en
Feedback
ابدےِ مَن♥︎

ابدےِ مَن♥︎

Closed channel

تو زادگاهِ منی! من در وجودِ تو، از آغوشِ تو، با دست‌های تو در بیست و چند ساله‌گی بود که متولد شدم… #نـونـــسا

Show more
211
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-830 days
Posts Archive
مثل همیشه قشنگ🫶🏻🌱💙.

🌑.
+1
🌑.

«تو به این آسانی‌ها، به این زودی‌ها از دست مه خلاصی نداری.»
-از گفتگوی ما➰

نمی‌دانم صدایت چی دارد که تا می‌شنوم سبک، آرام، بی‌خیال، بی‌اندوه و رها می‌شوم. پ‌ن: که در نتیجه خوابم می‌گیرد.

«تو به این آسانی‌ها، به این زودی‌ها از دست مه خلاصی نداری.»
-از گفتگوی ما➰

-گفت➰
«تو به این آسانی‌ها، به این زودی‌ها از دست مه خلاصی نداری. »

کاش می‌توانستم صدایت را بخورم😁.

تصدق صدایت می‌شوم که این‌قدر آشوب درونم را در نرمیِ نجواهایت به سکوتِ شیرین بدل می‌کند و مرا تا خیالِ کنارتوبودن می‌برد و سبک
تصدق صدایت می‌شوم که این‌قدر آشوب درونم را در نرمیِ نجواهایت به سکوتِ شیرین بدل می‌کند و مرا تا خیالِ کنارتوبودن می‌برد و سبک‌بال و آرام می‌کند. ➰🥹🫂
#نـونـــسا

که فعلا‌ً نه کتابی، نه جایی، نه سرِ در دسترس دارم که بخواهم از پاییز نهایت حظ را ببرم:/

این روزهای پاییزی، دلم عمیقن کتاب‌خواندن می‌خواهد؛ از همان‌هایی که بی‌دغدغه چای را دم کنم، چاکلیت را بردارم، پتو را دَورم بپیچم و ساعت‌ها بنشینم و غرق شوم در جهانِ واژه‌ها، جایی که زمان معنا ندارد و بارانِ بیرون تنها موسیقیِ پس‌زمینه‌ای‌ باشد برای خیال‌پردازی‌هایم. صفحه‌ها یکی‌یکی ورق بخورند، و من در میانِ خطوطِ ریز و جمله‌هایِ بلند، خودم را پیدا کنم یا گم کنم، نمی‌دانم. فقط بدانم که این سکوتِ آرام، بویِ چای تازه و گرمای پتو، پناهی‌ست از هیاهویِ روزمرگی که این روزها مجالِ نفس‌کشیدن را هم تنگ کرده است. دلم می‌خواهد میانِ سطرها پنهان شوم، بی‌آن‌که کسی سراغم را بگیرد، بی‌آن‌که گوشی زنگ بزند یا فکری مزاحمم شود. فقط من باشم و کلمات، که مثل موجی آرام، مرا از این جهانِ پرهیاهو جدا کنند و ببرند به جایی دور، جایی که آدم‌ها هنوز صادق‌اند، عشق بویِ باران می‌دهد و هیچ‌چیز برای به‌دست‌آوردن نیست، چون همه‌چیز همین حالا در دلِ لحظه است. 🥺📚🍁
#نـونـــسا

من تنها عاشق تو نیستم، من به تو مؤمن‌‌ام همانطور که انسان با اصل و نسب به وطن ایمان دارد.
#نـونـــسا

ما.➰
ما.➰

قصه کوتاه: «ماجرا از جایی شروع شد که چشم‌هایت را دیدم.»
#نـونـــسا

🪞.
+1
🪞.

از او شَو دگه:)🔓🖇️🤍
+2
از او شَو دگه:)🔓🖇️🤍

🔎🖤.

یادم رفت بگویم که: از یک‌سنِ به بعد همه کتاب‌ها را تنهایی باید بخوانی، فلم‌هارا تنهایی ببینی، قهوه‌ها را تنهایی بنوشی، سرک‌ها را تنهایی قدم بزنی، آهنگ‌ها را تنهایی گوش کنی و پاییز را… آه پاییز! آه! می‌خواستم بگویم پاییز را تنهایی سر کنی، اما نه نمی‌شود. اصلاً ممکن نیست که پاییز را تنهایی سر کرد و دق‌دلی‌هایش را نادیده گرفت و تنهایی غروب‌هایش را تماشا کرد…
حالا پاییز را خودتان تکلیفش را روشن کنید.

از یک سنِ به بعد همه راه‌ها را باید خودت تنهایی طی کنی. همه درد‌ها را تنهایی به دوش بکشی، همه رنج‌ها را تنهایی روی پشتت کوله کنی، همه غصه‌ها را تنهایی بخوری، همه برنامه‌ها را تنهایی بچینی و همه رویاها را تنهایی ببافی. از یک سنِ به بعد، واقعاً خودِ خودت با خودت تنهای تنهایی.
و من انگار حوالی همین سن‌ ام.
#نـونـــسا

- چی خدمت کنم برت؟ + بغلم کن، همین!
- از گفتگوی ما➰

- چی خدمت کنم برت؟ + بغلم کن، همین!
- از گفتگوی ما➰