en
Feedback
تو نقطه‌ی پایانِ دلتنگی...🫂

تو نقطه‌ی پایانِ دلتنگی...🫂

Open in Telegram

1401/6/20 برای تو که آمدی، و دلتنگی را با آمدنت تمامش کردی... ✍️🏻#نسرین_جوادی _______________ به طور ناشناس سوال، نقد، نظر و... بپرسید، این‌جا به کانال جوابِ تان را خواهم داد...😊🌱 https://t.me/HarfChatBot?start=44ea92804fac

Show more
608
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-2730 days
Posts Archive
امروز موقع توضیح دادن کتاب؛ دستم را روی میز گذاشتم و داشتم نقطه‌ چین‌های کتاب را برای شاگردانم تشریح می‌کردم، بعد با گوشه‌ای چشمم دیدم که یکی از دختربچه‌ها دستش را سمتِ دستم‌ دراز کرد، آهسته دستش را گذاشت روی دستم و شروع کرد به بوسیدن😘و بویدن و به سر و صورتِ خودش مالیدن... دخترکِ بغلی‌اش؛ آهسته و پچ‌پچ‌‌وار دربِ گوشش گفت: - یوو! ایلا کو دست مالم صاب‌ر... باز دو🙁میده تور. برخلافِ دخترک، لبخندی☺️زدم و گفتم: - حواست به کتابت باشه گل بانو!🥰... خلاصه قلبم اکلیلی💜🍬شد :)

حال خ...و...ش؟! هزار فیصد با اطمینان می‌توانم بگویم که حالِ خوش؛ دادنی‌ست، نه خریدنی و فروشی. حال خوش را می‌شود در لمسِ دستی یافت در لبخنده کسی در طعم و بوی غذایِ در چهره و حتی یادِ عزیزی! خلاصه این‌که؛ انسان شاید هرچیز را با پول بتواند بخرد، اما حالِ خوشِ از تهِ دل را نه... اِلا این‌که باید حالِ خوش را دریافت کند و یا هدیه بدهد.🦊🍂 #نسرین_جوادے ⤿: 𝙥𝙖𝙧𝙬𝙖𝙯𝙚𝙠𝙝𝙮𝙖𝙡🦋- ﭘﺭﻭاﺯِ ﺧﻳال

چه کسی حسابِ زندگی‌اش را دارد؟! می‌دانی دوستِ عزیز! زندگی طوری است که نمی‌شود هیچ‌چیز را پیش بینی کرد یا تخمین زد و برای اتفاقات چاره‌ای اندیشید؛ اِلا این‌که بنشینی و نگاه کنی گُذرِ خطِ زمان را... اما در این برکه‌ای به اسمِ زندگی اشتباهِ آدمی چیست؟! حسرت خوردن... پشیمانی و چُرت و اندیشه‌های بی‌اساس که؛ مبانی تمامِ بدبختی‌ها و ناخوشی‌های زندگی است. یعنی؛ اگر چیزی را نداریم حسرتِ داشتنش دامنِ مان را می‌گیرد و اگر چیزی را به طورِ کامل داریم حسرتِ نگهداری از آن آتش به دل و درونِ مان می‌‌آفگند و در نهایت هردو، راهِ می‌شود برای ناشکری و ناخوشی از زندگی و غُر زدن... ولی بابا جان! چرا این‌همه اضطراب؟! چرا این‌همه دل‌نگرانی و زجر کشیدن؟! زندگی‌ست، زندگی می‌گُذرد چه خوب، چه بد... یک نگاه به عقب بنداز؛ ببین چقدر سال‌ها گذشت، مطمئن باش سال‌های رو به رو هم می‌گُذرد. خواه خوب خواه بد... #نسرین_جوادے ⤿: 𝙥𝙖𝙧𝙬𝙖𝙯𝙚𝙠𝙝𝙮𝙖𝙡🦋- ﭘﺭﻭاﺯِ ﺧﻳال

