✨🍂رّمّاّטّ سّرّنّوّشّتّـّ 🍂✨
Open in Telegram
✨بّسّمّ اّلّلّـّہّ اّلّرّحّمّنّ اّلّرّحّیّمّ✨ ✨🍂رّمّاّטّ سّرّنّوّشّتّـّ 🍂✨ #هیجانی#عاشقانه#طنز# 💫 بیو ، عکس ، کلیپ ، ایده و...💫 🫀🤍همیشگی باشید 🤍🫀
Show more999
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
دوستان عزیزم شرمنده عذر میخوام بخاطر یه سری مشکلات نتونستیم فعالیت کنیم
فعالیت مجدد از فردا شروع میشه
ممنون بابت صبوریتون
دی در گذار بود و نظر سوی ما نکرد
بیچاره دل که هیچ ندید از گذار عمر
- حافظ
🌼پارت ۳۶🌼
───• · · · ⌞🌻⌝ · · · •───
از رو میز برداشتمش که دیدم کسی جز
ایرانسل نیست مگه اینکه ایرانسل یه پیامی
به ما بده تفففففففف به این زندگی برگشتم
دیدم پری عین خرس خوابیده خوبه
میخواست فیلم نگاه کنه اینجوری کپیده
دوباره صدای smsگوشیم اومد که با دیدن
اسم فرستنده تعجب کردم یعنی تا الان بیداره.
گوشی رو باز کردم رفتم پی ویش
عماد : سلام عزیزم بیداری ؟
هلنا: سلام آره .
عماد : چرا ؟
هلنا : چی چرا ؟
عماد : چرا بیداری ؟
هلنا: خوابم نمیاد.
عماد : آها ؛ هلنا ؟
هلنا : بله ؟
عماد : میشه جواب پیشنهادم رو الان بدی ؟
برای اینکه بیشتر اذیتش کنم گفتم
هلنا: دقیقا کدوم پیشنهاد ؟
عماد : اذیت نکن دیگه .
هلنا: باشه قبول ولی از همین حالا دارم بهت
میگما از حدت خارج بشی کلاهمون بد میره
تو هم .
عماد : عاشقتممممم بمولا.
هلنا: اوک من میرم بخوابم شب خوش.
عماد : شبت آروم عزیز دلم.
آه چه مظلومه بچم پتو رو تا حلقم کشیدم بالا
و خواب ...
───• · · · ⌞🌻⌝ · · · •───
رمان:🍂سرنوشت🍂
▌│█║▌║▌║ ║▌║▌║█│
