en
Feedback
گزین‌نوشت

گزین‌نوشت

Open in Telegram

گزیده‌ها و تحلیل‌هایی شخصی بر مکتوبات حول فلسفه، سیاست و اقتصاد

Show more
Iran129 336The category is not specified
234
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+130 days

Data loading in progress...

Attracting Subscribers
May '26
May '260
in 0 channels
April '26
+1
in 0 channels
Get PRO
March '26
+2
in 0 channels
Get PRO
February '26
+10
in 2 channels
Get PRO
January '26
+5
in 2 channels
Get PRO
December '25
+6
in 0 channels
Get PRO
November '25
+58
in 5 channels
Get PRO
October '250
in 0 channels
Get PRO
September '250
in 0 channels
Get PRO
August '250
in 0 channels
Get PRO
July '250
in 0 channels
Get PRO
June '25
+12
in 0 channels
Get PRO
May '250
in 0 channels
Get PRO
April '250
in 1 channels
Get PRO
March '250
in 0 channels
Get PRO
February '250
in 0 channels
Get PRO
January '250
in 0 channels
Get PRO
December '240
in 0 channels
Get PRO
November '240
in 0 channels
Get PRO
October '240
in 0 channels
Get PRO
September '240
in 0 channels
Get PRO
August '240
in 0 channels
Get PRO
July '24
+11
in 0 channels
Get PRO
June '240
in 0 channels
Get PRO
May '240
in 0 channels
Get PRO
April '240
in 0 channels
Get PRO
March '240
in 0 channels
Get PRO
February '24
+175
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
18 May0
17 May0
16 May0
15 May0
14 May0
13 May0
12 May0
11 May0
10 May0
09 May0
08 May0
07 May0
06 May0
05 May0
04 May0
03 May0
02 May0
01 May0
Channel Posts
Repost from A New Liberty
نفی دولت، حمایت از وضع موجود است؟ ✍️ مهران خسروزاده این روزها که جز نظاره کاری از ما برنمی‌آید، نوشتن درباره برخی موضوعاتی که به آینده موکول کرده بودم را آغاز کرده‌ام. در این وانفسا قصد دارم به یکی دیگر از اتهاماتی بپردازم که هر از چندگاهی از سوی راست‌ها مدعی لیبرالیسم در سراسر جهان، از جمله ایران ، علیه تعمیم‌های منطقی اصول لیبرال مطرح می‌شود. یکی از این استدلال‌های رایج بیان می‌کند که تعمیم منطقی اصول بنیادین لیبرالیسم/لیبرتارینیسم تا سر حد نهایی آن، یعنی نفی دولت و ورود به آنارشیسم مالکیت خصوصی، با عدم تمایز میان یک دولت «بد» و یک دولت «خوب»، در نهایت به بی‌عملی و حفظ وضع موجود رای می‌دهد. در نگاه اول، این استدلال منطقی و درست به نظر می‌رسد. اگر هدف بی‌دولتی است، پس اساسا چرا باید برای جایگزینی دولت حاضر با دولتی دیگر تلاش کرد؟ کلید فهم این مغالطه در اشتباه گرفتن هدف سیاسی و استراتژی دستیابی به آن است. لیبرالیسم به عنوان یک ایدئولوژی سیاسی رادیکال پا به عرصه وجود گذاشت. لیبرال‌ها علی‌رغم باور فروتنانه به این موضوع که «ما همه چیز را نمی‌دانیم»، در تلاش برای غایت سیاسی خود، یعنی آزادی، سازش‌ناپذیر ظاهر می‌شوند. لرد آکتون در این باره می‌گوید که «لیبرالیسم بی توجه به آنچه که هست صرفا آنچه که باید را آرزو می کند.» علت این سازش‌ناپذیری در پیگیری غایت سیاسی، لجاجت، خیره‌سری یا آرزوهای خام نیست. لیبرال‌ها معتقدند که وضع ناعادلانه موجود به این خاطر پابرجاست که منافع گروه‌های ذی‌نفوذ فعلی را به انحای مختلف تامین می‌کند. بنابراین راه‌حل‌های سازش‌کارانه و تدریجی، در نهايت به بازتولید ساختارهایی منجر خواهد شد که منافع این گروه‌های قدرت را بازتولید می‌کند. به بیان صریح‌تر، تدریجی‌گرایی در تئوری، دستورالعمل تداوم وضع فعلی در عمل است. لیبرالیسم‌ در این معنا رادیکال است؛ یعنی به آن ریشه‌های نهایی وضع موجود حمله‌ می‌برد که ویژگی‌های نامطلوب آن را حاصل کرده‌اند. بنابراین، آزادی ستاره قطبی یک لیبرال است که در طوفان‌های سردرگم‌کننده روزگار، راه را به باورمندان این ایدئولوژی سیاسی نشان می‌دهد. با این حال، اصرار بر این یگانه هدف سیاسی، به معنای کنار گذاشتن شم عملگرایانه و نادیده گرفتن فرصت‌های موجود جهت یک گام نزدیک‌ شدن به غایت سیاسی نیست. به عبارت ديگر، اگر یک نحله سیاسی بی‌دولتی را مصداق تحقق آزادی می‌داند و کمتر از آن رضایت نمی‌دهد، به معنای این نیست یک وضعیت مطلوب‌تر را به خاطر عدم تطبیق با این غایت‌نهایی، به وضع موجود ترجیح نخواهند داد. موری روتبارد، به عنوان نظریه‌پرداز این ایده، در این باره می‌نویسد:
بنابراین اگر لیبرتارین باید خواستار الغای فوری دولت به عنوان منبع سازمان‌یافته تجاوز باشد و اگر تدریجی‌گرایی در نظریه با هدف اصلی در تناقض است و در نتیجه مجاز نیست، یک لیبرتارین در جهانی که در آن دولت‌ها همگی همچنان با قدرت وجود دارند باید چه موضع استراتژیک دیگری اتخاذ کند؟ آیا او الزاما باید خودش را به حمایت از الغای فوری دولت محدود کند؟ آیا خواسته‌های مطرح شده در دوران گذار، که در عمل گام‌هایی به سوی آزادی هستند، نامشروع‌‌اند؟ بدون شک پاسخ منفی است، زیرا در این صورت، به طور واقع بینانه، هیچ امیدی برای دستیابی به هدف نهایی وجود نخواهد داست. بنابراین لیبرتارینی که مشتاق است در سریع‌ترین زمان ممکن به هدف خود برسد وظیفه دارد تا هر چه بیشتر شیوه اداره جامعه را به سمت آن هدف سوق دهد.
با این توضیحات، باید روشن شده باشد که بی‌عملی ناشی از باور به عدم مشروعیت دولت، بیش از آن که یک انتقاد واقعی به لیبرالیسم/لیبرتارینیسم باشد، یک مصادره به مطلوب ناشیانه جهت تخطئه ایده‌هایی است که باب میل ما نیست، اما به دلایلی واضح، مدعی برند آن هستیم. @Mehrannotes

2
کلاوزوبتس در تاریخ جهان مدرن فرد بسیار مهمی‌ست. طراحان جنگ بزرگ (جنگ جهانی اول) پایشان را بر دوش ایده‌های او‌ نهادند و ذهن آلمانی‌ها را برای شروع جنگی که دنیا را برای همیشه تغییر داد ، آماده کردند. به عبارتی می‌شود او را پدر معنوی میلیتاریسم آلمانی محسوب کرد.
