en
Feedback
ابتکار ایران🇮🇷؛ جانمایی جدید

ابتکار ایران🇮🇷؛ جانمایی جدید

Open in Telegram

محلی برای طرح بحث در مورد: 📍 جانمایی جدید ایران در نظم جهان 📍 ایده پردازی در مورد نحوه کنشگری جدید ایران در محیط ژئواکونومیک و ژئوپلیتیک منطقه و فرامنطقه 📍 رصد رویدادهای حوزه اقتصاد بین الملل و تحلیل دلالت آنها برای اقتصاد ایران

Show more
1 529
Subscribers
No data24 hours
+127 days
+1530 days
Posts Archive
🔶️ رای بی سابقه دادگاه دریایی شانگهای! 🔶️ دادگاه دریایی شانگهای در یک پروندهٔ بی‌سابقه، شرکت کشتیرانی سنگاپوری را به دلیل خودداری از تحویل محموله به بهانه تحریم‌های آمریکا، به جبران خسارت ۴۹۹ میلیون یوانی محکوم کرد. این شرکت که حمل بار الکترونیکی از هنگ‌کنگ به پاناما را بر عهده داشت، پس از ورود کالا به بندر مقصد، از ارائه بارنامه و تحویل کالا خودداری و حتی محموله را خودسرانه به شانگهای بازگرداند. دادگاه با استناد به ماده ۱۲ قانون ضدتحریم خارجی چین، اقدام حمل‌کننده را مصداق «همکاری در اجرای تحریم‌های تبعیض‌آمیز خارجی» دانست و تأکید کرد که این قانون به عنوان مقررهٔ الزام‌آور داخلی، بر قانون منتخب طرفین (حقوق سنگاپور) اولویت دارد و نمی‌توان از تحریم‌های آمریکا به عنوان عذر موجه برای نقض قرارداد استفاده کرد. 🔶️ این نخستین رأی قضایی در چین است که به صراحت اعمال اجباری قانون ضدتحریم خارجی را در برابر اقدامات یک‌جانبهٔ فراسرزمینی به کار گرفته و پیامی روشن برای نهادهای خارجی دارد: هر گونه تبعیت از تحریم‌های آمریکا علیه شرکت‌های چینی (از جمله هنگ‌کنگی)، در داخل مرزهای چین با هزینه‌های سنگین حقوقی و اقتصادی همراه خواهد بود. دیوان عالی کشور این پرونده را به عنوان نمونهٔ برجستهٔ قضایی دریایی ملی معرفی کرده و نشان داده که دادگاه‌های چین با حمایت قاطع از فعالیت‌های تجاری قانونی، در حال تثبیت خود به عنوان «مقصد برتر دعاوی دریایی بین‌المللی» و پیشگام در مقابله حقوقی با تحریم‌های یک‌جانبه هستند. 🆔@SGT_IR

‌‌ 🔻 ۱۰ میلیون بشکه یا فقط ۲ میلیون؟ واقعیت عبور نفت از هرمز چیست (۲) 🔹 تحلیلگران اوسینت تصاویر ماهواره‌ای متعددی از نفتکش‌های در حال فرآیند کشتی به کشتی (ship to ship) در فجیره و خلیج عمان منتشر کرده‌اند و مدعی عبور قابل توجه نفت خام از تنگه هرمز توسط این نفتکش‌ها شده‌اند. 🔹ایپلماسی با استفاده از بررسی موقعیت AIS این کشتی‌ها عبور موارد ذکر شده را ارزیابی کرده است. مبتنی بر این بررسی از ۷ آگوست (۱۶ مرداد) تا ۱۸ آگوست (۲۷ مرداد) ۱۸ نفتکش از تنگه هرمز عبور کرده است. از این تعداد ۱۵ مورد VLCC، سه مورد Aframax و یک مورد کشتی LNG بوده است. 🔹بدین ترتیب در ۱۱ روز با عبور این تعداد کشتی ۳۲ میلیون بشکه نفت خام (معادل سه میلیون بشکه در روز) از تنگه هرمز عبور کرده است. 🔹نکته قابل توجه آن است که این امار تنها مربوط به نفتکش‌هایی است که توسط تحلیلگران اوسینت شناسایی شده و عمدتا در سایز بزرگ (VLCC) هستند. موارد بیشتری در ابعاد کوچکتر ممکن است وجود داشته باشد و از این رو ترانزیت ۵ میلیون بشکه در روز از تنگه هرمز تخمینی منطقی ارزیابی می‌گردد. 🔹نکته حائز اهمیت دیگر آن است که از کل این تعداد، ۱۱ نفتکش در دسته نفتکش‌های شاتل قرار می‌گیرند که نشان دهنده اهمیت آن‌ها در این فرآیند است. این نفتکش‌ها عمدتا متعلق به شرکت نفت ابوظبی هستند و تنها وظیفه آن‌ها خارج کردن نفت از تنگه هرمز است. لذا عمده آن‌ها در ماه اخیر دو رفت آمد از تنگه هرمز داشته اند. #رصد_روزانه #تنگه_هرمز ایپلماسی | @eplomacy

