dístαnt mσσn
Open in Telegram
535
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
535
Repost from Jᥔnbumiz
★ . داستان از جاي شروع شد که یونجون براي ادامهی تحصیل مجبور شد به سئول برگرده و دو سال باقی مونده رو اونجا ادامه بده !! تا اینکه به صورت اتفاقي با پسري آشنا میشه که اونو دیوونه خطاب میکنن و این باعث میشه یونجون کنجکاو دنبال دلیل اون بگرده.
535
Repost from 🔒
⋆ ˚。⋆୨୧˚Hold on to me˚୨୧⋆。˚ ⋆
تاحالا جرئت حقیقت بازی کردین ؟
بازی خوبیه اما همیشه هم خیلی فان نیست و ممکنه خطرناك باشه. و این وقتی اتفاق می افته که سرنوشت هوس میکنه باهات بازی کنه، مثل حالا که حوصلهش سر رفته و مهره هاش رو پیدا کرده...
چوی یونجون و چوی بومگیو، دوتا پسر دبیرستانی که مثل رنگهای سیاه و سفید، تفاوتهای زیادی باهم دارن. اولی غرق شهوت و تاریکی، یه جگوار وحشی که درون جنگل رهاست و دومی معصوم و پر از روشنایی، یه قوی باهوش و زیبا اما حبس در قفس مجللی از پول و بدون هیچ آزادی.
واسه بازی مهرهی سفید و سیاه آماده اید؟
: ➛Part 62
#HOTM
