کتابخانه ممنوعه
Open in Telegram
یا زیاد بخوانید یا اصلا نخوانید! کسانی که چند کتاب محدود خواندهاند به متوهمترین و خطرناکترین انسانها تبدیل میشوند، زیرا تعصب شدیدی روی دانش اندکشان پیدا میکنند! 🖊کارل ساگان
Show more1 537
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+4130 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
July '25
July '25
+73
in 0 channels
June '25
+74
in 0 channels
Get PRO
May '25
+64
in 1 channels
Get PRO
April '25
+62
in 1 channels
Get PRO
March '25
+97
in 0 channels
Get PRO
February '25
+94
in 2 channels
Get PRO
January '25
+119
in 0 channels
Get PRO
December '24
+133
in 1 channels
Get PRO
November '24
+134
in 0 channels
Get PRO
October '24
+107
in 0 channels
Get PRO
September '24
+74
in 3 channels
Get PRO
August '24
+109
in 4 channels
Get PRO
July '24
+73
in 1 channels
Get PRO
June '24
+44
in 1 channels
Get PRO
May '24
+75
in 1 channels
Get PRO
April '24
+79
in 1 channels
Get PRO
March '24
+95
in 0 channels
Get PRO
February '24
+134
in 0 channels
Get PRO
January '24
+190
in 0 channels
Get PRO
December '23
+143
in 1 channels
Get PRO
November '23
+32
in 0 channels
Get PRO
October '23
+19
in 0 channels
Get PRO
September '23
+32
in 0 channels
Get PRO
August '23
+50
in 0 channels
Get PRO
July '23
+42
in 0 channels
Get PRO
June '23
+28
in 0 channels
Get PRO
May '23
+27
in 0 channels
Get PRO
April '23
+36
in 0 channels
Get PRO
March '23
+31
in 0 channels
Get PRO
February '23
+38
in 0 channels
Get PRO
January '23
+70
in 0 channels
Get PRO
December '22
+73
in 0 channels
Get PRO
November '22
+293
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 21 July | 0 | |||
| 20 July | +3 | |||
| 19 July | +5 | |||
| 18 July | +4 | |||
| 17 July | +1 | |||
| 16 July | +1 | |||
| 15 July | +4 | |||
| 14 July | +3 | |||
| 13 July | +6 | |||
| 12 July | +4 | |||
| 11 July | +4 | |||
| 10 July | +2 | |||
| 09 July | +6 | |||
| 08 July | +7 | |||
| 07 July | +4 | |||
| 06 July | +1 | |||
| 05 July | +3 | |||
| 04 July | +4 | |||
| 03 July | +2 | |||
| 02 July | +5 | |||
| 01 July | +4 |
Channel Posts
🔺#توهم ایرانی جماعت به روایت تصویر
《شاهرگ اقتصادی جهان #خلیج_فارس و #تنگه_هرمز بسته شده و اقتصاد جهان کاملا #فلج شد!!!》
چو #ایران نباشد، #جهان مباد👎👎👎
✍.شهرام دی
#نفت_شیل
#خلیج_فارس
#تحلیل_سست
#استدلال_غیرواقعی
#توهم
#خلط_مبحث
#بابک_بیباک
#استراتژیست_مجازی
@Haghayegh6
| 2 | 🔺به هدف آگاهیرسانی و روشنگری
این پست با اینکه به بعضی حقایق عینی اشاره کرده، منتهای امر #خلط_مبحث بوده و بر اساس #احساسات و #اطلاعات_قدیمی و #بروز نشده نویسنده محترم هست 👈👈👈 گرفتار در #کلیشه و #تکرار_مکررات پوسیده قدیمی
اشاره میکنم👇👇👇
《استدلال زده چون خلیج فارس و #تنگه_هرمز بزرگترین #شاهرگ_اقتصادی_جهان هست، جنگ میتواند اقتصاد کل دنیا را #فلج کند》
خب چنین استدلالی که شکل #مطلق دارد کاملا اشتباست. دلایلم رو عرض میکنم👇👇👇
۱).اگر از لحاظ تامین انرژی چنین استدلالی شده، بله تاثیرگذار هست ولی فلج کننده خیر
فقط ۲۰ درصد انرژی کل جهان از خلیج فارس تامین میشود. پس میبینیم که ۸۰ درصد تامین انرژی (نفت و گاز) از دیگر مناطق جهان هست
بطور مثال #ونزوئلا و #لیبی هر کدام به تنهایی از بزرگترین صادر کنندگان نفت جهان هستند. در حالیکه کل مجموعه کشورهای حوزه خلیج فارس فقط ۲۰ درصد از انرژی جهان رو تامین میکنند 👈👈👈 پس این ادعای فلج شدن اقتصاد جهان، اراجیف مطلق هست
۲).ایالات متحده سرمایهگذاری عظیمی در #نفت_شیل کرده و چنان پیشرفتهایی کرده که دیگر عملا نه تنها نیازی به واردات نفت ندارد، بلکه میتواند بزرگترین #صادر_کننده_نفت_جهان در حوزه #نفت_شیل باشد
در حوزه #نفت_شیل، ایالات متحده کاملا بیرقیب هست!!
حتی در صورت بسته شدن کامل شاهراه خلیج فارس، امکان ندارد انرژی و اقتصاد جهان فلج شود و #نفت_شیل بخش اعظم این کمبود انرژی رو به خوبی جبران میکند
این #نفت_شیل یکی از مهمترین گزینههایی #پشتیبانی بود که سبب شد ترامپ و جمهوریخواهان بدون ترس و به درستی اون #تعرفههای_گمرکی که بسیار سنگین هم هستند بر #واردات بستند. بدون هیچ ترس و واهمه از #اهرم_فشار تهدیدات نفتی و غیرنفتی از طرف کشورهای عربی و چین و روسیه و غیره
پس این ادعای #فلج_شدن اقتصاد و انرژی بخاطر خلیج فارس، جفنگی بیش نیست
@Haghayegh6
۳).عرض #تنگه_هرمز از سواحل عربی تا سواحل ایران فقط ۳۹ کیلومتر هست که اگر اشتباه نکنم فقط چیزی حدود ۹ تا ۹/۵ کیلومتر آن قابل استفاده تجاری هست 👈👈👈 یعنی فقط در این ۹ کیلومتر کشتیهای بزرگ تجاری و نفتکشها میتووند رفت و آمد کنند که #آبراه_بینالمللی حساب میشود. عملا ۳۰ کیلومتر دیگر بلااستفاده بود و نقشی در تجارت جهانی ندارد
کنترل این ۹ کیلومتر و باز نگهداشتن آن کار بسیار سادهایی هست، همانطور که در زمان #سرنگونی_صدام شاهد بودیم
این بخش ۹ کیلومتری به هیچ عنوان قابل انسداد نیست اگر فقط یک یا دو فروند #ناو_هواپیمابر آمریکایی یا انگلیسی و فرانسوی از آن حفاظت کند 👈👈👈 دو #جنگ_خلیج این رو به خوبی اثبات کرده
▪️بحث تورم به خاطر جنگ یک چیز هست، ادعای فلج شدن اقتصاد جهان یک چیز دیگر 👈👈👈 فارغ از گزافهگویی و غیر واقعی بودن این ادعا، یکی کردن این دو فقط ناشی از #بیسوادی و #عدم_آگاهی هست
نویسنده محترم در گذشته بسیار دور گیر کرده و هنوز این توهم رو دارد که خلیج فارس به قدری مهم هست که اگر ضربهایی بهش بخورد کل جهان فلج میشه و همه محتاج خلیج فارس و ایران و غیره هستند!!!😁😁😁
نه عزیز دلم از این خبرا نیست. خلیج فارس در تجارت جهانی و تامین انرژی در حد خودش مهم هست و نه بیشتر و نه این قدر اغراق آمیز
نویسنده نه درکی از وضعیت جغرافیای #تنگه_هرمز دارد که بالا اشاره کردم...