‌‌ 🔻 ۱۰ میلیون بشکه یا فقط ۲ میلیون؟ واقعیت عبور نفت از هرمز چیست (۱) 🔹در ماه‌های اخیر مهم‌ترین عامل موثر در وضعیت بازار نفت عبور نفت خام از تنگه هرمز بوده است. از این رو مناقشه بر سر میزان عبور در هفته‌های اخیر و همزمان با کاهش ذخایر مفتی جهان تشدید شده است. 🔹دولتمردان آمریکایی و رسانه‌های متصل به آن‌ها مانند اکسیوس میزان عبور نفت خام از تنکه هرمز را ۹ تا ۱۰ میلیون بشکه در روز اعلام می‌کنند. کارشناسان نهادهای تخصصی حوزه انرژی مانند بلومبرگ، ورتکسا، کامودیتی کانتکس ضمن رد آمارهای دولت آمریکا، میزان عبور روزانه را ۵ تا ۶ میلیون بشکه در روز تخمین می‌زنند. 🔹برخی کارشناسان نیز ارقام فوق را دارای بیش برآوردی می‌دانند و میزان نفت عبوری از تنگه هرمز را نهایتا ۲ میلیون بشکه در روز می‌دانند‌. #رصد_روزانه #تنگه_هرمز ایپلماسی | @eplomacy

🔹*اگر فکر می‌کنید که ریشه جنگ فعلی بین آمریکا و ایران، به چندسال اخیر و یا امتیاز ندادن ایران در مذاکرات باز می‌گردد، این ویدیو را ببینید* 🔹 *وسلی کلارک، فرمانده اسبق ناتو* در سال ۲۰۰۷ میلادی، برنامه وزارت دفاع آمریکا در خصوص ایران را لو می دهد؛ وی ماجرای مراجعه خود به پنتاگون، درست چند روز بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر را بازگو می کند و می گوید: 🔹 «ژنرال آمریکایی به من گفت، همین الان دستور وزیر دفاع به ما ابلاغ شد و این دستور توضیح می دهد که چطور *قرار است طی پنج سال، هفت کشور را از سر راه برداریم، از عراق شروع میکنیم، بعد سوریه، لبنان، لیبی، سومالی، سودان و در نهایت کار را با ایران تمام می کنیم» * 🔹 کلارک در ادامه اعتراف می کند که آنها هستند که از گروهک‌های تروریستی فعال در ایران حمایت می‌کنند ✅ @NobonyadOnline

