About_ftmh✨
Open in Telegram
امیدوارم نوشتهها,عکس، موسیقی،ویدیو و… که اینجا قرار میگیره باعث رشد، شادی،لبخند و حس خوبتون بشه. خوش امدین 🌱 پیام ناشناس : https://t.me/BiChatBot?start=sc-380babec8a اینستاگرام : https://instagram.com/about_ftmh?igshid=YmMyMTA2M2Y=
Show more402
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+230 days
Posts Archive
402
«ما را نکشید، ما هنوز جوانیم؛
ما هنوز نمیدانیم عشق،
مزهٔ توتِ شیرین میدهد یا خرمالوی نارس.»
402
من مقایسه میکنم؛ جوانان آنان را با جوانان خودمان، نوجوانان آنان را با نوجوانان خودمان، کودکان آنان را با کودکان خودمان، زندگیهای آنان را با زندگیهای خودمان. چرا ما اینقدر ناعادلانه زیستیم؟؟ چرا هیچ زمانی کاملا شاد و بیاندوه نبودیم؟ چه کسانی خواستند؟ چه کسانی تلاش کردند که ما رنج بکشیم و خوشبخت نباشیم؟؟!
#نرگس_صرافیان_طوفان
402
Repost from ILIA HASHEMI
وضعیت سراسری ایران ۱۹ بهمن:
همچنان پیکر معترضان درحال تحویل به خانوادهها است؛ برخی پس از یک ماه تحویل داده شدند، اما برخی پیکرها شامل علائمی است که نشان میدهند اخیراً کشته شدند.
بسیاری از کسبوکارهای آنلاین از بین رفتند و درآمد صدها هزار انسان کاملاً قطع شده است.
قیمتها به شکلی چشمگیر درحال افزایش است؛ مثلاً روغن خوراکی در حدود یک ماه، بیش از دو برابر افزایش قیمت داشت.
بازداشت معترضان ادامه دارد و مشخص نیست آنها در چه شرایطی هستند، جان تمام آنان در خطر جدی است.
آنتن در برخی شهرهای کوچک (مخصوصاً شهرستانهای ایلام) همچنان قطع است و ارتباط با آنها حتی به صورت تلفنی مقدور نیست.
@iliaen
402
Repost from اختـــــــــاپــــوس
از کلمات :
« کانفیگ »
« مذاکره »
« وصلی؟ »
« پروکسی »
« فوری »
« کالابرگ »
حالم بهم میخوره.
402
Repost from مَرد سانفرانسیسکویی
کاش فقط مسئله دوومآوردن بود. با این سنگینی توی قلبم باید چیکار کنم؟ یکماه از این اتفاق گذشته اما هرروزش انگار همین دیروز بوده. این بغض و اشک به حدی تازهست که احساس میکنم هرروز دارم با چندقطره اشک کنار چشمهام زندگی میکنم. حتی وسط سادهترین کارهامم دست از باریدن نمیکشه.
402
سال اولی که از خونه دور شدم، انگار زیادی درگیر زندگی تازه بودم و فرصت اینکه دلتنگ بشم نداشتم. همهچیز جدید و هیجانانگیز بود: استقلال، آزادی، تجربههای تازه، آدمهای تازه. حس میکردم دارم خودم رو دوباره زندگی میکنم. اما هر چی بیشتر گذشت، فهمیدم تجربههای تازه جای امنی که توی خونه داشتم رو پر نمیکنن. حمایت عاطفی آدم، مخصوصاً وقتی خسته و بیانرژی میشه، یه جایی کم میاره
402
دلم برای خونهمون تنگ شده؛دلم برای غذاهای مامان تنگ شده؛ غذا درست کردن براش فقط آشپزی نیست، یه جور عشقورزیه. هر لقمهش طعم خونه میده. همین باعث شده اینجا هر چیزی رو میخورم احساس میکنم فقط “سیرم کرده”، نه اینکه بهم آرامش داده باشه
402
این چند وقت دلتنگیم یه جوری شده که هر بار مامان زنگ میزنه، هنوز سلام نکرده گلوم میسوزه. وسط کلاس بودم که زنگ زد، صداشو شنیدم و همونجا اشکام راه افتاد. نمیدونم چرا این روزها هر چیزی که یاد خونه میندازه میتونه گریهمو دربیاره.
402
مامانِ شاگرد جدیدم با اینکه خیلی جوون هست، انقدر مهربونه که محبتش رو با مامانجان خطاب دادن نشون میده.
402
چگونه خونِ تو پامالِ ماه و سال شود
که چون بهار رسد، خونِ ارغوان تازه است
چنان که ماتمِ تو کهنگی نمیگیرد
شرارِ کینهی ما نیز همچنان تازه است.🥀
- حسین منزوی