نه درکی از این دارد که کل تامین انرژی جهان فقط ۲۰ درصدش از خلیج فارس هست...
نه درکی از ۸۰ درصد تامین انرژی از دیگر نقاط جهان دارد...
نه درکی از پیشرفت تکنولوژی نظامی و غیره دارد که عملا امکان بسته شدن #تنگه_هرمز رو حتی در صورت جنگ #غیرممکن میسازد...
نه درکی از #نفت_شیل ایالات متحده و #حوزه_نفتی بسیار عظیم منطقه #اسکاندیناویی با شرکتهای بزرگ خصوصی نفتی دارد...
و نه درکی از بسیاری گزینههای دیگر که از حوصله این نقد و بنده خارج هست
ایشون در گذشته بسیار دور گیر کرده و چنین تحلیلی آبکی و آبدوغ خیاری هست. ایشون هنوز در همون دوران اولیه #کشف_نفت در ایران و در حوزه خلیج فارس گیر کرده که چنین تفتی داده!!!
خلیج فارس و #تنگه_هرمز بسته بشه، اقتصاد جهان فلج میشه. حاجی کتفهامون😂😂😂
این تحلیل کاملا سست و بیپایه و عاری از حقیقت هست. هموطن گلم، شرافتا پای هر حرف و تحلیل هر کسی نشینید عزیزان
خیر قربونتون برم. اون دوران گذشت و تموم شد که جهان بدون #منابع_انرژی_حوزه_خلیج_فارس نمیتوانست به حیاتش ادامه دهد به خاطر #نقصان_در_تامین_انرژی
بابکجان تو در چه قرن و سالی هستی و در اون زمان گیر کردی که هنوز خلیج فارس رو تنها #شاهرگ_حیاتی اقتصادی میبینی!!؟
✍.شهرام دی
#نفت_شیل
#خلیج_فارس
#تحلیل_سست
#استدلال_غیرواقعی
#توهم
#خلط_مبحث
#بابک_بیباک
#استراتژیست_مجازی
@Haghayegh6 | 33 |
| 3 | 🔺هر کسی از ننه و باباش قهر کرده، فرتی اومده برامون شده سیاسی و تحلیلگر و صاحبنظر!!!
@Haghayegh6
به بخشی که در کادر قرمز قرار دادم توجه کنید عزیزان 👈👈👈 دقیقا کار به این بخش دارم. بقیه موارد پیشکش وجودتون♥️🥀
وقتی #مطالعه نداری، وقتی #گرفتار کلیشهها و تکرارها هستی، وقتی فقط در این #توهم گیر کردی که جهان #محتاج ایران هست و جهان بدون ایران #هیچی نیست؛ نتیجهاش میشه یک مشت راست و دروغ سر هم کردن و به خورد هموطن ایرانی سادهدل دادن توسط کاربران دوزاری امثال جناب بابک بیباک!!
نتیجهاش میشود ایجاد #توهم و #خودشیفتگی برای یک ملت و #عقب_ماندگی!!!
یکی از مدیران و دوست عزیزی تا این پست رو دید، به درستی به این توهم اشاره کرد 👈👈👈 《فقط یاد یه جمله افتادم. ایران نباشه دنیا نابود میشه!!!》
آقا به جان مادرم، به مرگ آقا عظمای ولایت قسم، به عمام فاضلابها قسم؛ شخصا تا در موضوعی #مطالعه_دقیق نکرده باشم و اطلاعات #جامع و #بروز نداشته باشم، امکان نداره بیام #گوه_زیادی بخورم و خودمو زیر #سوال ببرم!!!!😂😂😂
✍.شهرام دی
#نفت_شیل
#خلیج_فارس
#تحلیل_سست
#استدلال_غیرواقعی
#توهم
#خلط_مبحث
#بابک_بیباک
#استراتژیست_مجازی
@Haghayegh6 | 26 |
| 4 | 🔺ترور شخصیت لذت بخش!!
در فضای شبکههای اجتماعی، پدیدهی "ترور شخصیت" به شکلی سازمانیافته و گاه سرگرمکننده در حال گسترش است. در موارد متعددی دیده شده که افراد فعال، منتقد یا دارای صدای مستقل، هدف کارزارهای تخریبی چند ماهه و گاه چند ساله قرار میگیرند. جلساتی با عنوانهای تخریبی یا تمسخرآمیز، بازپخش آرشیوهای تقطیعشده (بدون مشخص شدن زمینه و شرایط بحث)، و توهینهای مستقیم شخصی، به صورت شبانهروزی علیه یک فرد مشخص برگزار میشوند.
در مواردی، تحلیلگران یا کاربران بیرونی با توجه به اتاقهای شلوغ و استقبال از آنها، تصور میکنند محتوای این حملات، نوعی نقد موجه است که صرفاً با لحن تند مطرح میشود. اما چنین قضاوتی، بدون شناخت مستقل از صدای «فردِ هدف» صورت میگیرد، و در دام روایت تحریفشده میافتد. قدرت تکرار، تخریب دست جمعی، و فشار روانی میتواند تصویری مخدوش از یک فرد بسازد.
تخریبها نه از سر نقد مستند، بلکه بیشتر از ترس از تأثیرگذاری گفتمان مخالف و مستقل است و تلاش برای حذف آن است، نه دلسوزی اصلاحی. «افرادِ هدف» ممکن است مسائلی چون بحران رهبری، نقد درونگفتمانی، تجربههای تاریخی و ضرورت تشکلیابی را به شکلی صریح بیان کنند — امری که بسیاری از جریانهای اصلاح طلب یا حامی رژیم تاب آن را ندارند.
@Haghayegh6
گروههای تخریبگر میتوانند پروژهای هماهنگ برای حذف صداهای مزاحم برای گفتمانهای مسلط را پیش ببرند. این گفتمان مسلط میتواند چیزی باشد که توسط رسانههای وابسته تولید شده و نتیجه آن حفظ منافع تامین کننده مالی رسانه وابسته باشد. آنان از ابزارهای روانی مانند تخریب دست جمعی، طرد رسانهای، و تکرار برای عادیسازی توهین استفاده میکنند. شنوندگان خاموش یا مشارکتکنندگان منفعل، چه در قالب کاربران عادی و چه در قامت چهرههای رسانهای، با سکوت یا حضور بیواکنش خود، به این کارزار مشروعیت میبخشند.