🔴🔴 ونس هدف جدیدی را برای جنگ ایران مطرح می‌کند 🔰 کاهش قیمت انرژی برای مصرف‌کنندگان آمریکایی «هدف شماره ۱» است. سرمقاله فارین پالیسی دولت ترامپ در ششمین ماه جنگ با ایران، اهداف جنگ را به‌تدریج محدودتر کرده و اکنون کاهش قیمت انرژی برای مصرف‌کنندگان آمریکایی به یکی از اولویت‌های اصلی تبدیل شده است. جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، صریحاً گفته «هدف شماره یک» پایین نگه داشتن قیمت نفت و گاز برای آمریکایی‌هاست و جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای را هدف دوم دانسته است. این موضع نشان می‌دهد اهداف اولیه جنگ ــ از تغییر رژیم و نابودی برنامه هسته‌ای و موشکی ایران تا تضعیف نیروهای نیابتی و بازگشایی تنگه هرمز ــ به تدریج جای خود را به یک هدف اقتصادی و داخلی داده‌اند. دلیل این تغییر، فشار فزاینده بازار انرژی است. تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز همچنان بسیار پایین‌تر از قبل از جنگ است و روزانه حدود ۵ تا ۶ میلیون بشکه نفت از عرضه جهانی عملاً خارج شده است. قیمت نفت خام جهانی به بیش از ۹۰ دلار در هر بشکه رسیده، متوسط قیمت بنزین آمریکا به حدود ۴.۰۶ دلار در هر گالن و دیزل به ۵.۴۶ دلار افزایش یافته است. این افزایش‌ها در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای، به مسئله‌ای جدی برای دولت تبدیل شده‌اند. مقاله تأکید می‌کند مشکل فقط کمبود نفت خام نیست. ظرفیت پالایشی جهان نیز به یک گلوگاه اساسی تبدیل شده است. پالایشگاه‌های آمریکا با حدود ۹۶ درصد ظرفیت فعالیت می‌کنند، اما همچنان قیمت بنزین و دیزل افزایش می‌یابد. آسیب پالایشگاه‌های روسیه در حملات اوکراین و خسارت واردشده به تأسیسات پالایشی خاورمیانه نیز بحران را تشدید کرده است. بنابراین حتی افزایش عرضه نفت خام لزوماً نمی‌تواند مشکل قیمت سوخت را حل کند. یکی از گزینه‌هایی که در واشنگتن مطرح شده، محدود کردن صادرات حدود ۳ میلیون بشکه در روز فرآورده‌های نفتی آمریکا است تا عرضه داخلی افزایش یابد. اما کارشناسان و صنعت نفت هشدار می‌دهند این سیاست می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد: مازاد عرضه در سواحل خلیج مکزیک ایجاد کند، انگیزه پالایشگاه‌ها برای تولید را کاهش دهد، عرضه کلی فرآورده‌ها را پایین بیاورد و در نهایت حتی قیمت‌ها را افزایش دهد. همچنین متحدان آمریکا که در شرایط بحران به صادرات انرژی این کشور وابسته شده‌اند، آسیب خواهند دید. @Ebtekareiran

🔴🔴🔴 گزارش مرکز پژوهش های مجلس با عنوان «جانمایی جدید و بازتعریف نقش ایران در اقتصاد جهان؛ 5. ظرفیت‌های شکل‌دهی به ابتکار اقتصادی ایران و روسیه» 🔰 این گزارش تازه‌نشر، تلاش کرده است بر اساس رهیافت کلِّ دولت (whole of government approach)، بیان کند که در سطح کلان، ایران و روسیه چگونه می توانند سطح تعاملات خود را از نقطه صادرات فلفل دلمه و واردات گندم ارتقا داده و به سطح «همپوشان سازی افق های توسعه» برسانند. تعامل دو کشور در زمینه کامودیتی ها (به عنوان شاهرگ های تجاری جهان) و آن هم بر اساس رویکرد دولت کارآفرین (نه دولت تسهیل گر)، گام اساسی در پیشبرد ابتکار راهبردی ایران و روسیه خواهد بود. بر این اساس، محورهای زیر به صورت هم بست و سازگار در گزارش حاضر مورد بحث قرار گرفته اند. 🔹 ایران به عنوان هاب انرژی 🔹 ایران به عنوان هاب غلات و تعامل با روسیه در زمینه اقلام اساسی و امنیت غذایی 🔹 صادرات صنعتی به روسیه 🔹 ارتقای زیرساخت های لجستیک 🔹 ایمن سازی و رسمی سازی ساختار تسویه مالی @ebtekareiran

🔴🔴🔴 *گزارش مرکز پژوهش های مجلس با عنوان «جانمایی جدید و بازتعریف نقش ایران در اقتصاد جهان؛ 5. ظرفیت‌های شکل‌دهی به ابتکار اقتصادی ایران و روسیه»* 🔰 این گزارش تازه‌نشر، تلاش کرده است بر اساس رهیافت کلِّ دولت (whole of government approach)، بیان کند که در سطح کلان، ایران و روسیه چگونه می توانند سطح تعاملات خود را از نقطه *صادرات فلفل دلمه و واردات گندم* ارتقا داده و به سطح «همپوشان سازی افق های توسعه» برسانند. تعامل دو کشور در زمینه کامودیتی ها (به عنوان شاهرگ های تجاری جهان) و آن هم بر اساس رویکرد *دولت کارآفرین (نه دولت تسهیل گر)،* گام اساسی در پیشبرد ابتکار راهبردی ایران و روسیه خواهد بود. بر این اساس، محورهای زیر به صورت هم بست و سازگار در گزارش حاضر مورد بحث قرار گرفته اند. 🔹 ایران به عنوان هاب انرژی 🔹 ایران به عنوان هاب غلات و تعامل با روسیه در زمینه اقلام اساسی و امنیت غذایی 🔹 صادرات صنعتی به روسیه 🔹 ارتقای زیرساخت های لجستیک 🔹 ایمن سازی و رسمی سازی ساختار تسویه مالی @ebtekareiran