91
3
جنگ فعالیتی‌ست سیاسی و باید از سوی رهبران ملت هدایت شود. کارل فون کلاوزویتس (۱۷۸۰-۱۸۳۰) نظامی و نظریه پرداز پروسی نویسنده‌ی ک
جنگ فعالیتی‌ست سیاسی و باید از سوی رهبران ملت هدایت شود. کارل فون کلاوزویتس (۱۷۸۰-۱۸۳۰) نظامی و نظریه پرداز پروسی نویسنده‌ی کتاب؛ درباره‌ی جنگ
85
4
اگر فرصت خواندن و یا توان تهیه‌ی کتاب را ندارید ازین گنجینه‌ی بینش و رویکرد انسانی به انسان و اقتصاد به سعی جناب محمد نادی بهره ببرید. https://t.me/human_action
141
5
وقتی می‌گوییم «تغییر باور عمیق یک فرآیند است، نه یک اتفاق»، منظور این است که معمولاً تغییر واقعی، لایه‌به‌لایه و در طول زمان رخ می‌دهد. اما این به این معنا نیست که تغییر ناگهانی در ظاهر کاملا محال است. فقط نادرتر است و عیان نشده و پشت صحنه‌اش معمولاً یک فرآیند پنهان وجود دارد. بسیاری از تغییرات ناگهانی، درواقع نتیجه‌ی هفته‌ها یا ماه‌ها تردید درونی، انباشته شدن شواهد متناقض، به علاوه فشار روانی ناشی از ناهمخوانی باورها و واقعیت‌هاست. درواقع تصمیم ممکن است در یک روز گرفته شود، اما دودِ تردید از مدت‌ها قبل در ذهن طرف بوده است. سه نوع تغییر داریم: ۱- تغییر از نوع «فهمیدم اشتباه کردم»، تغییر پایدار و عمیق است. این فرد مثل کسی است که مدت‌ها با یک نقشه اشتباه رانندگی کرده و حالا متوجه شده جاده را اشتباه آمده است. این آدم گارد نمی‌گیرد. نمی‌خواهد ثابت کند که «قبلاً هم همین را می‌گفتم». خیلی صادقانه می‌گوید:«من فکر می‌کردم مسیر این است، اما شواهد نشان داد که اشتباه می‌کردم.» چرا قابل اعتماد است؟ چون تغییرش روی «فکر» بنا شده نه «جو». او حاضر است بپذیرد که قبلا اشتباه کرده (حتی اگر بابت این اعتراف، دیگران مسخره‌اش کنند). ۲- تغییر هیجانی پس از یک شوک است. یک رویداد تکان‌دهنده (مرگ، بحران، افشاگری، تجربه شخصی) باعث شکستن چارچوب قبلی می‌شود. تصور کنید کسی بعد از دیدن یک تصادف وحشتناک، ناگهان تصمیم می‌گیرد دیگر هرگز تند نراند. این تغییر با گریه، فریاد یا احساسات شدید همراه است. فرد به شدت تحت تاثیر یک اتفاق (مثل از دست دادن یک عزیز یا یک شکست بزرگ) قرار گرفته است. چرا باید با احتیاط به او نگاه کرد؟ چون وقتی اثر آن شوک فروکش کند، احتمال دارد فرد دوباره به عادت‌های قدیمی‌اش برگردد. این آدم‌ها در آن لحظه دروغ نمی‌گویند، اما تضمینی نیست که وقتی حالشان خوب شد، باز هم همین‌طور فکر کنند. درواقع پایدار بودنش بستگی به بازنگری بعدی دارد. ۳- تغییر، ابزاری و تاکتیکی است. این فرد باورش را عوض نکرده، بلکه فقط ماسک جدید زده است. مثل کسی که در جمعِ گیاه‌خواران می‌گوید من عاشق پایداری محیط‌زیستم و از گوشت متنفرم، اما به محض اینکه تنها می‌شود کباب سفارش می‌دهد! تغییرش دقیقا زمانی اتفاق می‌افتد که سودی در کار باشد یا بخواهد از فشاری فرار کند. او نمی‌تواند توضیح دهد که چرا فکرش عوض شده، فقط ادای آدم‌های جدید را در می‌آورد. چرا قابل اعتماد نیست؟ چون قطب‌نمای او حقیقت نیست، منفعت است. با تغییر جهت باد، او هم جهت خود را عوض می‌کند. اگر کسی ادعا کرد که «من عوض شده‌ام»، به جای اینکه حرفش را فورا قبول یا رد کنید، سه نکته را در نظر بگیرید. اولی، هزینه است. آیا این تغییر برایش آب می‌خورد یا برایش نان دارد؟ اگر کسی تغییری کرده که باعث شده دوستانش را از دست بدهد یا موقعیتش به خطر بیفتد، احتمالاً واقعی است. اما اگر تغییرش باعث شده عزیزتر شود یا پستی بگیرد، کمی صبر کنید! دومی، استدلال است. آیا می‌تواند مسیر را نشان دهد؟ اگر از او بپرسید «چه شد که نظرت عوض شد؟» و او بتواند مراحل شک کردن و قانع شدنش را توضیح دهد، یعنی روی این تغییر کار کرده است. سومی، زمان است. آیا این فقط یک موج است؟ زمان بهترین قاضی است. آدم‌ها نمی‌توانند برای مدت طولانی نقش بازی کنند. درنهایت، تغییر واقعی، بی‌صدا و همراه با نوعی سنگینی و وقار است. کسی که واقعاً تغییر کرده، نیازی ندارد با فریاد و شعار آن را به دیگران ثابت کند. رفتار جدید او خودش به حرف می‌آید. #AS