در بسیاری از موارد، میتوان دید که گروههای تخریبگر دارای ویژگیهای شخصیتی مشخصیاند: برخی از آنان ممکن است دچار گرایشهای ضداجتماعی (Antisocial) باشند، از جمله لذت بردن از تحقیر دیگران، ناتوانی در همدلی با قربانی، و نیاز به جلب توجه از طریق خشونت زبانی (معرکه گیری). این افراد معمولاً فاقد سابقه کنش اجتماعی مشخص، اخلاق سیاسی یا تعهد مدنی هستند و فعالیتشان در تخریب به نوعی برایشان «هویت و سرگرمی» میسازد.
مخاطبان این اتاقها نیز قابل تاملاند: بخشی از آنان از سر کنجکاوی یا همراهی تفریحی جذب میشوند، بخشی دیگر از تماشای سقوط دیگران لذت میبرند یا به نوعی حس برتری درونی پیدا میکنند. و برخی دیگر، اگرچه خود آزارگر نیستند، اما با سکوت و تماشای منفعلانه، به چرخه خشونت آنلاین دامن میزنند. در حقیقت، اتاقهای تخریب، نوعی مراسم جمعی برای تخلیه روانی و تسویهحساب با صدای متفاوتاند.
ترور شخصیت، بهویژه در فضای گفتوگوی آزاد، نه ابزار نقد، بلکه ابزاری برای ارعاب، سانسور، و خاموشسازی گفتمانهای مزاحم است. وقتی اتاقهای تخریب و طرد به وضعیت عادی در فضای شبکههای اجتماعی بدل میشوند، و حتی برخی چهرهها، تماشاگر منفعل آن هستند، مسئولیت بازگرداندن شأن گفتوگو و جدیت تحلیل، بر عهده کسانیست که هنوز به عدالت و صداقت در برخورد با مخالف خود باور دارند.
✍.کاوه آهنگر
#جمهوری_خواه
#کلاب_هاوس
#چرخه_خشونت_آنلاین
#ترور_شخصیت
#آنارشی
@Haghayegh6 | 58 |
| 5 | 🔺یاد بگیریم
▪️فدرالیسم ایرانی و #مغلطه_تبدیل_واقعیت_به_ارزش
@Haghayegh6
کلا حامیان #فدرالیسم_ایران اشخاصی جاعل و دروغگو و مغلطهگر هستند. یکی از این مغلطهها و جعلهای رایج، ادعای فدرالیسم بودن ایران در تاریخ باستان و پس از تسلط اعراب هست!!! حتی بیشرمانه و مضحکانه تمدنهای #بینالنهرین پیش از مادها و همزمان با مادها رو که #دولت_شهری بودند، به دروغ #فدرالیسم میدانند🤦♂🤦♂😂😂😂
چنین ادعایی که متاسفانه یک مغالطه مشهور بسیار رایج در کل جامعه ایرانی و نه فقط #فدرال_خواهان هست، به نام 👈👈👈 #مغلطه_تبدیل_واقعیت_به_ارزش
شایعترین حالت این مغلطه جایی است که این دوزاریها ادعا میکنند که 👈👈👈 وجود #ساتراپیها در دوران هخامنشی و ساسانی، #اماراتی خواندن ایران توسط نظام الملک در کتاب سیاست، #ممالک_محروسه خواندن استانها یا ولایتهای ایران در دوران قاجار، وجود یک شاه #مطیع در یک استان در بعضی سلسلههای ایرانی مثل شاه ارمنستان یا شاه خوارزم، و از این دست موارد اثبات میکند ایران به شکل #فدرالیسم اداره میشده است!!!
@Haghayegh6
ماهیت کلی چنین ادعاهایی به تفاوتهای اندک، کاملا یکی و همسان است. مسئله اینجاست که تمام اینها به صورت #مستقیم توسط شاهان انتخاب شده و کاملا مطیع فرامین شاه و حکومت مرکزی بودند 👈👈👈 #دست_نشانده بودند و نه انتخاب شده توسط مردم
کوچکترین بدعتی اگر این نمایندگان میگذاشتند سریع #حذف میشدند
حالا مهم نیست اون طرف خودش رو پادشاه میدانست ولی #رعیتی بیش نبودند 👈👈👈 چون شاه اصلی خود رو #شاهنشاه یا #شاه_شاهان مینامید!!!
وقتی طرف خودش رو #شاهنشاه مینامید یعنی اینکه مهم نیست من و تو حتی خودمون شاه رو بدانیم. در اصل #رعیتی بیش نیستم
نکته مهم دیگر این بود که شاه اصلی #فراقانونی بود. در واقع خود #قانون بود!! 👈👈👈 این در حالیست که در #فدرالیسم بر اساس #اصل_جمهوریت، هیچکس امتیاز بیشتر و برتر ندارد و نمیتواند فراتر از #قوانین_مادر عمل کند
در #فدرالیسم حرف اول و آخر رو #قانون_مادر (قانون اساسی) میزنه و نه یک شخص یا طبقه و قوم یا قوانین استانی و ایالتی 👈👈👈 فقط #حاکمیت_قانون_مادر پا برجاست
در ضمن #فدرالیسم کاملا بر اساس #جمهوریت اجرایی هست و نه #پادشاهی_یکپارچه 👈👈👈 در #جمهوریت هم حفظ تمامیت ارضی جزء #خط_قرمز حساب میشود. به هیچ عنوان قابل بحث نیست
اجازه #جدایی به بهانه #فدرالیسم و #زبان_مادری را به هیچ عنوان نمیدهد. همانطوری که در "ایالات متحده آمریکا" و "جمهوری فدرال آلمان" شاهدیم
#فدرالیسم جز مفاهیم نسبتا #مدرن_سیاسی مبتنی بر #جمهوریت هست 👈👈👈 فقط "بریتانیای کبیر" رو تا حدی میتوان استثنا دانست
چنین ادعاهایی رو نمیشه #فدرالیسم دانست در تاریخ ایران زمین. چنین ادعاهایی جعل و مغلطه هست
✍.شهرام دی
#جمهوریت
#فدرالیسم
#مغلطه_تبدیل_واقعیت_به_ارزش
#فدرالیسم_جعلی_ایرانی
#تجزیه_طلبان_خجالتی
#تجزیه_ایران
#جعل
#تحریف
@Haghayegh6 | 63 |
| 6 | 🔺یاد بگیریم
تجربه تاریخی #نظامهای_فدرال اینگونه بود که آنها از #بهم_پیوستگی تکههای جدا مانده از یک #فرهنگ_تمدن تاریخی، تشکیل شدهاند.
مثلا میشود تصور کرد روزی، تکههای جدا مانده از #ایران_باستان مانند مردم #سمرقند و #بخارا و ... که از اصل خود جدا ماندهاند، اما با وجود تمام دشمنیها اصالت زبانی و فرهنگیشان را حفظ کردهاند؛ به #اصل_خویش بپیوندند تا یک #نظام_فدرال قدرتمند شکل بگیرد.
اروپای متمدن که کشورهای آن چه از نظر #فرهنگی و چه #زبانی متکثر و متفاوت هستند اما ضرورت #بهم_پیوستگی و در پی آن ایجاد قدرت بیشتر برای اعضا را درک کرده و #اتحادیه_اروپا را در قالب یک #شبه_فدرالیسم راهاندازی کردهاند. اما متاسفانه برخی شهروندان ایران زمین، این کهنترین تمدن تاریخ بشری با اسم رمز #فدرالیسم به دنبال استقلال و جدایی طلبی هستند...
