ءn ٱم ژانویه
Open in Telegram
چیزهایی که می نویسم شبیه خودم هستن، یا حداقل من اینطوری فکر می کنم. اگر نوشته ای از خودم نباشه حتمن منبع رو ذکر می کنم.
Show more370
Subscribers
-124 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
370
دهم ژانویه ۱۹۵۰
در تحلیل آخر من هرگز نتوانستم درون خودم را به روشنی ببینم. اما همیشه به شکلی غریزی یک ستارهی نامرئی را دنبال کردهام. در درون من یک آنارشی هست، یک بینظمیِ وحشتناک. خلق کردن برای من مثل هزاربار مُردن است، چون در حین خلق کردن باید به نظم برسم و کل وجودِ من علیه این نظم طغیان میکند. اما اگر خلق نکنم و به این نظم نرسم باید پخش و پریشان بمیرم.
یادداشتها، آلبر کامو
370
خوابهایم: بیخوابی کشیدن توی سینماهای شبانهٔ آمریکا، بوی سیگار و ریسه رفتن روی سوتین فاحشهها.
370
جز خودکشی، همهچیز را آزمودهام. هویتم را زدودهام تا مرا بهجای شبحی عادی بگیرند و دزدانه پا در حدودی بگذارم که پیش از لقاح وجود داشتند.
| حرف بزن، خاطره - ناباکوف |
