اخبار ساوه و زرندیه
Open in Telegram
اخبار ساوه ساوه شهری با تمدن چند هزار ساله اخبار روز ساوه را در اینجا دنبال کنید
Show more494
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
Repost from N/a
پرچَمَم من، نِماد عزت و عشق
بر وجودم نشسته بوسهی ماه
غرق نورم که بر تنم دارم
نام جان بخش زندگی، «الله»
کوهی از سر به پای من افتاد
تا سرِ پا بمانم ای مردم
رقص خون دیدهام در آتش تا
دست شَرّ از سرم شود کوتاه
شرفم، غیرتم، غرور و امید
کفنم من برای هرچه شهید
در کنار شکوه صبح سپید
دیدهام روزهای تلخ و سیاه
اُف به اندیشه و شرافتتان
شوکّه شد شیعه از حماقتتان
سوخت قلب ولیّ امر جهان
سوختم تا درون دانشگاه
بس کنید این خیال بافی را
وَهم و افکار انحرافی را
شِرّ و وِرهای بی قوافی را
بشناسید راه را از چاه
فتنهها پشت فتنهها رفتند
لاتهای پُر ادعا رفتند
زورگویان بی حیا رفتند
ماندهام من به کوری بدخواه
آنچه جاوید مانده قرآن است
صبح امید بعد طوفان است
"شاه" بودن که بچه بازی نیست
در دو عالم علی است شاهنشاه
چشم امّیدِ شیعه سیّد علی است
فاتح هر نبرد و هر جملی است
لحظه خشم ناب حیدریش
ای خوارج! کجاست جای پناه!؟
او نِماد حقیقت محض است
در زمان قیام شیطانها
مژده دارد ظهور نزدیک است
میرسد وعدهی خدا از راه
اگر قرار بود دغدغه «ایدههای نو» داشته باشید، چرا در ماههای پایانی عمر شورا یادتان افتاده؟
سفری یکروزه به قم و بازدید از چند مجموعه، وقتی ارزش دارد که پشت آن برنامه، اراده و کارنامهای روشن باشد؛ نه وقتی بیشتر شبیه گزارشسازیهای دقیقه نودی است.
شورایی که چهار سال فرصت داشته، اگر قرار بود تحولی رقم بزند، باید از همان سال اول سراغ نوآوری و مشارکت نخبگان میرفت؛ نه حالا که بوی انتخابات بعدی به مشام میرسد.
متأسفانه تجربه سالهای گذشته نشان داده که اولویت بسیاری از شما نه برنامهمحوری، بلکه رأیآوری در هر دوره بوده است.
ساوه کمبود نخبه ندارد؛ از جوانان خلاق و استارتاپی گرفته تا متخصصان مدیریت شهری، عمران، فرهنگ و اقتصاد.
اما مشکل، تفکر سنتی و نگاه بستهای است که شورا را به حلقهای محدود تبدیل کرده؛ حلقهای که بیشتر از تخصص، «همصدایی» را میپسندد.
کار گروهی، سعهصدر و استفاده از نظر مخالف، از ملزومات یک شورای کارآمد است؛ اما آیا واقعاً در این سالها شاهد چنین رویکردی بودهایم؟
به جای جذب نیروهای متخصص و مستقل، بارها دیدهایم افراد مجیزگو و کمتجربه در اطراف برخی اعضا نقش «مشاور» گرفتهاند.
حالا یک سؤال روشن:
خروجی این همه حکم مشاوره چه بوده است؟
کدام گره اساسی شهر باز شده؟
کدام تصمیم کارشناسی، مشکل مزمن ساوه را حل کرده؟
اگر قرار است الگوبرداری کنید، قبل از هر چیز از «فرهنگ کار حرفهای و پاسخگویی» الگوبرداری کنید؛
نوآوری فقط بازدید نیست، جسارت در تغییر رویههای غلط و کنار گذاشتن باندبازیهای فرسوده است.
مردم ساوه گزارش سفر نمیخواهند؛
کارنامه عملی، شفاف و قابل دفاع میخواهند
🆔@akhbarsaveh_ir
🆔@akhbarsaveh_ir
🆔@akhbarsaveh_ir.