📑 خبرنامه پاکستان، شماره چهارم با توجه به اهمیت روزافزون مسئله پاکستان و چین برای کشور، تیم جانمایی جدید مدت‌هاست که بر روی این حوزه متمرکز شده است. در همین راستا، چهارمین شماره از خبرنامه پاکستان منتشر شد؛ خبرنامه‌ای که با نگاهی مسئله‌محور، مهم‌ترین تحولات این کشور در حوزه‌های سیاسی، امنیتی، اقتصادی و روابط خارجی را پیگیری می‌کند. 🔰 محورهای خبرنامه: 1️⃣سیپک بیش از ۲۵.۹ میلیارد دالر سرمایه جذب و ۲۶۰ هزار شغل ایجاد کرده است 2️⃣پاکستان و افغانستان در چارچوب سازوکار سه جانبه با چین در ارومچی دیدار کردند 3️⃣ایجاد فرصت های شغلی جدید برای پرستاران پاکستانی در آمریکا 4️⃣دیدار سفیر ایران با وزیر دفاع پاکستان برای تقویت همکاری های دوجانبه 5️⃣پاکستان آمادگی خود را برای مشارکت در ائتالف دریایی اعالم کرد 6️⃣بدهی پاکستان به حدود ۸۴ تریلیون روپیه رسید 7️⃣انفجار خط لوله اصلی گاز، بخشی از بلوچستان پاکستان را با اختلال در تأمین گاز مواجه کرد 8️⃣فروش خودرو در پاکستان در ژوئیه ۲۰۲۶ رشد ۱۴۱ درصدی ثبت کرد @ebtekareiran

