547
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
547
— One, Three, Four, Seven 🎮
༨ #Yoonmin
༨ Comedy, Smut, Drama
༨ #MultiShot Written By Tid
༨ #Full ‹ 64 Pages ›
❐ Full Part Download Link
547
— Luciko 🐾
༨ #Vkook
༨ Slice of life, Romance, Light Smut
༨ #MultiShot Written By Ji an
༨ #Full ‹ 83 Pages ›
«جونگکوک با لبخندِ کجِ گوشهی لبهاش برای برداشتن فنجون قهوهش خم میشه و کلمات برخلاف دستور عقلش، فقط براساس یه وسوسهی درونی روی زبونش جاری میشن.
- تو گرایشت چیه؟
نگاهِ تماشاگر تهیونگ همراه هالهی لبخندِ روی چهرهش از محل اتصال فنجون با لبهای پسر کنده میشه و روی نیمرخش چرخ میخوره. نیشخندش عوضیه، همونطوری که خودش هست!
- من بیوتیسکشوالم...»
❐ Full Part Download Link
547
— Six Feet Under The Stars ✨
༨ #KookV - #Yoonmin
༨ Romance, Adventure, Smut
༨ #MultiShot Translated By Nelin
༨ #Full ‹ 188 Pages ›
هیونگ گفت: «جونگکوکی هنوز نگفته میاد.»
جونگکوک جواب داد: «من مشکلی ندارم، بزن بریم کمپینگ. فکر خوبیه!»
جیمین شروع به دست زدن کرد و بقیه هم با خنده همراهیش کردن. مابینِ خندههاشون نگاه جونگکوک روی تهیونگ ثابت شد، فقط برای اینکه ببینه اونم متقابلاً بهش نگاه میکنه یا نه. به دوستش لبخند زد و تهیونگ هم با لبخند جوابش رو داد.
و به این ترتیب، هفتهی کمپینگشون شروع شد.
وقت گذروندن با تهیونگ تو یک چادر مشترک توی جنگل، باعث شد جونگکوک بفهمه که چشمهاش جز اون پسر هیچ کس دیگهای رو نمیبینه!
❐ Full Part Download Link
547
— Sleep Slow Dream Awake 🏠
༨ #Namkook
༨ Fluff, Romance, Smut
༨ #MultiShot Translated By Nelin
༨ #Full ‹ 68 Pages ›
نامجون و جونگکوک همخونهایهایی هستن که وقتی خسته از سر کار و کلاس برمیگردن، کنار همدیگه میخوابن و این براشون تبدیل به عادتی غیرقابلترک شده... ولی اونها میتونن به این شرایط قانع باشن یا اینکه چیز بیشتری از هم میخوان؟
❐ Full Part Download Link
547
— Salbe 🌱
༨ #TaeGi - #NamKook - #HyunLix
༨ Fluff, Naturalism, RomCom, Smut
༨ #MiniFic Written By Canzonet
༨ #Full ‹ 357 Pages ›
یونگی بخاطر عکاسی طبیعت از دانشگاه سابقش انصراف داده اما چیزی که در حال انجامشه عکاسی تجاریه، چون کمپر ون موردعلاقهاش گرونه!
تهیونگ یک فعال حقوق حیوانات و محیط زیسته که با فکر به نجات زمین زندگی میکنه.
نامجون کسیه که قول داده پابهپای آرمان تهیونگ قدم برداره اما حالا دادستانیه که مایله قبل از له شدن زیر بار واقعیت زندگی، از رویای دونفرهشون بیدار بشه.
❐ Full Part Download Link
547
— Chronicle Black 🎴
༨ #Yoonmin
༨ Fantasy, Romance, Smut
༨ #MiniFic Translated By Nelin
༨ #Full ‹ 270 Pages ›
«من روی قدرتم کنترلی ندارم. انگار اون چیزی که توی وجودمه، هر کاری دلش بخواد میکنه.»
یونگی بهتر از هر کس دیگهای میفهمید. به جیمین نزدیک شد، دستش رو گرفت و دوباره با هم به بهترین شکل سازگار شدن.
«دارن اشتباه میکنن! جدا کردن ما از هم قرار نیست چیزی رو حل کنه.»
«یه راهی براش پیدا میکنیم یونگی. من- در واقع تو رو نمیشناسم ولی من-»
حتی قبل از اینکه حرفش رو به زبون بیاره، یونگی میدونست چی میخواد بگه.
«حس میکنم از اول زندگیم میشناسمت.»
❐ Full Part Download Link
547
— Ellipsism 🌑
༨ #Vkook
༨ Angst, Romance, Drama, Tragedy
༨ #Fic Translated By Nelin
༨ #Full ‹ 562 pages ›
«میخوام یاد بگیرم که چطور خودم رو ببخشم. اون روز که رسید... قول میدم یاد بگیرم که چطور برات عاشقی کنم.»
