فوائد نحویّه ولطائفِ صرفیّه
Open in Telegram
کانالی کوچک درباب صرف ونحو عربی گذشت عمر تو درفکرصرف ونحو ومعانی بهائی از تو بدین نحو صرف عمر بدیع است @ahmadi8619 /ارتب
Show more976
Subscribers
No data24 hours
+67 days
+1430 days
Posts Archive
«علامتِ فعل متعدّی ولازم »
علامت متعدّی این است که می باشد فعل مثل عضو« کضَرَبَ بیدِه و رَکَضَ برِجلِه و أبصرَ بعینِه و سَمِعَ بأُذُنِهِ و تَکلَّمَ بِلِسانِه» أو حاسّةٍ« کذاقَ وشَمَّ» أو قلبٍ« کعَلِمَ و ظَنَّ» .
و علامةُ اللّازم ماکان فعلَ جمیعِ البدنِ «کقامَ و ذهب و قَعَدَ وجَلَسَ» أو ماکان من فعلٍ مضموم العین أو من فعلٍ مکسورها و کان لوناً أو خُلقیّاً کعَوِرَ و حمرَ أو معتلّاً کوَجِلَ .
💐🍃🍃@sarfvanahw110
«یک یادداشت و چند شعر»
معلوم مخدومی ام بوده باشد که شما اهل خبره می باشید. کسی تا امثله، صرف میر، تصریف نخواند قوٍهٔ عوامل ملّا محسن یا جرجانی یا شرح تصریف یا انموذج ندارد. شفقت شما این باشد که امثله، تصریف را زحمت کشیده کامل بفرمایند.
●
ده چیز شعار سازی
سرمایهٔ کارِ خویش سازی
بیخوابی و جوع و عزلت وفکر
پس همّت و زهد، عبادت و ذکر
باشی پیوسته با طهارت
باغیر خدا نبوده کارت
●
گنه کاریم و زهدی می فروشیم
که شاید پرده ای بر عیب پوشیم
کریمی هست مارا می شناسد
که ما گندم نما و جوفروشیم
●
تحصیل دوام باید و جدّ وطلب
پیوسته به روز درس و تکرار به شب
تقوی و طهارات و ریاضات و ادب
با [بی] این همه تحصیل محال است و عجب
💐🍃🍃@sarfvanahw110
«عطف به فاء و ثمّ وفرق آن دو »
ابن مالک در الفیّه گوید:
وَالفاءُ لِلتّرتیبِ باتِّصالِ
وثُمَّ لِلتّرتیبِ بِانْفِصالِ
«ترجمه»
وفاء برای ترتیب است با اتّصال{ بدون مهلت] و ثمّ برای ترتیب است با انفصال{با مهلت}.¹
●
جلال الدّین سیوطی در شرح الفیّه می نویسند:
{وَالفاءُ لِلتّرتیبِ باتِّصالٍ} و تَعقیبٍ، نحو: الّذي خلقَکَ فسوّیکُ، وامّا قولُه تعالی: و کمْ مِن قریةٍ أهلکناها فجاءها بأسُنا بیاتاً، فمعناه : أردنا إهلاکَها فجاءها، و قولُه تعالی: وَالّذي أخرَجَ المرعیٰ فجعلَه غُثاءاً أحوَیٰ، فمعناه : فمضَتْ مدّةٌ فجعلَه.{وثُمَّ لِلتّرتیبِ} لکن{ بِانْفِصالٍ} ومُهلةٍ، نحو: فأقبَرَهُ ثمَّ إذا شاءَ فأنْشَرَه.²
____
1_تُحفهٔ أحمدیّه در شرح ألفیّه ، استاد احمد بهمنیار، چاپ هفتم، تهران ، انتشارات مرتضوی، ۱۳۷۶ش ، صفحهٔ ۲۰۷
2_البَهجةُ المرضیّة في شرح الألفیّة {کتاب السّیوطی} ،به خطّ عبدالرّحیم ،چاپ سنگی ،تهران ،کتابفروشی علمیّهٔ اسلامیّه ،صفحهٔ ۱۶۴
💐🍃🍃@sarfvanahw110
«کالعطفِ بِثُمّ أو کعطفٍ بالفا»
این سه شعر از شیخ بهاء الدّین محمّد العامِلي است که به خطّ مبارک خویش درآخر نسخهٔ کتاب حدیقهٔ هلالیّه نگاشته است:
لکاتبِها الفقیر بهاء الدّین محمّدالعامِلي
یا نَفسَ مضیٰ عُمرُکِ عاماً عاما
مِجهلِکِ لَمْ تُحَصِّلي إتماما
حَصَّلْتِ فَقاهةً وفَضلاً وَ عُلاً
لکنَّکِ تُحَصِّلي إسلاماً
وَ لَهُ
لاتَبٌکِ مُعاشِراً نَأَی أو ألِفا
فَالقَومُ مَضَوا وَ نحنُ نَمضي خَلَفا
بِالمُهلةِ أو تَعاقُبٍ نَلْحَقُهُمْ
کَالعَطفِ بِثُمَّ أو کَعَطفٍ بِالفا
وَلَهُ
یاغائِبُ عَیني لاعَنْ بالي
القُربُ إلیکَ مُنْتَهیٰ آمالي
أیّامُ نَواکَ لاتَسَلْ کیفَ مَضَتْ
واللهِ مَضَتْ بأسوَءِ الأحوالِ¹
_
1_حدیقهٔ هلالیّه، شیخ بهائی، نسخهٔ خطّی کتابخانهٔ دانشگاه تهران به شمارهٔ ۱مشکوة، برگ ۴۳
💐🍃🍃@sarfvanahw110
«نکته»
ابن مالک در ألفیّه درباب «کان و أخواتِ آن» می گوید:
وَ غَیرُ ماضٍ مِثْلَهُ قَد عَمِلا
إنْ کانَ غیرُ الماضي مِنهُ ٱسْتُعمِلا¹
و جلال الدّین سیوطي در شرح می نویسند:
نحوُ: لَمْ أکُ بَغِیّا، قُلْ کُونُوا حِجارَةً و کَونُکَ إیّاه، کائناً أخاکَ و لَسْتُ زائلاً أحِبُّکَ .²
مراد این است که همانگونه که فعل ماضی عمل می کند مضارع و أمر و مصدر و اسم فاعل نیز عمل می کند.
آنچه از این عبارت مراد است عمل کردن مصدر کانَ است چنانچه در عبارت « کَونُکَ إیّاه» می بینیم. میرزا أبوطالب در حواشی خود در ذیل این عبارت می نویسد:
قولُه:« وَکَونُکَ إیّاه» هذا بعضٌ مِن بیتٍ هو هکذا:
بِبَذلٍ وحِلْمٍ سادَ في قَومِهِ الفَتَی
وکَونُکَ إیّاه علیکَ یَسیرٌ
سادَ مِنَ السِّیادةِ وإیّاه إمّا عایٌ إلی الباذلِ والحلیمِ المفهومَینِ من البذلِ والحلمِ وإمّا عایدٌ إلیٰ فاعلِهما و الباقي واضحٌ.³
وحکیم در حواشی خود می نویسند:قولُه :«کَونُکَ إیّاه» مَحلُّ الشّاهدِ من قولِ الشّاعرِ:
بِبَذلٍ وحِلْمٍ سادَ في قَومِهِ الفَتَی
وکَونُکَ إیّاه علیکَ یَسیرٌ
فکونُکَ مبتدأٌ و هو مصدرٌ مُضافٌ إلیٰ إسمِه وهو کافُ الخطابِ وإیّاهُ خبرُه مِن جهةِ نقصانه والأصلُ وَکونُکَ فاعله فحُذفَ المضافُ وٱنفصَل الضّمیرُ وفیه ردٌّ علیٰ أبي البقاءِ في زعمه أنَّ المنصوبَ بعدَ مصدرِ کانَ حالاً لأنَّ الضّمیرَلایُنتَصبُ علی الحالِ ، ویسیرٌخبرُه والبذلُ بالذّالِ المعجمةِ العطاءُ والباءّ متعلِّقةٌ بسادَ و علیکَ بیسیر مقدّم من تأخیرٍقاله في التّصریحِ .{حکیم} .⁴
_
1_معنی بیت چنین است: و غیر ماضی مثل آن {ماضی} به تحقیق عمل کرده است اگر غیر ماضی از آن{ ماضی} استعمال شده باشد.{تحفهٔ أحمدیّه/ احمد بهمنیار/ ص۶۰}
2و3_البَهجةُ المرضیّة في شرح الألفیّة {کتاب السّیوطی} ،به خطّ عبدالرّحیم ،چاپ سنگی ،تهران ،کتابفروشی علمیّهٔ اسلامیّه ،صفحهٔ ۵۲
4_این حاشیه در طبع عبدالرّحیم قید نشده و بنده از سیوطی به خطّ میرزا محمّدکاظم، صفحهٔ ۴۹ نوشتم.
💐🍃🍃@sarfvanahw110