‼️ تحریف چین در ایران؛ آیا چوئن لای همانی بود که غربگرایان ایرانی تصویر میکنند؟ سخنان تاریخی و شنیده‌نشده‌ی دِنگ شیائُوپینگ (رهبر اصلاحات چین) در سال ۱۹۸۸: پیشرفت و شکوفایی و قدرتِ جهانیِ چین، به علّتِ دستیابی چین به بمب اتم، و پرتاب ماهواره در دهه‌ی ۱۹۶۰ [در زمان مائو] بوده است. 💢 در واقع وقایع و سخنان دوره چوئن لای و دنک شیائو پینگ در ایران بسیار با تحریف منتشر شده است. البته دلیل هم داشت. ایرانی ها پس از دوره سفر رهبری شهید با تغییر جهتی آشکار به هنگام اجرای برنامه اول توسعه از اساس از مسیر هنگ کنگ و شرکت معلوم الحال فدرال آسیا به چین متصل شدند. شرکتی که به نوعی بین چین و انگلستان رفت و برگشت داشت. بسیاری از آنچه روشنفکران غربگرا در ایران مطرح می کردند و می کنند دستپخت شرکت فدرال آسیا، خانم چی و دستیار مسلط به زبان فارسی او آقای یو جی آمین بود. آنها مأمور بودند بدلیل نیاز چین برای باقی ماندن در ایران روایتهای چینی را مطابق سلیقه ایرانیان آن زمان در دو دوره ریاست جمهوری آقایان هاشمی و خاتمی بیان کنند. آنها نه فقط این روایت‌ها را مطابق سلیقه طرف ایرانی تنظیم می کردند بلکه رابطه اقتصادی و توزیع سیاه منابع را هم مطابق سلیقه آنها انجام می دادند. ♦️حالا روشنفکران و اندیشمندان امروز ایران باید دریابند که چین هم مانند آمریکا و بسیاری دیگر از کشورها از مقطع پایان جهانی شدن تغییر کرده است. به عنوان مثال حال به بیشتر به نقل و قول های این مطلب روزنامه دنیای اقتصاد توجه فرمایید؛ 💢چند نکته که اندیشمندان غربگرای ایرانی سعی می کنند به آن توجه نکنند در این گزارش آمده است: ✅ دلیل اصلی عادی سازی روابط آمریکا و چین در دو نکته نهفته بود: اختلافات چین و شوروی و فشار شوروی بر چین و دوم شکست آمریکا در ویتنام و تلاش برای خروج از آن باتلاق به کمک چین. اگر چوئن لای در ایران بود شعار نه غزه نه لبنان را سم گفتگوهای خود با آمریکا تلقی می کرد و خواستار اعدام تئوریسین های طراح این شعار می شد. در حالی که در ایران نه فقط این شعار سم تلقی نشد بلکه بخشهایی از حاکمیت عملا در تقابل با محور مقاومت و فروش این امتیاز به آمریکا وارد عمل شدند. اگر در چین چنین شعار و اتفاقات عملی افتاده بود و چین ویتنام را وجه المصالحه کرده بود در روابط چین و آمریکا جز تسلیم چین اتفاق دیگری نمی افتاد. کسانی که به دروغ مدعی کپی برداری از مکتب چوئن لای و دنگ شیائو پینگ بودند در این خصوص اشتباهی غیر قابل جبران مرتکب شدند و کشور هنوز در حال پس دادن تاوان اشتباه آنان است. ✅ مذاکرات عادی سازی روابط بین آمریکا و چین پس از اتمی شدن چین شروع شد نه قبل از آن. در واقع ابتدا چین در روابط خود با شوروی قدرتی راهبردی را برای خود تثبیت کرد بعد به سمت عادی سازی حرکت نمود.‌ در مثال ایران به سبب قرار نداشتن تولید سلاح هسته ای در راهبردهای کلان کشور ، تثبیت اعمال حاکمیت قدرتمندانه بر هرمز و یا تثبیت جایگاه ایران در روابط با شرق باید به عنوان پیش شرط مذاکره و تعامل با آمریکا مد نظر قرار می گرفت. پیش شرط مذاکره با آمریکا تقابل عملی با کریدور آیمک بود نه گرفتار کردن کشور در تعاملات غیر مستقیم با اسرائیل در دو موضوع تمرکز تسویه مالی در امارات (سپردن مدیریت مالی کشور به امارات و در واقع اسرائیل ) و سپردن چابهار به شرکت خاص هندی. ✅ چوئن لای با رهبری حزب و بویژه شخص مائو فاصله نداشت بلکه با هماهنگی و دستور آنها کار را پیش می برد. در ایران طیفی از غربگرایان سعی می کنند برای توجیه اقدامات خود چوئن لای را مقابل مائو و تحمیل کننده برخی نظرات به او ترسیم نمایند. این یک دروغ بزرگ تاریخی است. ✅ مائو می دانست که آمریکا بر تعهدات خود در مورد تایوان پایبند نخواهد ماند با این حال تصمیم گرفت با گرفتن امتیازی واقعی در سازمان ملل و تصاحب کرسی چین همراه با حق وتو در شورای امنیت یعنی امتیازی غیر قابل بازگشت تعهدات آمریکا در مورد تایوان را بپذیرد. 💢 اگر این درسها به غربگرایان منتقل شده بود اولا شعار نه غزه نه لبنان و برجام دو را فراموش می کردند ثانیا با راهبرد فشار از پایین و چانه زنی در بالا خداحافظی می کردند و ثالثا توسعه رابطه با چین و روسیه را منوط به تنش زدایی با آمریکا نکرده و توصیه می کردند از هر فرصتی برای تحقق این برنامه ها جهت خالی نبودن دست در مذاکره با آمریکا استفاده شود. @ebtekareiran