Ellipsism (n.)
Sadness that you’ll never be able to know how history turned out.
❐ Full Part Download Link
547
— Petals and Ink 🥀
༨ #Yoonmin - #KookV
༨ Romance, Fluff, Fantasy, Smut
༨ #Fic Translated By Nelin
༨ #Full ‹ 862 pages ›
جیمین... پسری با لبخند نفسگیر، پسری که با گلها حرف میزد.
پسری که یونگی بوسیدش، کسی که بیشتر از یک بار جونش رو نجات داد.
برای یونگی خیلی سخت بود که تمام احساساتش رو توی یک یا حتی چند کلمه بگنجونه. هر اسمی که داشت، عمیق بود؛ از قفسهی سینهش بیرون میزد و به نوک انگشتهای دست و پاش میرسید، گیجش میکرد، نفس کشیدن رو براش دشوار میکرد!
این حس علاقه و عشق بود؛ همینطور نگرانی و ترس... چون نمیتونست آینده رو پیشبینی کنه و نمیدونست چی در انتطارشونه. فقط میدونست همهی اینها کنار هم بد نیست، و دقیقا همین پسر رو میترسوند. چون یونگی همهی بدیها رو چشیده بود، اون پسر به بدیها عادت کرده بود...
❐ Full Part Download Link
547
— Circus Without A Clown 🎭
༨ #Yoonkook
༨ Mystery, Angst, Criminal, Bromance
༨ #MiniFic Written By BlueRen
༨ #Full ‹ 371 Pages ›
به بازیچه شدن توسط سرنوشت اعتقادی نداشت اما اعتراف میکرد روحش رو بد به نخ گذشته گره زده. نخی که از درون یک دوربین بیرون خزید و دست و پاش رو به زنجیر کشید.
سر گذشتی که سندش به نام فرد دیگری بود اما سایه ی شومش قربانی به جز صاحب به گور رفتش میطلبید.
اسم و هویتش رو زیر پل های ویران شدهی پشت سرش رها کرد و مثل بردهای چشم و گوش بسته سر نخ رو گرفت و به دنیای دلقک هایی پا گذاشت که با سر و رویی سیاه و لب های کشیده تا بناگوش، از نمایش اجرا کردن داخل سیرک فراری بودند. دلقکهای سیاهی که در حاشیههای شهر به جای توپ های رنگی، خنجر هایی رو به دست میگرفتن که برقش تنها روشنای تاریکی در بر گرفتهی دنیای اون ها بود.
❐ Full Part Download Link
547
— Wicked Game (Angel Beats S2) 🍷
༨ #Yoonmin - #Vkook
༨ Criminal, Triller, Smut, Angst
༨ #MiniFic Written By Sadixen
༨ #Full ‹ 400 pages ›
فرار و گریزهای کیتیگنگ و آگستدی به شهر و کشورهای دیگه برای فرار از تیر کمونه گرفته شده از سمت مانگو نتیجهای نداشت.
هوسوک برای بدست آوردن گنگ مومو حتی نقشهی چطور حذف کردنشون رو هم کشیده بود؛
پلیس جوان و شرور با همکاری اعضای مافیاهای رقیب، معاملهی اخیرِ دخترهای دزدیده شده رو به سادگی به گردن گربهی صورتی پوش انداخت تا همه خیال کنن تمام قربانیها کسایی بودن که فقط یک نگاه ساده به آگستدی انداختن.
به آسونی، زهر توی بدنش پخش میشد و کیتیگنگ رو به مرگ نزدیک میکرد.
❐ Full Part Download Link
547
— AngelBeats 🍇
༨ #Yoonmin - #Vkook
༨ Criminal, Smut, Romance
༨ #MiniFic Written By Sadixen
༨ #Full ‹ 232 Pages ›
کیتیگنگ توی مسابقات موتورسواری با آگستدی آشنا میشه؛ پسری که به یاد نداره چه گذشتهای با هم داشتن اما برای بدست آوردنش تلاش میکنه.
از آدم فروشیِ دوستهاش و قربانی کردن دوستدخترش برای خوراک یه وعدهی مار خونگیاش... تا سرپیچی از مومو، نامادریاش، که جانشین پدرش در مافیا شده و مخفیانه ازش مراقبت میکنه...
ولی بالاخره توی کانکس خارج از شهر، دستهای آگستدی رو میبنده و اسم کاری که باهاش میکنه رو میذاره "عشقبازی".
❐ Full Part Download Link
547
— Morning Glory's Chime 📼
༨ #Yoonmin - #Vkook
༨ Romance, Psychology, Angst, Tragedy
༨ #Fic Written By LuNa
༨ #Full ‹ 769 pages ›
«پایان ما!؟
پایان ما رقصیدن بین درد و غمه!