کاش میفهمیدیم قدرت ما در #با_هم_بودنمان است...
✍.ناشناس
@Haghayegh6
فدرالیسم 👈👈👈 #بهم_پیوستگی
من #فدرالیسمی رو قبول دارم که سرزمینهای #جداشده به ایران بپیوندند. البته به صورت #داوطلبانه و نه به زور جنگ و خونریزی!!!
عراق، ترکیه، بحرین، کویت، افغانستان، قزاقستان، بلوچستان پاکستان، آذربایجان، تاجیکستان، و.....
این میشه #فدرالیسم_واقعی بر اساس تعریف سیاسی
✍.شهرام دی
#جمهوریت
#فدرالیسم
#بهم_پیوستگی
#فدرالیسم_جعلی_ایرانی
#تجزیه_طلبان_خجالتی
#تجزیه_ایران
#جعل
#تحریف
@Haghayegh6 | 60 |
| 7 | بخشی از این محتوا که بسیار مهم هم هست به صورت غیر عمدی جا افتاده بود که به آن اضافه شد
بابت این اشتباه سهوی عذرخواهی میکنیم♥️🥀
✍.تیم مدیریتی کانال کتابخانه ممنوعه | 84 |
| 8 | { بخش ۲ }
ابن سینا (۱۰۳۷– ۹۸۰ میلادی)
ابن سینا که بسیار زیر اندیشههای فارابی قرار گرفته بود، کوشش کرد فلسفه و مذهب را با تفسیرهای مجازی و غیر واقعی با یکدیگر نزدیک کند. جای تردید است که باورهای ابنسینا درباره زندگی پس از مرگ بتواند مورد پذیرش مسلمانان بنیادگرا قرار بگیرد. ابنسینا، بدون تردید دوباره زنده شدن بدن را انکار میکند و میگوید، هرگاه بدن شخصی بوسیله یک موجود آدمخوار بلعیده شود، چگونه بدن او دوباره در روز داوری زنده خواهد شد؟ البته او دوباره زنده شدن بدن و روح با یکدیگر را نیز رد و انکار میکند. او باور دارد که شخصیت انسان وابسته به روان اوست و نه بدنش و تنها بوسیله روان است که شخصیت انسان، پس از مرگ زنده میماند. «آربری» به این عقیده رسیده است که اگر فلسفه ابنسینا که ترکیبی از فلسفه ارسطو و افلاطونی نوست، پیروز شده بود، تمام اسلام با آنچه که امروز وجود دارد، به گونه کامل متفاوت میبود. «زیرا در اینصورت فلسفه یونان در زنده سازی اسلام با شکلی نو ادامه مییافت و دین اسلام هیچگاه به دوره تاریک خود راه نمییافت.»
دانشمندان حکمت الهی اسلام، تفسیرهای مجازی و غیر واقعی ابنسینا را از متون و احکام اسلام برای آشتی دادن آنها با فلسفه، خطری بزرگ تشخيص دادند و آنها را رد کردند. همچنین، هنگامی که فلاسفه آزاداندیش اظهار داشتند که حقایق قابل درک مردم همگانی با فلاسفه اندیشمند تفاوت دارد، دانشمندان حکمت الهی اسلام، به گفته آنها توجهی نکردند. مسلمانان بنیادگرا حتی به خود اجازه ندادند وارد بحث فلسفی آزاداندیشان شوند و تنها سنگر اسلام سنتی را برای خود پایگاهی امن تشخیص دادند و همچنان به آن چسبیدند.
@Haghayegh6
📚اسلام و مسلمانی 🖊ابن وراق | 94 |
| 9 | { ۲ بخش }
{ بخش ۱}
نخستین دوره فلسفه اسلامی، الکندی— فارابی–ابنسینا
@Haghayegh6
نخستین دوره فلسفه اسلامی در شرق بین سدههای نهم و یازدهم بوسیله الكندی، فارابی و ابن سینا بنیانگزاری شد. به گونهای که «آرنالدز» Armaldez مینویسد: «فلسفه اسلامی ترکیبی است از متافیزیک افلاطونی نو، علوم طبیعی، تصوف و آثار «فلوتن» Plotinus که بوسیله گالن و Proclus رونق گرفته است.»
الكندی، به گونه کامل به این باور رسیده بود که بین فرآوردههای فلسفه یونان و الهامات قرآن، تفاوت اساسی وجود ندارد و سخت تلاش میکرد بین آندو سازگاری ایجاد نماید. رویهمرفته، به نظر میرسد که او به بیشتر اصول و احکام اسلام اعتقاد داشته و در صدد دفاع از آنها برآمده است. بنابراین اندیشهها و باورهای او زیاد مورد توجه ما نیست. زیرا ما کوشش خواهیم کرد، روی شرح اندیشههای نویسندهها و اندیشمندانی مانند خردگرایان، بدعتگزاران دینی، منکران پی بردن به وجود خدا خداناشناسان و آزاداندیشان تمرکز قوا دهیم. با این وجود، اهمیت الکندی را در تاریخ فلسفه اسلام به عنوان یک آموزگار علوم یونانی برای مسلمانان و کسی که عقاید فلسفی افلاطون نو را وارد اسلام کرده و از اصل خرد دفاع نموده نمیتوان نادیده گرفت.
السرخسی (اعدام شده در سال ۸۹۹ میلادی)
رواج بحثهای فلسفی در جرگههای اندیشمندان جامعه اسلامی، سرانجام سبب شد که اصول و موازین اسلام زیر پرسش برده شود و برخی از افراد، مانند «احمد بن الطبيب السرخسی» که شاگرد الکندی بود، به مشکلاتی که راه گریزی برایشان وجود نداشت، گرفتار شوند. «السرخسی» به فلسفه یونان روی آورد و به سختی شیفته آن شد. خلیفه «المعتضد»، او را آموزگار خود نمود و از او آموزش میگرفت. «السرخسی» درباره معتقدات مذهبی بدعت سرشت خود آشکارا با خلیفه به بحث پرداخت و خشم او را به سختی برانگیخت، به گونهای که المعتضد فرمان داد او را اعدام کردند.
«بیرونی» مینویسد. «السرخسی چندین رساله به رشته نگارش درآورد و در آنها به پیامبران حمله کرد و همه آنها را شارلاتان و فریبگر نامید. «السرخسی» زیر نفوذ خردگرایی مکتب معتزله و بحثهای فلسفی آنها قرار گرفت و نسبت به دین به شک و تردید افتاد و جان خود را روی عقایدش گذاشت.
فارابی (۹۵۰- ۸۷۰ میلادی)
فارابی به نشر عقایدی پرداخت که با اسلام بنیادگرا سازگاری و همخوانی نداشت. به گونهای که «اربری» Arberry نوشته است، عقاید فارابی درباره زندگی پس از مرگ هیچ جایی را برای دوباره زنده شدن بدن، باقی نمیگذارد. با این وجود، به گفته «پینز» Pines فارابی آنگونه که باید و شاید حق مطلب را درباره اصل معاد ادا نکرده و در گفتارهای او در این باره ناهمگونیهایی به چشم میخورد که ممکن است مانند روشی که «اسپینوزا » به کار برده حاکی از کوشش او برای رعایت احتیاط و نگهداری موقعیت و جان خود بوده و از اینرو خواسته است روی عقاید و اندیشههایش سرپوش بگذارد.