🔴🔴 حکایت گفتمانِ «من ژئوپلیتیک نمی فهمم و فقط در مورد اقتصاد صحبت میکنم.» احتمالا فیلم چرنوبیل را دیده اید؛ درست بعد از انفجار، آناتولی دیاتلوف (معاون مهندس ارشد نیروگاه) و تیمش می‌روند تا سطح تشعشع را اندازه بگیرند. الکساندر آکیموف (سرشیفت واحد) با یک دستگاه سنجش تشعشع (دوزیمتر) می‌آید و عدد را می‌خواند: ۳.۶ رونتگن. بعد فوری می‌گوید: «اما این حداکثر عددی‌ست که این دستگاه می‌تواند نشان بدهد...» یعنی دستگاه آنقدر ضعیف است که از یک عدد خاص بالاتر را اصلاً نمی‌تواند اندازه بگیرد. ولی دیاتلوف با خونسردی کامل می‌گوید: «۳.۶ رونتگن – نه عالیه، نه افتضاح.» این در حالی بود که در واقع، سطح واقعی تشعشع از 1000 رونتگن هم بالاتر بود. نکته ماجرا این بود که دستگاه آنها، اساسا نمی توانست بیشتر از ۳.۶ رونتگن را نمایش بدهد. این مثال، شباهت زیادی به گفتمانِ «من ژئوپلیتیک نمی فهمم و فقط در مورد اقتصاد صحبت میکنم» دارد. نظام دانشیِ این گفتمان (اقتصاد متعارف) به گونه ای تعریف شده که از هر چیزی خارج از آن (از جمله جغرافیا و تاریخ) را بی ارزش تلقی می کند. در نگاه اصحاب این اندیشه، اصلا مهم نیست، ایران، کجای جغرافیای جهان قرار گرفته و چه تاریخی دارد. این در حالی است که در جهان جدید که روز به روز، اقتصاد و امنیت، بیش از پیش در هم تنیده می شوند این حرف که من ژئوپلیتیک نمی فهمم مثل حرف همان مهندس چرنوبیل است که می گوید دستگاه من بیشتر از 3.6 رونتگن را نشان نمی دهد. در حالی که در اینجا، آقای اقتصاددان، «وظیفه دارد» ژئوپلیتک را به دایره تحلیلی خود وارد کند و این کاملا غیرمسئولانه است که صرفا به دانش متعارف اقتصاد تکیه کند. نکته دیگر این است که این گفتمان اگرچه تلاش میکند روایت خود از واقعیتِ ایران را کاملا «فنی و به دور از جهت گیری سیاسی» نشان دهد اما در مقام عمل، «توصیه های به شدت سیاسی» ارائه می دهد و جالب است که هنوز و بعد از دو جنگ تحمیلی سنگین، هنوز متوجه نیست که توصیه هایش عمیقا سیاسی و ژئوپلیتیک است. چطور می شود که صاحبان این اندیشه، از مبادی تحلیلی ژئوپلیتیک فرار می کنند اما در مقام عمل، توصیه های عمیقا ژئوپلیتیک (بروید با آمریکا عادی سازی کنید.) مطرح میکنند؟؟؟ در بهترین حالت می توان چنین گفت: جهل مرکب. اصلا نمیدانند چه میگویند! تا زمانی که این گفتمان نخواهد بپذیرید که برای یافتن حقیقت، صرفا نمی تواند به «دوران جهانی سازی» اکتفا کند بلکه باید بازه زمانی شروع مطالعه خود را یکی دو قرن عقب ببرد و بفهمد که ایران، چه جغرافیای سیاسی و اقتصادی دارد، همچنان توصیه های «ایدئولوژیک و البته شدت خطرناک» ارائه میدهد و با این رویکردِ حق به جانب که «مردم می خواهند زندگی کنند»، کشور را تا نقطه تجزیه خواهد برد. 🔴🔴 کما اینکه ایده «تله جنگ»ِ همین گفتمان، ایران را در نگاه غربی ها تبدیل به ببر کاغذی کرد و در نهایت آمریکا را به این جمع بندی رساند که سه روزه می تواند پرونده ایران را جمع کند. @ebtekareiran

