250
Subscribers
No data24 hours
+87 days
+3830 days
Posts Archive
250
چیزی نمینویسم چون غمگینم و هیچی روم اثر نداره. تقریبا همیشه یا خوابم یا دارم جوک میگم و هرهرهر میخندم جوری که معدهم درد میگیره. هرچی میبینم یا میخونم به نظرم جفنگه و فیلمسازای محبوبم یا مردهن یا اونقدر پیرن که دیگه حال فیلم ساختن ندارن. هیچکی نیس که شوروشوقم رو جذب کنه و بهم برگردونه و هرچی مینویسم به پایین کاغذ نرسیده پارهپورهش میکنم اونقدر که کسلکنندهس برام. روانی شدم و آرزوم بود جای این روحیهی همیشه متمایل به غرق شدن، یک روحیهی خوشباشی ایننیزبگذردطور میداشتم. رُسم کشیده شده و بلد نیستم چیز تازهای در این همه کهنگی ببینم.
تقریبا همه رو مقصر میدونم و همه هم منو مقصر میدونن. در یک تفاهم همهجانبه غرق میشم و دیگه حتا دلم نمیخواد دست تکون بدم. برم پایین ببینم این مزخرف همیشگی ته هم داره یا نه.
ضمن اینکه؛
خانواده ی مزخرفم،
خانواده ی مزخرفم،
خانواده ی مزخرف...
250
از خواب خستهام؛
به چیزی بیشتر از خواب نیاز دارم!
چیزی شبیه به بیهوشی،
برای زمان طولانی...
- عباس معروفی
250
هر هنرمندی گلادیاتوری است. او مردم را با رنج خودش سرگرم میکند.
گوستاو فلوبر/ عبدالله کوثری
250
آدم فکر میکنه بعد از رسیدن به یک سن مشخص، زندگی رو درک میکنه و بعد متوجه میشی که دقیقا مثل گذشته سردرگمی... گمونم لعنت شدن یعنی همین... اینکه قطعات زندگیت هیچوقت کنار هم قرار نگیرن و همینطوری پخش شده باشن.
🎥 Knight of Cups | #دیالوگ
