всегда ты
Open in Telegram
186
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+630 days
Posts Archive
186
تو آدرنالینی در رگهای منی
او ک لرز بر ستون فقراتم میندازد
حیف ک مجبور شدیم عشقمان را برای یک عمر دیگر حفظ کنیم..
186
در آخر برای او نوشت...
نوشت از آخرین گلوله ی آخرین خشابش، آخرین نخِ آخرین پاکت سیگارش
نوشت از خودش....
از کافری که با دستان خونینش برای مسیح اشک ریخت!
از آخرین جوشش خون داخل رگهایش..
نوشت از آخرین بازمانده؛ آخرین بازمانده از برزخ چشم هایش!