📕حکایت:
پادشاهی در شبی سرد از قصر بیرون آمد. هنگام بازگشت، سربازی پیر را دید که با جامهای اندک در سرمای بیرحم نگهبانی میداد.
پرسید: «سردت نیست؟»
پیرمرد گفت: «سردم هست، ای پادشاه، اما ناچارم تحمل کنم.»
پادشاه وعده داد: «اکنون به قصر میروم و یکی از لباسهای گرم مرا برایت میآورند.»
پیرمرد شاد شد و سپاس گفت… اما وعده فراموش شد.
صبح روز بعد، جسد یخزده پیرمرد در حوالی قصر یافت شد و در کنارش نوشته بود:
«ای پادشاه! من هر شب با همین جامه اندک سرما را تاب میآوردم؛ اما وعدۀ تو مرا از پای درآورد.»
📌استنتاج:
این حکایت، حکایت سرما نیست؛ حکایت وعدههای فریبکارانه است. آدمی گاه با رنج میسازد، اما با امیدی که دروغین است، فرو میریزد. آنچه پیرمرد را کشت، سرمای زمستان نبود، سرمای بیوفایی و فریب بود.
و چه تلخ که این قصه امروز، در کوچهها و میادین ما تکرار شد:
کسانی که مردم را به خیابان فراخواندند، گفتند: «مراکز قدرت را اشغال کنید»، دم از «پیروزی نزدیک» زدند و از «همراهی انبوه نیروهای مسلح» سخن راندند، وعدههایی که دروغ بود و بس…
نه کمکی آمد، نه پشتیبانیای، و آنچه آمد، تنها گلوله و زندان، اشک مادران و خاموشی گورستانها بود.
هر واژه اگر راست نباشد، میتواند حکم مرگ هزاران انسان بیگناه را داشته باشد.
تاریخ سختگیر است: آن که امید مردم را ابزار سیاست میکند و خود از پاسخگویی میگریزد، تنها خطا نکرده است؛ او به خون، وامدار است.
🆔@akhbarsaveh_ir
🆔@akhbarsaveh_ir
🆔@akhbarsaveh_ir
🖊ما شکست خوردیم
✍️ محمد فاضلی
غم کشته و مجروح شدن هزاران ایرانی هموطن، قربانیان خشونت سیاسی، چنان سنگین است که نفس را در سینه حبس و غم را بر سر و روی زندگی آوار میکند. تسلیت گفتن و تقبیح خشونت سیاسی کمترین کار است. تاریخ ایران دههها درگیر این واقعه و زیر بار آوار این فاجعه خواهد بود.
اما در این روزها، غیر از غم آن هزاران کشته و مجروح، غصه عمیقی همه وجودم را گرفته است. تردید ندارم که دهها تن دیگر نیز چون من در چنین غم و بُهتی فرو رفتهاند. غم و نکبت «ما شکست خوردیم.»
ما – همه کسانی که عمرمان را گذاشتیم تا ایران به این نقطه نرسد – شکست خوردیم. ما که عمده اوقات عمر را صرف کردیم تا لابهلای کتابها راههای مهار خشونت و توسعه ایران را بجوییم، و به هزاران زبان به گوش خلایق – از جمله حاکمان – برسانیم و راه متفاوتی از زیستن را بشناسانیم و بسازیم، شکست خوردیم.
ما عمری را صرف خواندن، نوشتن و گفتن درباره دموکراسی و سیاست و مدیریت غیرخشونتآمیز کردیم، اما ایران امروز به دامان یکی از بزرگترین مصادیق خشونت سیاسی تاریخ معاصر درغلتید.
ما عمری را صرف کاوش در اندیشههای توسعه و تلاش برای آزمودن ایران با سنگ محک اندیشه توسعه کردیم و ایران امروز به یکی از بحرانیترین لحظات بحران اقتصادی، فقر و بسته شدن روزنههای توسعه رسیده است؛ و شاید صرفاً به تداوم بقا چشم دوختهایم.
ما عمری را صرف تحلیل اجتماعی محیطزیست، کنشگری محیطزیستی و تلاش برای تحلیل سامانههای حکمرانی محیطزیستی کردیم و دست آخر ایران عزیز ما در یکی از بدترین وضعیتهای محیطزیستی فرو رفته است.