126
6
قتل تاریخ - طیف دروغین چپ و راست و نبرد میان "چپ دولتگرا" و "چپ آزاد" نوشته: L. K . Samuels ترجمه شده توسط: طاها دوست‌محمدی منتشر شده در لرن کست @LearnCast
94
7
در‌جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که همه‌ی کارها شبیه کار در اردوگاه مرگ است تئودور آدرنو نظریه‌پرداز و‌ متفکر مارکسیستِ مکتب فرانکفو
در‌جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که همه‌ی کارها شبیه کار در اردوگاه مرگ است تئودور آدرنو نظریه‌پرداز و‌ متفکر مارکسیستِ مکتب فرانکفورت در‌مصاحبه با ماکس هورکهایمر زمستان ۱۹۵۶
151
8
«دموکراسی تمایل دارد بسیاری از افراد را به موجوداتی کودک‌وار بدل سازد، به گونه‌ای که آن‌ها را به این باور وامی‌دارد که تمامی
«دموکراسی تمایل دارد بسیاری از افراد را به موجوداتی کودک‌وار بدل سازد، به گونه‌ای که آن‌ها را به این باور وامی‌دارد که تمامی مسائل اجتماعی و اقتصادی می‌تواند به سرعت و سهولت مرتفع گردد، مشروط بر آن‌که رهبران شایسته از طریق فرآیند انتخاباتی برگزیده شوند، پول جدید چاپ شود و یا ثروت از یک گروه جمعیتی به گروه دیگر بازتوزیع گردد.» هانس هرمان هوپه نظریه‌پرداز و فیلسوف آلمانی
1 047
9
Booker Ngesa Omole بوکر اوموله دبیر کل حزب کمونیست-مارکسیست کنیا
Booker Ngesa Omole بوکر اوموله دبیر کل حزب کمونیست-مارکسیست کنیا
1 007
10
در باب آنچه چپ‌گرایی با کشورها می‌کند. ۱۹۶۰-۱۹۷۹+1
در باب آنچه چپ‌گرایی با کشورها می‌کند. ۱۹۶۰-۱۹۷۹
237
11
محمدحسین محبی در شبکه افق.
محمدحسین محبی در شبکه افق.
34
12
انتشار فایل‌های موسوم به جفری اپستاین نشان می‌دهد که سیاستمداران و اهالی قدرت، علاوه بر متجاوز به مال شهروندان، گروهی پدوفیل،
انتشار فایل‌های موسوم به جفری اپستاین نشان می‌دهد که سیاستمداران و اهالی قدرت، علاوه بر متجاوز به مال شهروندان، گروهی پدوفیل، سادیست و بیمار جنسی خطرناک نیز هستند.
368
13
No text...
247
14
No text...
388
15
«حکومت وحشت» ژوئن ۱۹۷۹ جلسه‌ی حزب بعث مدتی کوتاه پس از برکناری حسن‌البکر و به قدرت رسیدن صدام حسین. صدام حسین پشت میکروفن می‌رود و در حالی که سیگار برگ را دود نی‌کند می‌گوید: «در حزب بعث، خیانت رخ داده… توطئه‌ای علیه رهبری و انقلاب وجود دارد!» سپس فردی از اعضای حزب را بالا می‌آورند تا با صدای لرزان اعتراف کند عده‌ای از اعضای حزب با سوریه و دشمنان در ارتباط بوده‌اند. پس از این صدام حسین اسم فرادی را از روی لیست می‌خواند تا برخیزند و سالن را ترک کنند. افراد پس از خروج بلافاصله توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده و به زندان فرستاده شدند، برخی همان شب و برخی مدتی بعد اعدام شدند؛ چیزی بین ۶۰ تا ۷۰ نفر. این جلسه فقط «پاکسازی» نبود؛ یک نمایش حساب‌شده بود: 1. به حزب بعث: «هیچ‌کس مصون نیست» 2. به ارتش: «وفاداری یا مرگ» 3. به مردم: «من مطلقاً حاکم هستم» 4. به آینده: «این سیستم با وحشت اداره می‌شود». بعدها حتی تعداد دیگری از افرادی که صدام‌حسین را در جلسه تشویق کردند و شعار دادند هم به.صف اعدامیان پیوستند. این نمایش وحشت امروزه تبدیل شده به یک نمونه‌ی کلاسیک از حذف شرکای قدیمی، ایجاد وحشت عمومی و حکومت از طریق ترور روانی. گزین‌نوشت
378
16
No text...