فارابی به پیروی از ارسطو، فناناپذیری را تنها به بخش معنوی روان انسان وابسته میداند. ولی، البته او معتقد است که تنها روانهای پرهیزکاری که به درجه درک معنویت دست یافتهاند به شادی و رستگاری خواهند رسید. این روانهای پرهیزکار پس از مرگ فردیت خود را از دست میدهند و به شکل بخشی از «معنویت واقعی» به ملکوت بهشت پیوند میخورند. سایر روانها وارد یک سلسله دگردیسی و تبدیل از یک بدن به بدنی دیگر میشوند و یا با بدن نابود میگردند.
شرح فارابی درباره معنویت واقعی از اندیشهگریهای فلاسفه افلاطونی نو سرچشمه گرفته بود و برای آنهایی که به یکتاپرستی خدا عقیده دارند، اشکالات مهمی به وجود آورد. فارابی باور دارد که «معنویت واقعی» یک جوهر متافیزیکی مستقل است که بین دنیای معنوی بالای ماه و مغز انسان وجود دارد و مغز انسان و پندار او را با خداوند پیوند میدهد. دفاع فارابی از خرد و پائینتر قرار دادن نبوت از فلسفه نیز سبب شد که تردید مسلمانان بنیادگرا نسبت به او برانگیخته شود. فارابی عقیده داشت که تنها تکامل نیروی خرد سبب شادی انسان خواهد شد. او باور داشت، همانگونه که اراده خداوند بر دنیا فرمانروایی میکند به همانگونه نیز خرد باید بر رفتار و سلوک افراد بشر فرمانروایی داشته باشد. برخلاف الکندی که جایگاه حکمت الهی را در درجه بعد از فلسفه قرار میداد فارابی فلسفه را برتر از حکمت الهی برمیشمارد. در سیستم فلسفی فارابی، عامل خرد پیوسته داور غایی به شمار میرود و نه الهام و وحی.@Haghayegh6
فارابی مینویسد: «هرگاه موقعیت و زمان اجازه دهد بایستی یک حکومت جهانی در دنیا به وجود آید و به اداره امور افراد بشر بپردازد؛ در غیر اینصورت افراد بشر باید با مذاهب ویژه خود در کنار یکدیگر زندگی کنند؛ و اگر اینهم غیر عملی است، اسلام باید برپایه موازین فلسفی دوباره سازی شود و به انسان شایستگی فرمانروایی بدهد.» | 76 |
| 10 | چند پرسش و چندین پاسخ!
پرسش: چرا اصلاحطلبان حول محور موسوی خواهان رفراندوم در چارچوب نظام جمهوری اسلامی هستند؟
پاسخ: چون خارج از این چارچوب هیچ شانسی برای رسیدن به قدرت ندارند. به عبارتی آنها مایلند بازی را در فقدان آلترناتیو واقعی و در زمین جمهوری اسلامی برگزار کنند. همان ماجرای تکراری اصلاح طلب_اصولگرا! حال آنکه اکثریت از این بازی دودویی عبور کردهاند. شاهد این مدعا انتخابات منتهی به رییس جمهور شدن پزشکیان است.
پرسش: چرا اصلاحطلبان از تکرار چندبارهی اشتباهات خود درس نمیگیرند؟ به عبارتی چرا یک اشتباه را مدام و بصورت سیستماتیک تکرار میکنند؟
پاسخ: این پرسش یک پاسخ چند بخشی دارد:
_ نداشتن مبانی فکری منسجم و درست
_ نداشتن شهامت اخلاقی در پذیرش اشتباه
_ ترس از تغییر
_ نگرانی از مرگ گفتمان اصلاحات
_ نگرانی از کور شدن مجاری قدرت و رانت
بسته به فرد و موقعیت هر کدام از دلایل بالا و یا ترکیبی از آنها میتواند صادق باشد.
پرسش: چرا مدعای رفراندوم و مجلس موسسان موسوی نه امکانپذیر است و نه مطلوب؟
پاسخ: پاسخ به این پرسش مستلزم طرح یک پرسش تکمیلی است:«چگونه ممکن است در چارچوب نظام کنونی رفراندومی برگزاری کنید که نتیجهاش نفی خود آن نظام باشد»؟
به عبارتی اگر مقصود از رفراندوم مورد ادعا تغییرات ساختاری و به عبارتی نفی چارچوب نظام در قدرت است که پیداست به هر طریقی به آن تن نخواهد داد و راهش را سد خواهد کرد و اگر مقصود تداوم روند کنونی با تغییراتی ناچیز و بیاثر است که در اصل گمراه کردن خواست و مطالبه عمومی برای تغییرات بنیادین است. به همین دلیل چنین پیشنهاد پر از تناقضی نه ممکن است و نه مطلوب!
🖊مرتضی نعمتی | 82 |
| 11 | ویدئو بخشی از روند انقلاب مصر رو نشون میده. روندی که بزرگترین درس برای مسیر انقلابهاست. انقلابی که از پایین کشیدنِ حسنی مبارک(دیکتاتور) شروع شد، به مصادرهٔ انقلاب توسط ارتش رسید، سپس اخوانالمسلمین به قدرت رسیدند، و مسیر تا کودتای «سیسی» و پایین کشیدنِ اخوانالمسلمین ادامه پیدا کرد.
انقلابها برای به سرانجام رسیدن، دو عامل اصلی دارند: «نخواستنها و خواستنها». نخواستنها در مورد حکومت فعلی و خواستنها در مورد چشمانداز آیندهست، یعنی مشخص بودنِ ایدهها برای آینده و تعیین شخص یا گروهی برای الترناتیو(جایگزین) در خدمت رسیدن به اون ایدهها.
انقلاب مصر هیچ الترناتیو مشخصی نداشت. اتحاد برای نخواستنها شکل گرفت، اما اتحادی روی خواستنها وجود نداشت. و همین باعث شد گروهی مثل اخوانالمسلمین که سازمانیافته بود با ارتش وارد معامله شده و به سمت مصادرهٔ انقلاب رفتند. و گروهی که از تندروهای مذهبی متنفر بودند، دنبال پس گرفتنِ انقلاب بودند. الترناتیو مشخص، از زمانِ پایین کشیدن حکومت مستقر تا دوران گذار و رسیدن به صندوق رأی، باعث اتحاد شده و حلقههای فریب رو خنثی خواهد کرد. | 80 |
| 12 | 🔰 فدرالیسم در آمریکا ( ایالات متحده ) ریشه در شکلگیری و تکامل تدریجی یک نظام حکومتی دارد که قدرت را بین دولت فدرال و دولتهای ایالتی تقسیم میکند. این سیستم، که ترکیبی از ویژگیهای یک حکومت ملی واحد و یک کنفدراسیون از ایالتهای مستقل است، طی فراز و نشیبهای تاریخی و با چالشهای مختلفی شکل گرفته است.