ما به هر زبانی که میدانستیم درباره خطرناک بودن گذاشتن بارهایی فراتر از توان ژئوپلتیک-ژئواکونومیک ایران بر دوش این سرزمین و مردمانش نوشتیم، هشدار دادیم و فریاد کشیدیم؛ و عاقبت آنچه عاید ما شده است، درافتادن در خطرناکترین بحران ژئوپلتیک ایران از شهریور ۱۳۲۰ تاکنون است.
عمری را برای خواندن، تحلیل کردن، نوشتن و فریاد زدن درباره ضرورت ساختن ظرفیت حکومت صرف کردیم، و دست آخر به نقطهای رسیدهایم که ظرفیت حکومت به اندازهای شده است که با ۱۰ سانتیمتر برف، کل نظام آموزش و پرورش و بخش مهم خدمات عمومی تعطیل میشود. رؤیای دانشگاه آزاد و پویا را در سر میپروراندیم و تعطیلی، کلاسها و امتحانات غیرحضوری نصیب دانشگاه شده است.
بسیاری را میشناسم که به سهم خویش کوشیدند مسیرهای سیاست داخلی، سیاست اقتصادی، سیاست اجتماعی، سیاست خارجی، سیاست فرهنگی و سیاست امنیتی این کشور را به جاده اصلاح و صلاح بکشانند، و جز به مرز جنون کشاندن خود دستآوردی نداشتهاند.
واقعیت تلخ این است که ما زورمان نرسید، ما شکست خوردیم. زور ما به اقتدارگرایی داخلی و سرنوشت خاورمیانهای و بازی قدرتهای جهانی نرسید. ما در قبال سرنوشت خاورمیانهای و بازی قدرتها مسئولیتی نداشتیم، اما مسئولیتمان بود که حاکمان را نسبت به عواقب راهی که در پیش گرفته بودند (و بر آن اصرار میورزند) هشدار دهیم، و راههای برونرفت را نشان دهیم. گمان میکنم چیزی کم نگذاشتیم و البته چیزی هم حاصل نکردیم. ما چه تلخ شکست خوردیم.
حس و حال خودم، حال آدم شکست خورده مغمومی است که در انتظار هیچ به نظاره همه تلخیهایی نشسته است که تاریخ در بخش نکبتبار خاورمیانه به آدمیان هدیه میدهد. ما چه بد شکست خوردیم و زورمان به تاریخ، اقتدارگرایی و بازیهای ژئوپلتیک و کمعقلهای منفعتطلب نرسید. عقل خریدار نداشت، هنوز هم ندارد.
شاید تنها دلخوشی این باشد که ما – همه آنها مثل من که سخت کوشیدهاند و شکست خوردهاند – هر آنچه در توان داشتیم بهکار گرفتیم، اما زور تاریخ، زور آنها که مثل ما فکر نمیکنند، زور آنها که منافع بزرگ داشتند، زور آنها که به کارهای غلطشان مؤمن بودند و هستند، زور نخوت و تکبر و توهم، و زور خشونت، خیلی بیشتر از ما بود. ما تلاش کردیم تا ایران جای بهتری برای زیستن خود و فرزندان همه ما شود، اما نشد و ما شکست خوردیم. و اکنون فقط شاید فقط میشود به نظاره بار_تاریخ نشست.
🆔@akhbarsaveh_ir
🆔@akhbarsaveh_ir
🆔@akhbarsaveh_ir
🔴اسامی کاندیدا #احتمالی شورای شهر ساوه
۱-حجت فاتح
۲ـمرتضی سعیدی
۳ـ علی بسطام
۴ـمحمدرضا خاکسار
۵ـ کبری طاهری
۶ـ حسین ناصری
۷-آقای حاج امینی
۸ـحاج آقا امینی
۹ـ یدالله مظهر
۱۰ـسعید کریمی
۱۱ـ خانم نبئی
۱۲ـمرتضی ابطحی
۱۳ـ هاشم زال
۱۴ـمهدی اورنگ
۱۵ـ عقیل عطارد
۱۶ـ آقای سالاروند
۱۷ـ جواد صفری
۱۸ـ آقای شجاعی
۱۹ـ خانم معصومی
۲۰ـ محمود نجفی
۲۱ ـسید مرتضی موسوی
۲۲ـسیده فاطمه شیخ الاسلامی
۲۳ـ مهندس رزاقی
۲۴ ـآقای رشید (خرقان)
۲۵ ـ آقای کمالی
۲۶ـ آقای اکبری
۲۷ـ بهنام فربد
۲۸ـ عبدالله سالمی
۲۹ـ عباس اشترخانی
۳۰ـ آقای خالصی
۳۱ـ آقای دکتر مهندسی
۳۲ـ حجت همایی
۳۳ـ احسان نوری
۳۴ـ مصطفی قربانی
۳۵ـآقای خادمی
۳۶ـمحمدرضا نعمتی
۳۷ـ مرتضی ناصری
۳۸ـ خانم صدیق
۳۹ـ اکبر نقدی
۴۰ـ عباس بیرامی
۴۱ـ خانم امیرحسینی
لیست کاندیدای ثبت نامی در حال به روزرسانی است ...