330
17
No text...
1
18
Very rare footage Saddam Hussein reads out the names of traitors -1979 Just days after taking power, Saddam Hussein publicly
Very rare footage Saddam Hussein reads out the names of traitors -1979 Just days after taking power, Saddam Hussein publicly read out the names of “traitors.” Those who were called were forced to leave the hall, Many were later arrested or executed. The rest watched in fear. 🔗 Saffron Sniper (@Saffron_Sniper1) 📲 @twittervid_bot
1
19
«حکومت وحشت» ژوئن ۱۹۷۹ جلسه‌ی حزب بعث مدتی کوتاه پس از برکناری حسن‌البکر و به قدرت رسیدن صدام حسین. صدام حسین پشت میکروفن می‌رود و در حالی که سیگار برگ را دود نی‌کند می‌گوید: «در حزب بعث، خیانت رخ داده… توطئه‌ای علیه رهبری و انقلاب وجود دارد!» سپس فردی از اعضای حزب را بالا می‌آورند تا با صدای لرزان اعتراف کند عده‌ای از اعضای حزب با سوریه و دشمنان در ارتباط بوده‌اند. پس از این صدام حسین اسم فرادی را از روی لیست می‌خواند تا برخیزند و سالن را ترک کنند. افراد پس از خروج بلافاصله توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده و به زندان فرستاده شدند، برخی همان شب و برخی مدتی بعد اعدام شدند؛ چیزی بین ۶۰ تا ۷۰ نفر. این جلسه فقط «پاکسازی» نبود؛ یک نمایش حساب‌شده بود: 1. به حزب بعث: «هیچ‌کس مصون نیست» 2. به ارتش: «وفاداری یا مرگ» 3. به مردم: «من مطلقاً حاکم هستم» 4. به آینده: «این سیستم با وحشت اداره می‌شود». بعدها حتی تعداد دیگری از افرادی که صدام‌حسین را در جلسه تشویق کردند و شعار دادند هم به.صف اعدامیان پیوستند. این نمایش وحشت امروزه تبدیل شده به یک نمونه‌ی کلاسیک از حذف شرکای قدیمی، ایجاد وحشت عمومی و حکومت از طریق ترور روانی.
1
20
📝 بیانیه: مسعود یوسف‌ حصیرچین را آزاد کنید جمعی از نویسندگان، پژوهشگران، مترجمان و روزنامه‌نگاران در بیانیه‌ای خواستار آزادی
📝 بیانیه: مسعود یوسف‌ حصیرچین را آزاد کنید جمعی از نویسندگان، پژوهشگران، مترجمان و روزنامه‌نگاران در بیانیه‌ای خواستار آزادی مسعود یوسف‌حصیرچین، مترجم و نویسنده، شدند. ◽️ به گزارش اکوایران، در این بیانیه آمده است: «ما امضاکنندگان این بیانیه، با ابراز نگرانی از بازداشت مسعود یوسف حصیرچین، مترجم و نویسنده، امیدوار و خواستار آزادی این پژوهشگر هستیم. آنچه ما می‌دانیم و دیده‌ایم فعالیت‌های این پژوهشگر همواره ماهیتی فرهنگی و علمی داشته و در راستای گسترش آگاهی و گفت‌وگوی فرهنگی بوده است. حمایت از آزادی اهل قلم، حمایت از فرهنگ و آینده‌ای انسانی‌تر برای جامعه ایران است». امضا کنندگان: موسی غنی‌نژاد، محمدمهدی بهکیش، ابراهیم صحافی، علی فرحبخش، محمد طاهری، مرتضی کاظمی، پویا جبل‌عاملی، محمدحسین شاوردی، مصطفی صادق، مهدی نوروزیان، مهدی تدینی و... لیست کامل امضاکنندگان 📺 @ecoiran_webtv
25