en
Feedback
1 357
Subscribers
No data24 hours
-527 days
-22430 days
Posts Archive
نمی‌دونم، فقط از یه جایی به بعد دیدم نه برای دوست داشتن تلاش می‌کنم و نه برای دوست داشته شدن. شاید باید زودتر به این نتیجه می‌رسیدم که هیچکدوم واسه آدمی مثل من نیستن.

یه حرومزاده داستانو واسه بقیه از جایی تعریف میکنه که تو صبرت تموم شده بود

به روم نمیارم اما یه گوشه از قلبم برای تموم‌چیزایی که حقم نبود ولی تجربشون کردم درد میکنه.

عمیقا نیاز به یه آغوش امن دارم که دره گوشم بگه نترس قربونت برم تو منو داری:)

حتی نمیدونم چطور توضیح بدم چی داره بهم میگذره

از یه جایی به بعد حالت نه خوبه نه بد از خودت میپرسی میتونی ادامه بدی؟ جواب میدی نه و ادامه میدی:)

انگار خودم رو جا گذاشتم یه جایی که دیگه دستم بهش نمی‌رسه

دروغ چرا از آدما و بازی مسخرشون خستم

دروغ چرا از آدما و بازی مسخرشون خستم

دروغ چرا از آدما و بازی مسخرشون خستم

Repost from N/a
به شب زل زده بودم به این عشق که شب مهتابی میشه نگاهم به هوا بود به این عشق که روز آفتابی میشه

راستشو بخوای فهمیدم ما آدما خیلی عجیبیم پشت هم بهم میزنیم ولی تو رو باهم میخندیم برا چیزی که ساخته دست خودمونه گدایی میکنیم تو‌ راحتیا شریکیم تو سختیا غریبه از غم هم خوشحالیم از خوشحالی هم ناراحت و در اخر بعد مرگ به شدت عزیز:) چه زندگی عجیبی برا خودمون ساختیم

Voice message00:12

Amir_Tataloo_Gham_Gerefte_Hame_Koochehaye_Maro_New_Version.mp318.46 MB

Ehsan Daryadel - Rozh - 128.mp37.21 KB

بهت فن نزنه بااینکه دستتم بلده

یک روز خودم را خواهم بخشید؛ از آسیبی که به خویش روا داشتم از آسیبی که اجازه دادم دیگران بر من روا دارند و چنان محکم خویش را در آغوش خواهم کشید که هرگز ترک خود نکنم.

صبحبخیر