خاطِرات .
Open in Telegram
- خاطراتی که با نوشتن مرور میشن . https://t.me/iRoChatBot?start=sec-bgciiddecb
Show more616
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-530 days
Posts Archive
616
و سوى چشمانت
جهانى شد در من
كه پيش از آن نمى شناختمش...
نور نگاهت
آفتاب روزهاى خاموشم شد،
و من
دوباره متولد شدم
از دل آن سكوت، با روحى تازه
كه فقط در آينهی تو
خودش را شناخت.
616
و سوى جشمانت
جهانى شد در من
كه پيش از آن نمى شناختمش...
نور نگاهت
آفتاب روزهاى خاموشم شد،
و من
دوباره متولد شدم
از دل آن سكوت، با روحى تازه
كه فقط در آينهی تو
خودش را شناخت.
616
دیگران میتوانند وقایع را به طور غیرمنتظرهای نشان دهند و به شوخی بگذرانند؛
اما برای من همه چیز بیش از حد جدی است. من همیشه رنج ها و ترس ها را بیش از حد حس،و این استعداد نهس،راه را برای هر گونه آسودگی وسبک سری میبست...
