𝖫𝗂𝖳 -
Open in Telegram
- 🗻 𝖨 𝖬𝖺𝖽𝖾 𝖳𝗁𝖾𝗆 𝖱𝖾𝖺𝖽. 𝖠𝗇𝗈𝗇 - t.me/HidenChat_Bot?start=2078210877 𝖥𝗈𝗋 𝖬𝗈𝗋𝖾 - 𝖨𝖭𝖿𝖮 https://t.me/itsnowinginmyhead
Show more300
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-630 days
Posts Archive
300
سکای اصلیه، فرعیها هم بمونه برای روز آپ. درمورد ژانر هم تنها وجه اشتراکش با فیکشنهای قبلیم، رمنس بودنشه.
300
یه روز یکی ازم پرسید به نظرت چه ژانری رو نمیتونی بنویسی، منم خیلی با اعتماد به نفس گفتم چیزی نیست که نتونم بنویسم.
راستش بعد از اون حرفم کلی خودم رو مسخره کردم. اینطوری بودم که عزیزم بیا پایین. کجاها رفتی؟
امروز فهمیدم که نه، انگار خیلی هم چرت نگفتم.
از این داستان چه نتیجهای میگیریم؟ نمیدونم.
شاید نتیجهاش رو باید آخر این هفته ببینیم.
درسته. سلطان حرفهای بی سر و ته برگشته.
300
یه سری از تجربهها خیلی عجیبن.
به لحظهای که اون کارو انجام دادی فکر میکنی، چسبید، خوب بود، حداقل اون لحظه خوشحال بودی و به چیزی فکر نمیکردی.
هر ازگاهی این مدل تجربهها لازمن. لازمه که نگاههای پر از تمسخر و نگران روت باشه، لازمه که خجالت بکشی. خب تو یاد میگیری، بزرگ میشی، و در نهایت یه مدل انگیزه درونت بیدار میشه. زندگی همینه، انگیزه، اونم به هر هدفی.
حالا چی؟ از انجامش پشیمونی؟ معلومه که نه. برگردم عقب بازم انجامش میدی؟ هزاربار انجامش میدم. مدتها بود همچین حسی نداشتم. مدتها بود هیجان این جنسی زیر پوستم شعله نکشیده بود. واسه پشیمونی دیره.
ولی وایسا، تهش که چی؟ تهش قراره دهن هرکسی که این مدلی کلمو آلتی کرده سرویس کنم و آره، سخنرانی انگیزشی به من نیومده. یه سیلی خوردی؟ آفرین، خودتو جمع و جور کن و با هر روشی که بلدی دو تا سیلی بزن تو صورت طرف.
یعنی میگی بریم تو دل دراما؟ عزیز، تو خیلی وقته که تو دل درامایی.
300
قبل از اینکه شب رو بخیر کنیم و بریم، همینجا بهتون میگم که من از این به بعد ناشناسهایی که درمورد فیکشنهای جدید، سداند یا هپیاند بودنش، انگست بودن یا نبودنش باشه رو جواب نمیدم. فکر کنم به اندازهی کافی جواب داده باشم. خلاصه که اگر بازهم همچین ناشناسی دادین و من جوابتونو ندادم، کاملا حق دارین که ناراحت بشین و دیگه بوکهام رو نخونید.