پایان ما...اینجاست!
نقطهای که کلماتمون ناقص اما همیشگی و دستهامون زخمیان.
نقطهای که گل رزهای سفید از ردپای بوسههات جوونه میزنن و بهم یادآوری میکنن، زندهام!
جایی که "ناقوس نیلوفر" از بین رفته و "نغمه درخشش صبح" رو میشنوم...»
❐ Full Part Download Link
547
— Orbis Destruction ⚔️
༨ #Yoonmin - #Sope
༨ Romance, Fantasy, Mythical
༨ #Fic Written By Destiny
༨ #Full ‹ 705 pages ›
زمین، جای جادوگرها نیست.
زمین جای نفس کشیدن او نیست.
این دنیا زیادی برای جیمین کوچک بود. اینو از اولین روزی که به یاد میآورد میدانست. باید دروازهای به اوربیس باز میکرد.
❐ Full Part Download Link
547
— When We're High 🥂
༨ #Yoonmin - #Vkook
༨ Romance, Mystery, Smut, Triller
༨ #Fic Written By Sadixen
༨ #Full ‹ 968 - 900 - 35 Pages ›
جیمین مأمور افشای حقیقتی دربارهی سیاستهای سیاه دولت کره میشه. درحالیکه این پوششیه تا به هدف خودش برسه؛ انتقام از صاحب کمپانی بزرگ مد و طراحی لباس هتا؛
مین یونگی! کسی که بعد از ده سال هنوز هم دنبال گذشتهی مشترکشون بود.
اما در این راه جیمین متوجه حقایقی میشه که توی دردسر بزرگی میاندازتش؛
دردسری که مدل و بازیگر معروف، کیم تهیونگ و عکاس شخصیش، جئون جونگکوک رو هم درگیر میکنه...
❐ Season 1 Download Link
❐ Season 2 Download Link
❐ AfterStory Download Link
547
— Deep Trilogy ⚖
༨ #Vkook
༨ Romance, Crime, Legal, Smut, Triller
༨ #Fic Written By Canzonet
༨ #Full ‹ 529 Pages ›
قصهی کیم تهیونگ، مردی سیوچهار ساله که بنا به اتهام قتل خواهرش محکوم به حبس ابد شده و جئون جونگکوک، وکیلی جوان که پس از ده سال گذر از حبس تهیونگ، مدرکی تازه برای آزادی اون پیدا میکنه.
اما برای تهیونگ آزادی کافی نیست. اون به دنبال قاتل اصلی خواهرش میگرده و جونگکوک هم در مسیر اون رو همراهی میکنه...
این جلسهی دادرسی، جلسهای عادی نبود. چرا که در هر پرونده؛ بعد از تحقیقات و بررسی، دادستان برای اثبات اتهام و وکیل برای اثبات بیگناهی متهم دفاعیه ارائه میدهند و درنهایت قاضی با توجه به همهی موارد رای صادر میکند.
اما چه میشود اگر تمام آنها اشتباه کنند؟
اگر قاضی کسی را مجرم اعلام کند که خود قربانی ماجراست؟
چه کسی باید مسئولیت جبران آبرو و حیثیت، وقت، جوانی و فرصتهای از دست رفته پشت میلههای زندان یک قربانی را به عهده بگیرد؟
آیا عدالت واقعی وجود خارجی دارد؟!
❐ Full Part Download Link
❐ BeforeStory Download Link
547
— Leica 📷
༨ #Vkook
༨ Classic, Romance, Smut
༨ #Fic Written By Ziwon
༨ #Full ‹ 263 Pages ›
«بوی باروتی که شهر را محاصره کرده بود، ذره ذره جان عکاس را میگرفت اما؛...
شاید عطر اقیانوس و تحفهاش دم مسیحایی برای کیم جوان میشد. تحفهای که لحظه را جاودانه میکرد!
_ پس حالا کجای داستانیم؟ اونجا که با دشواری ها مبارزه میکنی یا... از مبارزه برگشتی و پیروز شدی؟
+ اونجایی که برای بردنت از این شهر و خطراتش هر بهونهای میارم!»
❐ Full Part Download Link
547
❐ با کمک هشتگهای زیر میتونید به خلاصه و اطلاعات داستانها دسترسی پیدا کنید:
༨ #Full | داستانهای تکمیل شده
༨ #Ongoing | داستانهای در حال آپ
༨ #Fic | فیکشن
༨ #MiniFic | مینیفیک
༨ #MultiShot | مولتیشات
༨ #OneShot | وانشات
༨ #Fantasize | ایمجین و ایو
༨ #Novelette | سناریو
༨ #ChatStory | فیکچت
