ابدےِ مَن♥︎
Closed channel
تو زادگاهِ منی! من در وجودِ تو، از آغوشِ تو، با دستهای تو در بیست و چند سالهگی بود که متولد شدم… #نـونـــسا
Show more211
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-830 days
Posts Archive
211
بنده در حال کیفکردن هوای سرد پاییز؛ با پیدیاف کتابی، چایی، سروصدایی، آدمی و…
#نـونـــسا
211
Repost from ابدےِ مَن♥︎
این جمله را فقط دخترها درک میکنند:
کاش هیجوقت بعضی حسهایمان تبدیل به واقعیت نشود.
#نـونـــسا
211
پُر اضطرابترین اما آرامترین و امیدوارترین در حین حال ناامیدترین نسل جهانیم.
#نـونـــسا
211
یکی را آنقدر میبخشی تا دیگر دوستش نداشته باشی؛ که این بخشیدن زیادی، عشق را نمیکشد فقط خستهاش میکند.
و من این را عمیقن «با همه وجود» حس کردم.
#نـونـــسا
211
گاهی حس میکنم بخاطر آدم اشتباهی، با آدمهای درستی سروکله میزنم و میجنگم. انگار خودم را وقف کسی کردهام که حتی خودش را هم جدی نمیگیرد.
حرف میزنم، میفهمم، میبخشم… اما هر بار چیزی از من کم میشود و یکجور تهی بودنِ را در وجودم حس میکنم که نمیدانم دقیقاً از کجا منشا میگیرد. این حس شبیه ایستادن در مسیر باد است؛ هم خسته میشوی، هم جلو نمیروی؛ که من خیلی خستهتر از آنم که بگویم که بگویم «خستهام»!
پن: بهنظرم گاهی باید پذیرفت بعضی آدمها فقط پلاند، نه مقصد و پل را باید گذشت، حتی اگر زیبا باشد…
#نـونـــسا
211
«وقتی به سرنوشت نهایی همهچیز نگاه میکنی،
فایدهای در این همه جنجال نمیبینی...»
اروین دیالوم
211
ای غروب،
تو آخرین آهِ زمین در سینهی آسمانی.
تمام رنگهایت بوی پایان میدهند
و من در تو، به یاد میآورم
که هیچ چیز ماندنی نیست
جز زخمِ ناپیدای عبور.
تو با دستانِ سرخ خود
پرده را بر صورت خورشید میکشی
و با آن سکوتِ سوزان،
تمام جهان را به سوگواریِ بینام مینشانی.
غروب،
تو یادآور مرگی هستی
که هر روز اتفاق میافتد
و هیچکس جدی نمیگیردش.
#نـونـــسا
