en
Feedback
ءn ٱم ژانویه

ءn ٱم ژانویه

Open in Telegram

چیزهایی که می نویسم شبیه خودم هستن، یا حداقل من اینطوری فکر می کنم. اگر نوشته ای از خودم نباشه حتمن منبع رو ذکر می کنم.

Show more
370
Subscribers
-124 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
تنم در حال کاسته شدن است، بس که پیِ بیهودگی سائیده شده.

آن‌چه زندگی‌م به‌ویژه کم داشته تا به حال، سادگی است. -هانری میشو

🎧 👻 - la petite fille de la mer - vangelis

در آخرین عکس‌های‌مان، رفتن‌ت کنارم ایستاده است.

انسانْ حیوانی‌ست پرستشگر. -بودلر

Eric Clapton - Edge of Darkness (320).mp33.06 MB

-نوشتن-خودت را به یاد می‌آوری

دهم ژانویه ۱۹۵۰ در تحلیل آخر من هرگز نتوانستم درون خودم را به روشنی ببینم. اما همیشه به شکلی غریزی یک ستاره‌ی نامرئی را دنبال کرده‌ام. در درون من یک آنارشی هست، یک بی‌نظمیِ وحشتناک. خلق کردن برای من مثل هزاربار مُردن است، چون در حین خلق کردن باید به نظم برسم و کل وجودِ من علیه این نظم طغیان می‌کند. اما اگر خلق نکنم و به این نظم نرسم باید پخش و پریشان بمیرم. یادداشت‌ها، آلبر کامو

Ne Me Quitte Pas (1).mp33.85 MB

خواب‌هایم: بی‌خوابی کشیدن توی سینماهای شبانهٔ آمریکا، بوی سیگار و ریسه رفتن روی سوتین فاحشه‌ها.

فوران رنگ آبی؛ دلم می‌خواست تمام خیابان ها و آدم‌ها زیر رنگ‌آبی گم می‌شدند.

چه‌کسی توان حمل رنج‌های بی‌شکوه را دارد؟

-[می‌خوام شما رو ملاقات کنم]، مهمه! -هیچی مهم نیست. | آبی، کیشلوفسکی‌ |
-[می‌خوام شما رو ملاقات کنم]، مهمه! -هیچی مهم نیست. | آبی، کیشلوفسکی‌ |

کلمه به آدم جرئت می‌دهد.

«بیا، گربه‌ی زیبایم، بر قلب عاشقم بیارام.» - شارل بودلر

هنوز به زندگی کردن عادت نکردم.

جز خودکشی، همه‌چیز را آزموده‌ام. هویتم را زدوده‌ام تا مرا به‌جای شبحی عادی بگیرند و دزدانه پا در حدودی بگذارم که پیش از لقاح وجود داشتند. | حرف بزن، خاطره - ناباکوف |

وقتی دیگران به خانه‌ات می‌آیند، دیگر خانهٔ تو نیست.

انگار چیزی که هرگز نیاموخته‌م، بطور مداوم از من پرسیده می‌شود.

دهانش زخم بود، گفت بمان، و من بریده بریده ماندم.