1 357
Subscribers
No data24 hours
-87 days
-4030 days
Posts Archive
1 357
آبی بودنش تمامش را ساخته بود ، تیره بودنش همانند رنگ اقیانوسی پسزده شده از طرف دنیا بود ، چهره اش همانند ماه تاریکی شادی بخش را بازتاب میکرد ، ولی چشمانش...آن چشمان تیره...تیره تر از نامش بود ، نامش تیره تر از چشمانش ، انگاری در خلعی گیر کرده بین چشمان و نامها بود .
{ از من در درون من }
https://t.me/BLUEdiaryishere/4340
1 357
https://t.me/BLUEdiaryishere/4340
من نه اما الیزابت راس یه چیزی میگه که عمیقا راجع به توئه :
زیباترین انسانهایی که تاکنون شناختهام آنهایی بودند که رنج میکشیدند، دچار فقدان شده بودند و با این حال راه خود را از اعماق درد و رنج گشودند و بیرون آمدند.
این افراد حسی از قدردانی، حساسیت و فهم زندگی داشتند که آنها را پر از دلسوزی، ملایمت و درک عمیق عاشقانه میکرد.
زیبایی این افراد اتفاقی نبود.
〰الیزابت کوبلر راس
پ.ن : حالا معلوم شد چرا اون زیبایی که از اعماق وجودت نشات میگیره ، علتش چیه .
1 357
اطلس
چشماشو دیدی؟
دیدی دیگه نمیخندید؟
انگار
که
همهچی
رو
فراموش
کرده
بود!
و من خیره به آیندهای که گذشته بود؛
گاهی وقتها به خودم میگم ..
ممکنه همش تَوَهُم باشه؟
یا یه رویای بدون مرز؟
جوابی براش پیدا نمیکنم .. فقط ادامه پیدا میکنه و رها میشه .
آدمی رو که میبینم باور نمیکنم ..
اون خیلی تغییر کرده .. وقتی نگاهم میکنه انگار توی خونهی متروکهی قصههای ترسناک بچهگیم گیر میوفتم.
تنها راهی رو که میتونم انتخاب کنم دور شدنه!
شاید الان .. شاید فردا .. شاید هیچوقت..
شاید بودن؛ شاید نبودن؛
https://t.me/BLUEdiaryishere/4340
1 357
Repost from N/a
قلبش آبی بود
درد هایش به اعماق اقیانوس تیره و حرف هایش به وسعت آسمان روشن.
بلعیده شدهی روزگاری بود که آسمانِ قلبش را تیره و تار کرده بود و گنجینهی وجودش را دراعماق اقیانوس دفن کرده بود.
قلبش مدت ها پیش لابهلای جلیک دقن شده بود و سرما تمام وجودش را فرا گرفته بود اما از سبک پایییَش هنوز روی آب راه میرفت و هرروز فخر لبخندش را به آسمان میفروخت
اما قلب که سنگین و سرد بود و زنجیر شده به اعماق،خستگیه این کشمکش در نهایت اورا به زیر آب فرو برد.
