ܟٜߺܣࡅ࣪ߺܩܢ ࡄܝܥ
Open in Telegram
+𝟭𝟴 اتـاقـ مـرگـ†🥀 * آرشیو پست ها و اتفاقات خاطره انگیز ™ کانال «جهنم سرد» بدون هیچگونه طرفداری و یا اختلافی فقط به آرشیو محتوای «قدیمی» دیسلاو میپردازد و هیچگونه جهت گیری به نفع یا ضد شخصی ندارد.
Show more279
Subscribers
-524 hours
-47 days
+5130 days
Posts Archive
اون زمانم رابطشون بهم خورده بوده کلا و از طرف خانواده هاشون همه چی تموم شده بوده
بعد از جلسه اولی که باهم صحبت میکنن چون دختره تحصیل کرده بوده و وضع مالی خیلی بهتری داشتن ی خورده شرایط بد میشه
وقتی که قضیش میپیچه ی بنده خدایی با خانواده دختر تماس میگیره و یه سری چیزایی راجب زنگی میگن که کلا خانواده دختر منصرف میشن
یه سری میگن آشنا و فامیل زنگی بوده ٫ و یه سری گفتن که آشنا و دوست بودن و میشناختن همو و مثل اینکه پسره خودش میخواسته ازدواج کنه ٫ و تالار داشتن و توی کار دکوراسیون ساختمان بودهولی هنوزم دوس نداشته بخواد بلایی سرش بیاد
و به زنگی زنگ میزنن میگن که ما الان فلان جاییم و طرفتم اینجاست
زنگیم پا میشه میره خودش ٫ که بخاطر مهراب طرفش آسیب نبینه
داستان اینطور بوده که ی سری آدم که دشمن مهراب (زنگی) بودن
و میدونستن زنگی مهرابه و کیو میخواد
آمار و آدرس «ریحانه» رو از اقای X که قبلا رفیق زنگی بوده میگیرن و میرن اونجا