🔴 توصیه های مارک لئونارد در موضوع بازتعریف نقش اروپا در جهان پرآشوب اروپا در جهانی وارد شده که دیگر بر مبنای نظم باثبات، قواعد جهان‌شمول و برتری غرب قابل اداره نیست. تهدیدهای امروز نیز مانند دوران جنگ سرد یک منشأ واحد ندارند؛ سرمایه، اقلیم، فناوری، منازعات ژئوپلیتیکی و بحران‌های اجتماعی هم‌زمان در حال برهم‌زدن قطعیت‌های گذشته‌اند. با این حال، بخش مهمی از رهبران اروپا همچنان با ذهنیت «معماران نظم» عمل می‌کنند؛ یعنی تصور می‌کنند می‌توان جهان را با قواعد ثابت، نهادهای بین‌المللی و طرح‌های کلان از بالا مدیریت کرد. نویسنده معتقد است اروپا برای بقا و موفقیت باید به جای این ذهنیت، به نوعی «منطق صنعتگرانه» روی آورد؛ رویکردی که بر تجربه، انعطاف، آزمون و خطا، انطباق مستمر و توجه به شرایط واقعی استوار است. به اعتقاد او، این رویکرد در واقع با تاریخ خود اروپا نیز سازگارتر است. نهادهای اروپایی نه محصول یک طرح جامع از پیش تعیین‌شده، بلکه نتیجه قرن‌ها سازش اجتماعی، بحران، جنگ و اصلاح تدریجی بوده‌اند. حتی اتحادیه اروپا نیز بیش از آنکه حاصل یک نقشه کلان باشد، از اقدامات تدریجی و عملی مانند همکاری فرانسه و آلمان در زغال‌سنگ و فولاد شکل گرفت و سپس در واکنش به مسائل جدید گسترش یافت. نویسنده چند تغییر اساسی را برای اروپا ضروری می‌داند: 1- پذیرش تغییر به جای دفاع از وضع موجود: اروپا باید بپذیرد که نظم پیشین فروپاشیده و به جای حفاظت از قواعد قدیمی، ظرفیت سازگاری خود را افزایش دهد. این موضوع به‌ویژه در فناوری و هوش مصنوعی اهمیت دارد. به باور نویسنده، اروپا در مقایسه با آمریکا و چین در توسعه فناوری دچار پراکندگی بازار، کمبود سرمایه و افراط در تنظیم‌گری شده است. در مقابل، چین از هماهنگی دولت و بازار، حمایت هدفمند از صنایع آینده و «چابکی راهبردی» برای ایجاد توانمندی صنعتی استفاده کرده است. 2- بازاندیشی در وابستگی متقابل: وابستگی اقتصادی دیگر صرفاً منبع رفاه نیست، بلکه می‌تواند ابزار فشار و باج‌گیری باشد. تجربه وابستگی اروپا به انرژی روسیه و وابستگی غرب به چین در کالاها و مواد حیاتی نشان داده است که اتصالات اقتصادی دارای پیامدهای ژئوپلیتیکی‌اند. راه‌حل نویسنده نه خودکفایی کامل، بلکه ایجاد نوعی «اتصال گزینشی» است؛ یعنی کاهش وابستگی‌های خطرناک و هم‌زمان تنوع‌بخشی به شرکای اقتصادی و زنجیره‌های تأمین. 3- پذیرش تکثر ژئوپلیتیکی: اروپا باید از این تصور فاصله بگیرد که ارزش‌ها و قواعد خود را می‌تواند به تمام جهان تعمیم دهد. نویسنده خواهان کنارگذاشتن ارزش‌های اروپایی نیست، بلکه معتقد است باید میان قواعد داخلی اروپا و حداقل قواعد قابل توافق جهانی تمایز گذاشت. در سطح جهانی، توافق باید بر اصول محدودی مانند منع تغییر مرزها با زور، جلوگیری از گسترش سلاح هسته‌ای و منع نسل‌کشی متمرکز شود. 4- بازطراحی تجارت و سیاست صنعتی: نویسنده با الگوی تجارت آزاد حداکثری مخالفت می‌کند. از نظر او، هدف اقتصاد نباید صرفاً افزایش تولید ناخالص داخلی باشد، بلکه باید کرامت شغلی، رفاه، انسجام اجتماعی و حفظ ظرفیت صنعتی نیز در سیاست اقتصادی وارد شود. در نتیجه، تعرفه، یارانه، سیاست صنعتی و استانداردهای کار باید ابزارهای مشروع سیاست اقتصادی تلقی شوند. تجارت نیز می‌تواند به‌صورت گزینشی با کشورهایی توسعه یابد که از لحاظ اجتماعی، زیست‌محیطی یا ژئوپلیتیکی سازگاری بیشتری دارند. 🔴 جمع‌بندی: اروپا برای حفظ ارزش‌های خود، ابتدا باید از توهم امکان احیای نظم قدیم دست بردارد. نویسنده برخلاف روایت‌های بدبینانه، آینده را الزاماً فروپاشی نمی‌بیند. مسئله آن است که جهان آینده غیرقابل‌پیش‌بینی‌تر، رقابتی‌تر و متکثرتر خواهد بود. در چنین جهانی، موفقیت متعلق به کشورهایی نیست که بهترین «نقشه از پیش طراحی‌شده» را دارند، بلکه متعلق به جوامعی است که توانایی یادگیری، آزمون، اصلاح مسیر و واکنش سریع به اتفاقات پیش‌بینی‌نشده را ایجاد کرده‌اند. اروپا نیز باید از یک «معمار نظم جهانی» به یک «صنعتگر سازگار با بی‌نظمی» تبدیل شود. 🔴🔴🔴 دیدگاه: اروپا که خود، راس هرم زنجیره های ارزش جهانی است اکنون با سوال «بازتعریف نقش در نظم آینده» مواجه شده است. آنگاه این موضوع هنوز برای برخی از صاحبنظران ایرانی، گنگ و نامفهوم است. @ebtekareiran

