اینکه همه این‌ها بتواند به یک عدد بحرانی منجر شود، یک معماست، اما، به هر حال، رویای ناوال کارلوس کاستاندا درباره یک انقلاب در ادراک، هنوز به پایان نرسیده است.» #رزا_کول @CarlosFreedomPass

photo content