❇️ مراحل کلیدی در تکامل فدرالیسم در آمریکا: @Haghayegh6
▪️دوره کنفدراسیون (1781-1789):
پس از استقلال از بریتانیا، ایالات متحده تحت نظام کنفدراسیون اداره میشدند. در این دوره، دولت فدرال قدرت محدودی داشت و ایالتها استقلال نسبتاً کاملی را حفظ میکردند.
▪️ کنوانسیون فیلادلفیا (1787):
با ناکارآمدی نظام کنفدراسیون، نمایندگان ایالتها در کنوانسیون فیلادلفیا گرد هم آمدند تا قانون اساسی جدیدی تدوین کنند.
❕ در این کنوانسیون، اصل فدرالیسم به عنوان راه حلی برای تقسیم قدرت بین دولت فدرال و ایالتها مطرح شد.
▪️تصویب قانون اساسی (1788):
قانون اساسی جدید با تأکید بر حفظ تعادل بین قدرت دولت فدرال و ایالتها، به تصویب رسید و نظام فدرالیستی آمریکا شکل گرفت.
🔘 تکامل فدرالیسم در قرن نوزدهم:
در طول قرن نوزدهم، فدرالیسم به عنوان یک اصل اساسی در نظام سیاسی آمریکا تثبیت شد.
جنگ داخلی آمریکا (1861-1865) نیز یک چالش بزرگ برای این اصل بود، اما در نهایت، وحدت ملی و فدرالیسم حفظ شد.
🔘 فدرالیسم در قرن بیستم و بیست و یکم:
در قرن بیستم، فدرالیسم همچنان به تکامل خود ادامه داد و با چالشهایی مانند بحرانهای اقتصادی و اجتماعی و همچنین نقش فزاینده دولت فدرال در حوزههای مختلف، روبرو شد.
🔲 اصول کلیدی فدرالیسم در آمریکا:
تقسیم قدرت:
قدرت بین دولت فدرال و ایالتها به طور مشخص تقسیم شده است.
حاکمیت مشترک:
هر دو سطح دولت، در برخی حوزهها دارای حاکمیت مشترک هستند.
تعادل بین دولت فدرال و ایالتها:
قانون اساسی آمریکا تلاش میکند تا تعادلی بین قدرت دولت فدرال و ایالتها حفظ شود.
حفاظت از حقوق ایالتها:
قانون اساسی حقوق و اختیارات ایالتها را تضمین میکند.
عدم تمرکز قدرت:
فدرالیسم از تمرکز قدرت در دست دولت فدرال جلوگیری میکند.
فدرالیسم در آمریکا، یک نظام حکومتی پویا و در حال تکامل است که به تدریج در طول تاریخ این کشور شکل گرفته و با چالشها و تحولات مختلفی روبرو بوده است. این نظام، با وجود پیچیدگیهایش، به عنوان یکی از ارکان اصلی نظام سیاسی و حکومتی آمریکا شناخته میشود.
@Haghayegh6 | 98 |
| 13 | بن @afpfathi | 1 |
| 14 | واکاوی تحلیلی سندی کهن قانون اساسی آمریکا از سال ۱۷۸۹
امروز آمریکا قدیمیترین قانون اساسی دموکراتیک جهان را دارد. قانون اساسی آمریکا را بیش از ۲۲۵ سال پیش و در حقیقت سال ۱۷۸۷ تدوین کردند. چطور این قانون اساسی با تغییراتی حداقلی هنوز نافذ است؟ با جامعهای سیال و مسائل جدیدی که بنیانگذاران آمریکا هرگز پیش بینی نمیکردند مثل تروریسم و تغییرات اقلیمی چطور چنین سند کهنهای هنوز کارآمد است؟ پاسخ در ذات این قانون اساسی نهفته است.
قانون اساسی آمریکا موجز و رویهای است و ریز مسائل اجتماعی را برنمیشمرد. قانون اساس آمریکا ساختار حکومت را مشخص میکند و اگر قسمتهایی از قانون مبهم و تفسیر بردار باشند، دیوان عالی آمریکا با قدرت بررسی قضایی صلاحیت تفسیر ابهامات قانون اساسی را دارد.
قدرت بررسی قضایی محصول پروندهی ماربوری مقابل مدیسون در سال ۱۸۰۳ بود. قدرت بررسی قضایی یعنی دادگاهها اختیار دارند مصوبات کنگره یا فرمانهای رئیسجمهور را مخالف قانون اساسی اعلام کنند. چنین حکمی قوانین مصوب یا فرمانهای دولت را بی اثر میکند. فقط شمار اندکی از دیگر دموکراسیها مثل آلمان، به دستگاه قضایی خود قدرت بررسی قضایی دادهاند. عموم دموکراسیها قدرت بررسی قضایی ندارند.
پرهیز از موشکافی و جزءنگری در نگارش قانون اساسی آمریکا بازتابی از ضرورت سازش کاری در اوضاع و احوال سال ۱۷۸۷ بود که بنیانگذاران آمریکا مشغول تدوین قانون اساسی بودند. فقط سندی گنگ و بی جزئیات حمایت اکثریت را در کنوانسیون قانون اساسی ۱۷۸۷ فیلادلفیا همراه میآورد و بعداً در تسهیل فرایند تصویب نیز مفید بود.
محال بود ایالتها سندی را تصویب کنند که حاوی روشهای دقیقی برای تحدید قدرتشان باشد.
باری، تدوینکنندگان قانون اساسی میدانستند که سند مبهم، عنداللزوم، به راحتی و صرفاً با افزودن متمّم با تغییرات زمان سازگاری مییابد بنابراین با موجزنویسی سندی منعطف و انطباقپذیر با تغییرات زمانه از قانون اساسی آمریکا ساختند و همین رمز پویایی قانون اساسی آمریکاست.
@Haghayegh6
📚 علوم سیاسی 🖊مارکوس ای استیدلمن | 94 |
| 15 | قوانین اساسی در حکومتها
قریب به اتفاق کشورهای دنیا قانون اساسی دارند. قانون اساسی سند مکتوبی است که کالبد نظام سیاسی را ترسیم میکند. قانون اساسی تعیین میکند کشور چه نوع قوای تقنینی و اجرایی و چه شکلی از حکومت داشته باشد. فرضاً دموکراسی نوعی اقتدارگرایی و استبداد یا سلطنتی قدیمی به عبارت دیگر قانون اساسی متضمن حقوق بنیادین حکمرانی است.
قانون اساسی فقط به ساختار حکومت رسمیت نمیبخشد، حق دولت بر حکمرانی را هم توجیه میکند و گاهی شامل بیان آرمانهای ملی هم هست.
در کنار ارائه ساختار حکومت، قانون اساسی حقوق و تکالیف شهروندان را هم بر میشمرد. قانون اساسی آمریکا با تصویب منشور حقوق ایالات متحده بسیار زود در این زمینه پا پیش گذاشت سایر قوانین اساسی عمدتاً تا قرن بیستم سراغ این حقوق نرفتند.
قانون اساسی
قانون اساسی مجموعهی اصول و قوانین بنیادینی است که مبنای اداره کشور دولت یا سازمانی است.
