| عِین مـ🌙ـاه |
Open in Telegram
290
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-1330 days
Posts Archive
صادق هدایت میگه که
اندوه که از حد بگذرد جایش را میدهد به یک بیاعتنایی مزمن. دیگر مهم نیست بودن یا نبودن، دوست داشتن یا نداشتن. آنچه اهمیت دارد یک کشتار رخوتناک حسی است که دیگر تو را به واکنش نمیکشاند و در آن لحظه در سکوت فقط نگاه میکنی و نگاه میکنی.
دلم میخواد
یبارم من اونی باشم که
فکر هیچیو هیچکیو نمیکنه
و همه چی و همهکس با دل من راه میان.
دلم میخواد یبار منم اونی باشم که
نمیخوان بذارن آب تو دلم تکون بخوره.
میگفت نگفتن یه چیزایی
فرقی با دروغ گفتن نداره..
نبودنها یه وقتی درک شدن لازم نداره و بیوجدانیه.
هرلحظه یجور بودن خودش بیانصافیه.
گوش ندادن یه موقعهایی ستمه.
یه وقتایی یه کارایی یه چیزایی همونقد بدن و
معنیشون یجور دیگهس
که تو فقط دلت میخواد بگذری ازشون.
نگذر که از خود گذشتنه مادر.
اینجوریه که یه وقتایی یهو یه اتفاقی میوفته
تو میفهمی کارد به استخون رسیدن چجوریه
جوری که انگار بارهای قبلی سوتفاهم بوده.
این بده.
خیلی بده.
شما واقعا حالتون خوبه؟ مثلا وقتی راه میرید حرف میزنید کار میکنید و حتی میخندین یهو تو سرتون این فکر " چقدر دلم میخواد وجود نداشته باشم" نمیاد؟
من ازوناییم که ترجیح میدم قلب خودم تیکهپاره شه
ولی عزیزامو یه ذره هم ناراحت نکنم 💔
نمیدونم چرا هیچوقت نمیتونم یچیزی رو مثل آدم رها کنم، همیشه سر یه موضوع تکراری صدبار از اول غصه میخورم.
اون زخم و پذیرفتم؛
اما با هر اتفاقی برمیگردم و واسش سوگواری میکنم که اگه اون زخم نبود،
اینجوری نمیشد💔