📑 خبرنامه پاکستان، شماره چهارم با توجه به اهمیت روزافزون مسئله پاکستان و چین برای کشور، تیم جانمایی جدید مدت‌هاست که بر روی این حوزه متمرکز شده است. در همین راستا، چهارمین شماره از خبرنامه پاکستان منتشر شد؛ خبرنامه‌ای که با نگاهی مسئله‌محور، مهم‌ترین تحولات این کشور در حوزه‌های سیاسی، امنیتی، اقتصادی و روابط خارجی را پیگیری می‌کند. 🔰 *محورهای خبرنامه:* 1️⃣ تعمیق همکاری‌های راهبردی چین و پاکستان 2️⃣ تداوم رایزنی‌ها و گسترش مناسبات ایران و پاکستان 3️⃣ هدف‌گذاری تجارت ۱۰ میلیارد دلاری ایران و پاکستان 4️⃣ توافق ایران و پاکستان برای فعالیت شبانه‌روزی گذرگاه‌های مرزی 5️⃣ تأثیر ناامنی بلوچستان بر تجارت ایران و پاکستان 6️⃣ گسترش همکاری‌های دفاعی و امنیتی پاکستان با کشورهای منطقه 7️⃣ تشدید تهدیدات تروریستی در خیبرپختونخوا 8️⃣ تداوم عملیات‌های ضدتروریستی نیروهای امنیتی پاکستان 9️⃣ اعتصاب ناوگان حمل‌ونقل و پیامدهای آن برای تولید و صادرات پاکستان @ebtekareiran

📂 #گزارش 💠 موج جدید ملی‌سازی 👤 نیکلاس مالدر؛ استادیار تاریخ مدرن در دانشگاه کرنل 🔸 در سال‌های اخیر، دولت‌ها با سریع‌ترین آهنگ در ۵۰ سال گذشته در حال تصاحب بنگاه‌ها و منابع خصوصی هستند. از فرانسه و آلمان تا بریتانیا و روسیه، نمونه‌های متعددی از ملی‌سازی صنایع و منابع طبیعی در سراسر جهان دیده می‌شود. این مقاله نشان می‌دهد این روند در واقع چهارمین موج بزرگ ملی‌سازی در صد سال گذشته است. نویسنده برای فهم ویژگی متمایز موج کنونی، سه موج پیشین در دهه‌های ۱۹۳۰، ۱۹۴۰ و ۱۹۷۰ را مرور می‌کند. 🔸 هر یک از این موج‌ها با ترکیبی از بحران اقتصادی، فشار سیاسی و شرایط پولی خاص خود شکل گرفته‌اند، از رکود بزرگ تا پایان نظام برتون وودز و شوک نفتی. مقاله نشان می‌دهد چگونه عواملی مانند تورم و میزان تحرک سرمایه، هزینه و امکان‌پذیری ملی‌سازی را در هر دوره تعیین کرده‌اند. سپس به موج چهارم در دهه ۲۰۲۰ می‌پردازد که ریشه در بحران مالی ۲۰۰۸، همه‌گیری کرونا و ملاحظات امنیت ملی و تغییرات اقلیمی دارد. در پایان، نویسنده پیامدهای این روند برای آینده تجارت، سرمایه‌گذاری و یکپارچگی اقتصاد جهانی را بررسی می‌کند. 🔺 متن کامل را از اینجا بخوانید. ➖➖➖➖➖➖➖ 🆔 @development_studies 🆔 @cdstt