صرف اینکه کشوری قانون اساسی دارد به معنای این نیست که رهبران کشور تابع قانون اساسیاند. در روسیهی استالینیست قانون اساسی کاملاً دموکراتیکی حاکم بود که قدرت حکومت را محدود میکرد. اما استالین و حزب کمونیست طبق آن عمل نمیکردند. استالين غالباً بدون التفات به قانون اساسی خودش کشور را با مشت آهنین اداره میکرد. بنابراین، قانون اساسی را حتماً از دو جنبه بررسی میکنند.
» بررسی اصول مصرّح قانون اساسی یا همان واکاوی اصول قانون اساسی درباره ساختار دولت و حقوق شهروندان.
» بررسی التزام عملی رهبران به اصول قانون اساسی.
حجم قوانین اساسی متفاوت است. برخی قوانین اساسی بسیار موجز و قانون اساسی فصلالخطاب هر سرزمین است. حاکمان مکلف به پیروی از قانون اساسی و عمل به تکالیف قانون اساسیاند. قانون اساسی سندی بالادستی است و مادامی که حکومت موجد آن پابرجاست همواره معتبر است، لذا فرایند اصلاحش نیز بسیار زمان بر و پُرپیچ و خم است. در بسیاری از دموکراسیها مثل آلمان، دوسوم آرای نمایندگان هر دو مجلس برای اصلاح قانون اساسی نیاز است (منظور هر دو مجلس عُليا و شفلا یعنی بوندشتاگ و بوند شرات آلمان است) برخی دیگر از دموکراسیها مثل فرانسه همه پرسی قانون اساسی برگزار میکنند و مردم خودشان برای چگونگی تغییر قانون اساسی تصمیم میگیرند. بنیانگذاران آمریکا نیز اصلاح قانون اساسی را کاری شاق و کم وبیش ناممکن میپسندیدند لذا روند تغییر قانون اساسی را فوقالعاده پرپیچ وخم کردند.
اجزای قانون اساسی
قوانین اساسی معمولاً چند بخش دارند. در ابتدا بعضاً دیباچه دارند که عباراتی نمادین با بافتی کلی گویانه برای اشاره به ارزشهای ملّت است. دیباچه برای قانون اساسی ضروری و حیاتی نیست و بار حقوقی ندارد، گرچه معرف مقصد و مقصود نویسندگان قانون اساسی و اصول زیربنایی است. در قانون اساسی آمریکا دیباچه ذیل آمده است.
ما مردم ایالات متحده برای تشکیل اتحادی کامل برقراری عدالت، تضمین آرامش داخلی تأمین قابلیتهای دفاعی مشترک، ترویج رفاه عمومی و تضمین نعمات آزادی برای خود و آیندگان قانون اساسی ایالات متحده آمریکا را تدوین و مقرر میکنیم.
به علاوه قوانین اساسی اصول و بندهایی دارند. اصول قانون اساسی در بردارندهی شالوده ساختار سیاسی و تعیین کننده حقوق و تکالیف شهروندان و حکومتاند.
قانون اساسی آمریکا با هفت اصل شکل حکمرانی، نظام توزیع قدرت ایالتی و روند اعمال تغییر در قانون اساسی را ترسیم میکند.
سرآخر، همهی قوانین اساسی روندی برای اصلاح پیش بینی میکنند. اصلاح قانون اساسی همان فرايند اعمال تغییر یا جرح و تعدیل در قانون اساسی است. در قانون اساسی آمریکا اصل پنجم روند اصلاح را بیان میکند.
@Haghayegh6
📚 علوم سیاسی 🖊مارکوس ای استیدلمن | 80 |
| 16 | توازن قدرت در قانون اساسی آمریکا
یکی از ویژگیهای منحصر به فرد قانون اساسی آمریکا سازوکار نظارت و موازنه است. نمایندگان ایالتی کنوانسیون قانون اساسی از دستگاه اجرایی قدرتمند واهمه داشتند چون طعم سلطنت جرج سوم در کامشان بود. بنیان گذاران نمیخواستند رئیسجمهور بر حکومت جدید سلطه یابد بنابراین سازوکار نظارت بر رئیس جمهور را تدارک دیدند. نمایندگان در امور کلان برای رئیس جمهور سازوکار نظارتی در نظر گرفتند.
فرضاً در امر اعلان جنگ این طور است رئیس جمهور فرمانده کل نیروهای مسلح آمریکاست اما تأمین مالی جنگ و اعلان جنگ از اختیارات کنگره است. این سازوکار هر دو نهاد ریاست جمهوری و کنگره را پیش از اعلان جنگ ناگزیر به اجماع میکند.
در دیگر حوزههای سیاست خارجی نیز همین طور است. دستگاه اجرایی با قدرتهای خارجی مذاکره میکند اما تمام معاهدات باید به تصویب سنا برسد. رئیسجمهور سفیران آمریکا را تعیین میکند و سنا باید انتخاب رئیسجمهور را تأیید کند کنگره اختیار دارد با کسب دوسوم آرای مجلسین، وتوى رئيس جمهور را ابطال کند. مجلس نمایندگان قدرت استیضاح رئيس جمهور و متعاقباً، سنا قدرت عزل وی را دارد. سرآخر، دیوان عالی آمریکا مختار است هر مصوبهای از کنگره یا هر فرمانی از رئیسجمهور را مغایر با قانون اساسی اعلام کند و بی اثر سازد.
اصول سه گانه در قانون اساسی آمریکا
قانون اساسی آمریکا بر سه اصل استوار است. اصل یکم تفکیک قواست: اجمالاً بدین معنا که قدرت را به سه شاخهی تقنینی(کنگره) و اجرایی(رئیسجمهور) و قضایی(دیوان عالی) تقسیم میکند. این اصل نمیگذارد هیچ شاخهای از قدرت استیلا یابد و اداره کشور را در انحصار گیرد.
اصل دوم نظارت و موازنه است: سه انشعاب قدرت نه تنها در قدرت سهیماند بلکه دائماً بر یکدیگر نظارت میکنند این اصل نمیگذارد یکی از سه شاخهی قدرت کل نظام سیاسی را دور بزند. فرضاً اگر دولت برای معاهدهای خارجی مذاکره و توافق اولیه کند در مرحلهی بعد نوبت به سنا میرسد که تنفیذ معاهده را تصویب کند. دستآخر هم دیوان عالی اختیار دارد معاهده را به طور کلی خلاف قانون اساسی تشخیص دهد و ابطالش کند. مادامی که معاهدهای معتبر است هر سه شاخهی قدرت ضامن صحت معاهدهاند، چون قدرتِ نظارت مستمر بر یکدیگر دارند.
اصل سوم فدرالیسم است: نوعی نظام کشوری که قدرت را میان سطح ملی و سطوح فروملی حکومت توزیع میکند. سطوح فروملی حکومت، مثل ایالتها در آمریکا حقوق محفوظی دارند که دولت فدرال نمیتواند به آنها تعدّی کند.
از عللی که بنیانگذاران آمریکا نظام فدرال را برگزیدند زمینهسازی برای همگرایی ایالتها بود. در اصول کنفدراسیون ایالتها همهی قدرت را در اختیار داشتند و عموم نمایندگان ایالتها در کنوانسیون قانون اساسی همچنان بر حفظ برخی اختیارات ایالتی اصرار میکردند. از این رو تقسیم قدرت میان دولت فدرال و دولتهای ایالتی بهترین راه مصالحه بود. بدون تقسیم قدرت ایالتها هرگز قانون اساسی را تصویب نمیکردند.