🆔@akhbarsaveh_ir
🆔@akhbarsaveh_ir
🆔@akhbarsaveh_ir
❌این روزها معیشتِ مردم ایران به نقطهای نگرانکننده رسیده است❌
سفرهها کوچکتر شدهاند، هزینهها جلوتر از درآمد میدوند و امنیت اقتصادی خانوادهها هر روز شکنندهتر میشود. مردم کار میکنند، اما حاصلِ کارشان دیگر تضمینکنندهی یک زندگی آبرومندانه نیست. قیمتها مدام بالا میروند و دستمزدها جا میمانند؛ فاصلهای که هر روز عمیقتر میشود.
نگرانی فقط نانِ امروز نیست؛ نگرانیِ فرداست. نگرانیِ اجارهخانه، درمان، آموزش فرزندان و حتی حداقلهای یک زندگی انسانی. مردمی که سالها زیر فشار اقتصادی دوام آوردهاند، امروز دیگر توانِ شنیدن وعدههای تکراری و توجیههای همیشگی را ندارند.
بارها در بیانات رهبر انقلاب تأکید شده که اقتصاد و معیشت مردم مسئلهی اصلی کشور است و نباید از آن غفلت شود. با این حال، باید منصف بود؛ وضعیت امروز را نمیتوان محصول عملکرد یک دولت خاص دانست. آنچه امروز مردم با آن دستوپنجه نرم میکنند، برآیند سالها تصمیمگیری، سیاستگذاری، عملکرد همه دولتها و همچنین فشار تحریمهای خارجی و حتی تحریمهای داخلی است؛ تصمیمهایی که گاه ناآگاهانه یا بیتوجه به واقعیت زندگی مردم گرفته شدهاند.
معیشت فقط عدد و آمار نیست؛ معیشت، کرامت انسانهاست. وقتی معیشت آسیب میبیند، امید اجتماعی، اعتماد عمومی و آرامش روانی جامعه هم زخمی میشود. امروز بیش از هر زمان، شنیدن صدای مردم و گرفتن تصمیمهایی مبتنی بر واقعیت زندگی آنان یک ضرورت است؛ نه تصمیمهایی که فقط روی کاغذ خوب به نظر میرسند.
واقعبینانه و بدون شعار، راهحلها ترکیبی از چند اقدام همزمانه، نه یک نسخه جادویی:
۱. صداقت با مردم
اولین قدم، گفتن حقیقت است؛ پذیرش اینکه وضع موجود نتیجه سالها تصمیم اشتباه، تعلل و فشار تحریمهاست. بدون صداقت، هیچ اصلاحی پایدار نمیشود.
۲. معیشت در اولویت مطلق تصمیمها
هر تصمیم اقتصادی باید یک سؤال ساده داشته باشد:
این تصمیم چه اثری روی سفره مردم دارد؟
اگر جوابش منفی است، حتی اگر روی کاغذ درست باشد، نباید اجرا شود.
۳. مهار تورم، نه فقط افزایش حقوق
بالا بردن دستمزد بدون کنترل تورم، فقط یک مُسکن کوتاهمدت است.
کنترل نقدینگی، انضباط مالی دولت و جلوگیری از خلق پول بیضابطه حیاتی است.
۴. اصلاح ساختارها، نه فشار به مردم
صرفهجویی واقعی باید از بالا شروع شود؛
کاهش هزینههای زائد، رانتها، امتیازات خاص و ناکارآمدیها، نه از جیب مردم.
