590
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-2330 days
Posts Archive
بعضی وقتا هر کاری میکنی که بشه
ولی نمیشه ...
اصن شاید قرار نیست بشه
قرار نیست اونطوری ک میخوای پیش بره
همه چی مث سابق بشه
هر چی بیشتر تلاش میکنی که بشه ، انگار بیشتر نمیشه
مثل دست و پا زدن تو باتلاق
وای از نشدن ها
وای از نرسیدن ها
و
.
.
.
دلتنگی درد داره ...
دردش کلِ روح و تن آدمو میگیره
یه زخم بزرگ که معلوم نیس تا کجا باید همراه خودت تو کل مسیر ببری
نمیدونی اصلا این زخم حقته یا نه
میشه همدم شبهای تنهاییت
به خودت میای میبینی یجورایی غرقش شدی که داری دست و پا میزنی و هر سری بیشتر فرو میری تو اعماقش .
دلتنگی یه زخمیه که حتی اگ کامل خوب بشه ، جاش همیشه میمونه رو قلبت ...
.
#دلنوشته
«دل» چیست ؟
عضوی از بدن که هر وقت خودش بخواد میگیره و هر وقتم بخواد باز میشه
وقتی هم که میاد یکم باز بشه ، سریع با مرور یک خاطره یا نگاه به اتفاقات گذشته ، دوباره میگیره و این چرخه ادامه داره ...
گاهی وقتا ادم میبازه
نه به کسی !
به خودش
باعث میشه کم بیاره
پا شدن از دل این خاکستر سخته
ولی شدنیه
زمان میبره ولی باعث رشد میشه
درد داره ولی ادمو قوی میکنه
ولی جای زخمش همیشه میمونه
درد همیشه در اشک نیست
گاهی در لبخند هم وجود دارد
گاهی در همان خندهی از ته دل هم گوشه ای از آن نمایان میشود ...
و امان از این دردهای پنهانی و همیشگی
امیدوارم هیچ وقت تو دوری کسی غرق نشید و همیشه غرق بودنش و لحظاتی که در کنارش هستین باشید …
«دوریت» اولین ترک رسمی من تقدیم به احساستون ✨
بشه همدم تنهاییاتون
عاشق شهامتم من 🥀
من دربارهی تو به آنها نگفتم،
اما تو را دیدهاند که در چشمانم زندگی میکنی
من دربارهی تو به آنها نگفتم،
اما تو را در کلمات نوشتهام دیدهاند
عطر عشق، نمیتواند پنهان بماند
شبا خواب نداشت
ازش علتشو پرسیدن
طفره رفت ...
بهونه آورد ...
بحثو عوض کرد ...
یهو بغض گلوشو گرفت و
گفت
خیال آغوشِ دوبارهش
تصورِ خندههای از ته دلش
تجسمِ گرفتن دستاش
توهمِ بودنش
تبسمِ نگاهش
تخیلِ بوسیدنش
مگه وقت واسه خوابیدن میزاره !؟
گیرم هم گذاشت
تو خواب فکر کردی سراغم نمیاد ؟
فکر کردی با هام قدم نمیزنه ؟
سرشو رو شونه هام نمیزاره ؟
ولی خیلی وقته ک دیگ سرشو رو شونه هام نمیزاره :)
«۳ سخن آخر کوروش بزرگ قبل از مرگ»
1 - تابوتم را پزشکان حمل کنندتا همه بدانند هیچ طبیبی نمیتواند جلوی مرگ را بگیرد.
2 - تمام طلاهایم را در مسیر حرکتم بریزید تا مردم بدانند مال نتوانست نجاتم دهد.
3 - دست هایم را از تابوت بیرون بگذارید تا بدانند که باید با دست خالی رفت
ما پیامبر داشتیم زمانی که هنوز اعراب تو جاهلیت خود دست و پا میزدن 💔
دیگه دست خودم نیس
شبا میای به خوابم ...
شده کابوسم هر شب
دیگه دستاتو ندارم
یه عمره گذشته
هنوز ... بیقرارم
«امیرمحمد»