@Haghayegh6
📚 علوم سیاسی 🖊مارکوس ای استیدلمن | 87 |
| 17 | دانش و فلسفه یونان و نفوذ آن در
اسلام
@Haghayegh6
«روزنتال» E.R. Rosential از دانشمندان نامدار نوشته است. سدههای هشتم و نهم را براستی میتوان دوره «رنسانس اسلام» نامید. زیرا بدون تردید تمدن اسلام از میراثهای فرهنگ و ادبیات باستانی یونان و روم بوسیله اسلام نهاد گرفته است. «روزنتال» با روشی آشکار در این باره مینویسد:
هنگامی که ما از تمدن بزرگ اسلامی سخن میرانیم، باید توجه داشته باشیم، دانش و فرهنگی که نهاد این تمدن را بنیاد گذارده به گونه کامل به فرهنگ و ادبیات باستانی یونان و روم وابستگی داشته و این وابستگی حتی روشهای اساسی اصول مقدماتی پژوهشهای علمی را نیز دربر میگیرد.
افزون بر آن بدون تردید میتوان گفت که زندگی معنوی و اندیشهگری اسلام وامدار روح فلسفی و علمی یونان است ... با این وجود، در اسلام نیز مانند هر تمدن دیگری آنچه که اهمیت دارد عوامل فردی نمادهای تمدن نیست بلکه چگونکی آمیختن و ترکیب آنها در نهاد تازهای است که آنها را در ساختار طبیعی خود به حرکت در می آورد ... به هر روی، حقیقت بدون بحث و انکار ناپذیر آنست که آنچه را ما تمدن اسلامی میشناسیم بدون بهرهگیری از میراثهای یونان نمیتوانست وجود داشته باشد.
فلسفه اسلامی
بسیاری از دانشمندان غربی و مهمتر آن بسیاری از خود مسلمانان، پدیده «فلسفه اسلامی» را در نهاد یک تناقض لفظی میدانند، زیرا اسلام بنیادگرا، هیچگاه برای فلسفه ارزشی قائل نبوده و سنتگرایان اسلامی، پیوسته نسبت به فلسفه دشمنی نشان داده ر معتقد بودهاند که «دانش بیگانه» به بدعتگزاری در دین و شک و بیدینی کامل منتهی خواهد شد.
باید گفت که وحشت سنتگرایان در این راستا به گونه کامل بجاست، زیرا بسیاری از فلاسفه به معتقداتی رسیدهاند که با اعتقادات بنیادگرایان اسلامی بسیار تفاوت دارد و گروه زیادی از آنها، «بویژه فلاسفهای که با سنیگری نوظهور دشمنی دارند، برپایه فلسفه یونان، خود را پای بند خرد کرده و برای اسلام ارزشی قایل نبودهاند. بنابراین داستان فلسفه اسلامی، تا اندازهای داستان کشمکش بین خرد وحی میباشد.
ترجمهها
اگرچه، ترجمه آثار علمی یونان، ممکن است در زمان خلفای اموی آغاز شده باشد، ولی این خلیفه عباسی مأمون (دوره خلافت از سال ۸۱۳ تا ۸۳۳)، بود که ترجمه فلسفه و دانش یونانی را به زبان عربی، تشویق و سرپرستی کرد. مأمون همچنین دستور داد، مرکزی به نام «خانه خرد» برای پژوهش و ترجمه به وجود آید.
انگیزه ترجمه آثار علمی یونان به عربی در زمان مأمون آغاز شد. زیرا جامعه اسلامی، در آن زمان به دانش پزشکی و ستارهشناسی نیاز داشت. ولى بعدها، کنجکاویهای علمی نیز به نیازهای طبیعی جامعه افزوده شد. حتی پیش از مأمون نیز مسلمانانی بودند که اهمیت فلسفه و منطق را برای بحثهای علمی و شرح و اثبات عقاید دینی تشخیص داده بودند. بیشتر افرادی که به ترجمه آثار یونانی به عربی اشتغال ورزیدند، مسیحی بودند. تنها استثنای مشهور در این باره «ثابت بن قره» یک مشرک آزاداندیش بود که عقاید فلسفی آزادمنشانه او سبب نزدیکی او با جامعه مشرک «حرّان» شد. «ثابتبنقره» هم پزشک، هم ریاضیدان و هم فیلسوف بود و در رنسانس اسلام، شخصیت بسیار بزرگی به شمار رفته است.
فلاسفه یونانی که آثارشان به زبان تازی برگردان شد، عبارت بودند از ارسطو و تفسیر کنندگان آثار او مانند
Alexander, Simplicius, Thermistius
اهل Aphrodisia؛ افلاطون، بویژه Plotinus Laws, Republic, Timaeus
و افلاطونیهای نو مانند
Proclus و Porphyry
فلاسفه پیش از سقراط ؛ گالی، بقراط، ارشمیدس، اقلیدوس و بطلمیوس.
@Haghayegh6
📚 اسلام و مسلمانی 🖊ابن وراق | 116 |
| 18 | 🔺 مقاله: چرا باید ایران را دوست داشت؟
✍ محمدعلی فروغی
@Haghayegh6 | 104 |
| 19 | 📚 سیر حکمت در اروپا
✍ محمدعلی فروغی
▪️۳ جلد کامل
@Haghayegh6 | 116 |
| 20 | 📚 سیر حکمت در اروپا
✍ محمدعلی فروغی
▪️۳ جلد کامل
🔹 کتاب سیر حکمت در اروپا نخستین اثر دقیق و منظم از فلسفه غرب در ایران است.
۳ جلد کامل.
🔺از زمان باستان تا مائهی هفدهم
● جلد اول
فصل اول: حکمای پیش از سقراط
فصل دوم: سقراط و افلاطون و ارسطو
فصل سوم: متأخرین از حکمای قدیم
فصل چهارم: حوزهی علمی اسکندریه و دروهی رومیان
فصل پنجم: علموحکمت در اوایل قرون وسطی
فصل نهم: دکارت
ضمیمه: رسالهی گفتار در روش راه بردن عقل «کلام دکارت»
🔺از آغاز سدهی هفدهم تا پایان سدهی هیجدهم
● جلد دوم
فصل اول: حکمای فرانسه در سدهی هفدهم
فصل دوم: اسپینوزا
فصل سوم: لایبنیتس
فصل چهارم: حکمای انگلیس در سدهی هفدهم
فصل پنجم: حکمای انگلیس در سدهی هبجدهم
فصل ششم: حکمای فرانسه در سدهی هیجدهم
فصل هفتم: کانت
🔺از آغاز سدهی هفدهم تا پایان سدهی هیجدهم
● جلد سوم
▪️حکمای اروپا در نیمهی اول از سدهی نوزدهم
فصل اول: حکمای آلمان
فصل دوم: حکمای فرانسه
فصل سوم حکمای انگلیس
■ حکمای اروپا در نیمهی دوم سدهی نوزدهم
فصل چهارم: حکمای انگلیس
فصل پنجم: حکمای آلمان
فصل ششم: حکمای فرانسه
فصل هفتم: آخرین منزل
@Haghayegh6 | 121 |
