💗💗 اوشو💗💗
Closed channel
Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
570
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
570
💜 کرایون 13 اکتبر 2019
✳️فراتر از دانستن
از شما میخواهم بیایید با من تصوری بکنیم، اینکه شما به اندازه زمین هستید، قطعاتی از آگاهی شما همهجا است، چون شما بخشی از آن خالق هستید. هیچ چیز تاریکی نیست که به شما بچسبد، چون شما از نور ساخته شدهاید. و تنها چیزی که این را تغییر میدهد، تاریکیای است که شما خلق میکنید، و اسم آن ترس است. و ترس از چیزی خلق میشود که به شما گفته شده که از آن بترسید، و سپس آن، واقعیت شما میشود. و اگر این برای شما است، شما همانجا میمانید عزیزانم. و هرگز گسترشی وجود نخواهد داشت. اما میتواند باشد.
این روح زیبای شما آنجاست، بزرگتر از هر آنچه که فکر کنید. میدانستید که روح شما، نام شما، میتواند همزمان در جاهای بسیار زیادی باشد؟
بهمحض اینکه شما از سهبعدی خارج شوید، از همان واقعیتی که شریک من در آن بود، که فکر میکرد در آن است، که در آن راحت هم بود و میخواست در آن بماند؛ بهمحض اینکه از آن خارج شوید، آن جرقه اتفاق میافتد و شما درک میکنید که خیلی چیزهای بیشتری بودند که شما نمیدانستید، و با این ندانستن راحت هم هستید. و این بزرگترین چیزی است که آن جرقه به شما عرضه میکند، و سختترین کاری که یک انسان بتواند انجام دهد، این است که قدم به درون ناشناخته بگذارد، هر چند از او پشتیبانی میشود.
کسانی هستند که هنوز بر مرز ایستادهاند و سوالات سهبعدی میپرسند، این که آن چیز کجاست؟
چگونه کار میکند؟
راهش چقدر طولانی است؟
چقدر طول میکشد؟
و تا وقتی که جواب اینها را نگیرند هم راحت نخواهند بود، تا بعد بتوانند به مرحله بعدی بروند. اما این یک واقعیت سهبعدی است که محدودیتهای خودش را دارد، محدودیتها و قواعدی را که تو بر خودت و آن خدائیت اطرافت گذاشته ای. و هرگز درک نمیکنی که برای رفتن به مرحله بعدی، باید به اینکه نمیدانی آن چیست اعتماد کنی (تو نمیدانی آن چیست، ولی باید اعتماد کنی). اما چیزی که میگیری این است که ما بر قلب تو مینشینیم، و تو حس عشق خواهی کرد، و تو حس نیکخواهی خواهی کرد، و بعضی از شما به گریه میافتید. و خواهید گفت که «اهمیتی نمیدهم چگونه کار میکند، فقط میدانم که در زمان مناسب در مکان مناسب هستم، و مورد عشق».
و این شروع به ایجاد و خلق واقعیتی میکند که در زندگی تو همزمانی ایجاد میکند و چیزها در سر جای خودشان قرار میگیرند، بیماری شروع به رفتن میکند، و تو شروع به جوان شدن میکنی، و متوجه اتفاقی که در زندگیات میافتد میشوی، و میگویی «برایم از آنچه که من درک نمیکنم بیشتر بیاور. بیشتر از چیزی بیاور که تا وقتی که انسان هستم هرگز تا آنجا نمیروم، اما خوب است چون دارد جواب میدهد». این، آن جرقه است.
570
عالی بود محمد جان
عجب سورپرایزی😁😍
انتخاب عکسها هم به ترانه میخورد کاملا👌
ای به داد من رسیده تو روزای خود شکستن
ای چراغ مهربونی تو شبای وحشت من
ای تبلور حقیقت توی لحظه های تردید
تو شبو از من گرفتی تو منو دادی به خورشید❤️
570
قضاوتی انجام نشده ولی ترس شما مشخص هست وقتی کسی پیامی میذاره بدون نام و نشون نشان از ترسی عمیق هست
570
ببخشید من نمیخوام قضاوت بی جا بشه
ولی این چیز ها رو اولین بار از کجا متوجه شدن؟
چه منبع مشخصی داره که این سخنان و متنها حقیقته
