ابدےِ مَن♥︎
Closed channel
تو زادگاهِ منی! من در وجودِ تو، از آغوشِ تو، با دستهای تو در بیست و چند سالهگی بود که متولد شدم… #نـونـــسا
Show more211
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-830 days
Posts Archive
211
در یادِ من هنوز هم همانی. با چشمهایی که به اندازهی یک خاورمیانه درون آنها غم دیده میشود.
#نـونـــسا
211
از چیزهای بسیاربسیار خوب پاییز امسال اینست که، رنگ مورد علاقهم ترند شده. (یعنی رنگ قهوهیی)🤎🍂
~
211
پاییز دوستیام فراتر از آن چیزیست که بخواهم بیان کنم. من عاشقتر از عاشق، عاشق پاییزم؛ عاشق آبوهوای دودیاش، عاشق آسمان خاکستری و ابرهای پرهیاهویش، عاشق رنگها و روزهای کوتاهش، عاشق عصرهای دلگیرش… اصلاً عاشق خودِ وایب پاییزم. پاییز برای من تنها یک فصل نیست، یک حالوهوای عمیق است؛ شبیه دلتنگیهای شیرینی که آدم دلش میخواهد هیچوقت تمام نشوند. هر برگ زردی که آرام بر زمین مینشیند، انگار قصهای ناگفته از دل من را روایت میکند. بارانهای ناگهانیاش مثل بغضیست که میترکد و همهچیز را سبک میکند. من در پاییز خودم را بیشتر پیدا میکنم؛ خودِ آرام، غمگین، خسته، شاعرانه و پر از عشق. گویی این فصل، آیینهایست که روحم را تمامقد به من نشان میدهد.
🤎
#نـونـــسا
211
پاییز از راه رسیده است
با شانههای زردِ درختان
و اندوهی که در رگهای شهر میدود.
من در میان این خاموشی
نام تو را صدا میزنم
نامی که چون آتشی پنهان
تمام سرمای فصل را پس میزند.
🤎🍂
#نـونـــسا
211
پاییز که از راه میرسد، انگار دل آسمان نرمتر میتپد و زمین، لباسش را به رنگ عشق عوض میکند. باد، کلمات نگفته را با خودش میبرد و برگها، نامههای عاشقانهای میشوند که هیچوقت به مقصد نرسیدند. این فصل، یادآور همان لحظههاییست که دلت میخواهد بیهیچ دلیلِ محکمی، به کسی تکیه بدهی و بگویی: «بمان… درست مثل پاییز که هیچوقت عجلهای برای رفتن ندارد.»
#نـونـــسا
211
مسائلی که روزها از رویشان رد میشویم، شبها بدجور از رویمان رد میشوند.
#نـونـــسا
