en
Feedback
1 357
Subscribers
No data24 hours
-87 days
-4030 days
Posts Archive
آبی
1 357
و شاید تمام زندگیم به دنبال یک خانواده گرم و یک شام خوشمزه بودم.

آبی
1 357
ما که اینجاییم توی زندگی قبلیمون یکی از نبایدهارو انجام دادیم.

آبی
1 357
Repost from N/a
مخفیانه لای درخت‌های باغ راه می‌روم، از صدای قدم‌های خودم می‌ترسم، به خودم می‌گویم ترسیدن از صدای پای خودت باید عادتت باشد، نمی‌شود. پشت درخت‌ها قایم می‌شوم، تن من به موازات درخت است، با خودم نجوا می‌کنم اما انگار کسی کنارم ایستاده باشد و بگوید: ‏حالا کدام خنجر بر کتف‌هایت فرو خواهد رفت؟

آبی
1 357
استرس داره شیره وجودمو میکشه

آبی
1 357
Repost from N/a
‏از یک نوع تنفر که در حال غلیظ شدن است رنج میبرم

آبی
1 357
1636876076471543471Still_Got_The_Blues_251_audio_only_medi_mp3.mp36.08 MB

آبی
1 357
هرچه که بر ما گذشت بزودی در کنج همین خانه دفن می‌شود به زودی.

آبی
1 357
میخواستم از چشمانش برایتان بنویسم٫ اما آن هم دروغی بیش نبود.

آبی
1 357
Repost from آبی
گویی به این باور رسیده ام که سزاوار عشق نیستم.

آبی
1 357
862f31b1-73db-4056-b8d4-030a41154a2f.mp32.32 MB

آبی
1 357
درد و عذابی که سعی در تحمل دارم را نمیتوانم به خوبی قدیم توسط کلمات نشانتان بدهم٫ اما به خوبی می‌توانم در کنجی بنشینم و ساعت ها اشک بریزم شاید که به زودی بلیعده بشَوم.

آبی
1 357
دو پنیک در یک روز بسیار طاقت فرساست!

آبی
1 357
Repost from قشاع.
اگه بخوام خودم رو برای کسی تعریف کنم باید رجوع کنم به این تیکه از کتاب مسخ نوشته‌ی کافکا که میگه: ‏«من نمی‌توانم به تو بفهمانم. نمی‌توانم به کسی بفهمانم که در من چه می‌گذرد. من حتّی نمی‌توانم آن را برای خودم توضیح دهم.»

آبی
1 357
I care too much ab people and I hate it.

آبی
1 357
تاحالا از عصبانیت اشک تو چشماتون جمع شده؟

آبی
1 357
آدمیزادها اجازه نمیدن

آبی
1 357
مغزم استراحت لازمه

آبی
1 357
من آنقدر بزرگوار نبودم که از اهانت ها بگذرم٫ اما سرانجام فراموش میکردم و آن که گمان می برد از او بیزارم مبهوت می‌شد٫ آن گاه که می دید لبخندزنان به او سلام میکنم بر حسب سرشتش عظمت روحم تحسینش را برمی انگیخت یا خفت منشم را خوار می شمرد. غافل از این که علتِ رفتارم ساده تر از این حرف ها بود٫ حتی نامش را فراموش کرده بودم. سقوط - آلبر کامو

آبی
1 357
Repost from آبی
دوباره برایتان بازگو میکنم صدایم شنیده نخواهد شد٫ آرام و بی صدا از بین میروم.

آبی
1 357
Repost from B”
Broken by a past that you run from