۵. تحریم داخلی را برداریم
بسیاری از مشکلات معیشتی فقط خارجی نیست؛
قوانین دستوپاگیر، فساد، مجوزفروشی و بروکراسی سنگین، تولید و اشتغال را خفه کردهاند.
۶. حمایت هدفمند از اقشار آسیبپذیر
یارانه و حمایت باید دقیق، شفاف و عادلانه باشد؛
نه آنقدر پخش که اثرش از بین برود، نه آنقدر محدود که به دست نیازمند نرسد.
۷. اعتمادسازی اجتماعی
هیچ برنامه اقتصادی بدون اعتماد مردم جواب نمیدهد.
اعتماد هم با عمل ساخته میشود، نه با وعده.
خلاصهاش اینه:
نجات معیشت، با تصمیمهای سخت اما عادلانه ممکنه؛
نه با شعار، نه با فرافکنی، و نه با مقصر دانستن یک دولت.
ارادتمند جواد احمدی
مرد ،،
مفهومی به طول تاریخ
معنایی به رنگ فرهنگ
و دریایی به سِیر تصویر
امّا بی مقدّر بر سرزمین خویش
واژه ای بسیار آشنا
امّا غریب
اسطوره ی آواز بی صدا
در ترانه ی زندگی
و زخمی ِاز آسیمه های بی وطن
در شانه ی ناسپاسی های
دور افتاده از آسمان ارغوان
مرد ،،
این آماج هر واژه ی دشنه خیز
مستعدّ کومه ای های متروک
و سقف آرزوهای هر که غیر از خود
امّا...!
به وعده ی بهار ِ نیامده باور دارد
آنجا که...
هر کاری میکند دیده نمی شود
و هر چه نمی کند دیده میشود
تا خاموش مثل خداوند سایه ها
در خواب آفتاب
به دیدار خویش برود
آنجا که...
شاید دیده را
انعکاس دیده ای دیگر نباشد
میان خواب سنگین این همه چرا
و میان راه و بیراه این همه آیا
از پشت چینه ی شکسته ی خطوط
حرفهایی دارد
گره خورده به نبض آینه
به وسعت تشنگی های نشنیدن
که تنها این آینه میداند
در طوفان اشگهای بی اشگ او
چه بر سر این حرفهای
بی پدر آمده است ..
#مجید_روحی
هیئت اندیشهورز دفتر نماینده محترم ساوه و زرندیه!
#سئوال ؟
۱_ اعضای هیئت اندیشهورز چه کسانی هستند.؟
۲_ هر عضو محترم، چه تخصصی در حوزههای کشاورزی، کارگری، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، صنعتی، بخشهای مردمنهاد، شوراهای اسلامی و ... دارد.؟
۳_ با چه سازوکاری با اقشار مختلف جامعه و مردم ارتباط دارند.؟
۴_ با چه سازوکاری با نخبگان ارتباط دارند.؟
۵_ با چه سازوکاری با منتخبان مردم [شورای اسلامی] به ویژه در روستاها ارتباط دارند.؟
۶_ با چه سازوکاری با رسانههای جمعی ارتباط دارند.؟
۷_ با چه سازوکاری با احزاب و گروهها و جریانهای سیاسیِ دو شهرستان، ارتباط دارند.؟
۸_ این اعضا از چه جغرافیایی [زرندیه، ساوه، نوبران، آوه، غرقآباد و ..] انتخاب شدهاند.؟
۹_ خروجیِ فعالیتها و اقدامهای این هیئت چه بوده است.؟
۱۰_ چه مقدار از دادههای این هیئت، در رفتارها و تصمیمهای تقنینیِ نماینده محترم، نقش داشته است.؟
۱۱_ آیا در حوزه رضایتمندیِ مردم از منتخبِ محترمِ خود، اقدامهای آسیب شناسی و بررسی رضایتمندی و نارضایتی از عملکردها، مورد بررسی قرار گرفته است.؟
۱۲_ آیا از افکار و اندیشهها و برنامههای انتخاباتیِ رقبایِ منتخبِ محترمِ مردم، استفاده میشود.؟
با احترام _ اسدالله شناور (۶ دی ۱۴۰۴)