‌ به یک مرد جوان، همراه با قوه تخیل بالا، به علاوه سطح متوسط در نویسندگی نیازمندم🥥🤎 برای "همکاری" با کتابم، (هدف از همکاری، کمک در تایپ نیست، بلکه میخواهم طرز فکرشان را دیده، انهارا جای شخصیت های اصلی کتابم، که دختری کاوشگر و همکارش پسری حمایت کننده است، بگذارم.)🕯✨ برای اطلاعات بیشتر، شرایط و امتحان کردن شانس اینکه پذیرفته میشوید یا خیر، به این ایدی مراجعه فرمایید(فقط داوطلبان): @Nilofar_daryani میشود این را در کانالتان به اشتراک بگذارید؟ ممنون

به مناسبتِ اولِ پاییز؛ اگر حرفی، حدیثی، شعری یا دست نوشته‌ای از خود دارید، این‌جا بفرستید تا هم من بخوانم و هم قشنگ‌ترین‌ها را داخل کانال بگذارم :)🦊🍂🪵🧡

آغازِ یک فصلِ جدید، ماهِ جدید و آروز‌های جدید مبارک🦊🍂🤎 صبح‌ِ پاییزیِ‌تان بخیر☕️ 1403/7/1 یک‌شنبه ⤿: 𝙥𝙖𝙧𝙬𝙖𝙯𝙚𝙠𝙝𝙮𝙖
آغازِ یک فصلِ جدید، ماهِ جدید و آروز‌های جدید مبارک🦊🍂🤎 صبح‌ِ پاییزیِ‌تان بخیر☕️
1403/7/1 یک‌شنبه
⤿: 𝙥𝙖𝙧𝙬𝙖𝙯𝙚𝙠𝙝𝙮𝙖𝙡🦋- ﭘﺭﻭاﺯِ ﺧﻳال

فردا دوباره پاییز میشه باز…🍁🍂 ⤿: 𝙥𝙖𝙧𝙬𝙖𝙯𝙚𝙠𝙝𝙮𝙖𝙡🦋- ﭘﺭﻭاﺯِ ﺧﻳال

چقدر عجیب است نه، این‌که آدم‌ها برای «هیچ» تقلایِ درد آوری بکنند و آخرش هم هیچ... #نسرین_جوادے ⤿: 𝙥𝙖𝙧𝙬𝙖𝙯𝙚𝙠𝙝𝙮𝙖𝙡🦋- ﭘﺭﻭاﺯِ ﺧﻳال

«پاییز می‌آید که مرا مبتلا کند»🍂🐿🚌

و از آخرین جمعه‌ای تابستان «سلام»🦋

این شعر را به طورِ عجیب و غریبی دوست دارم...🥀🌒

لیلی بنشین خاطره ها را رو کن لب وا کن و با واژه بزن جادو کن لیلی تو بگو، حرف بزن، نوبت توست بعد از من و جان کندن من نوبت توست لیلی مگذار از دَمِ خود دود شوم لیلی مپسند این همه نابود شوم لیلی بنشین، سینه و سر آوردم مجنونم و خونابِ جگر آوردم مجنونم و خون در دهنم می رقصد دستان جنون در دهنم می رقصد مجنون تو هستم که فقط گوش کنی بگذاری ام و باز فراموش کنی دیوانه تر از من چه کسی هست، کجاست؟ یک عاشقِ این گونه از این دست کجاست؟ تا اخم کنی دست به خنجر بزند پلکی بزنی به سیم آخر یزند تا بغض کنی، درهم و بیچاره شود تا آه کِشی، بندِ دلش پاره شود اِی شعله به تن، خواهرِ نمرود بگو دیوانه تر از من چه کسی بود، بگو آتش بزن این قافیه ها سوختنی ست این شعرِ پُر از داغِ تو آتش زدنی ست اَبیاتِ روانی شده را دور بریز این دردِ جهانی شده را دور بریز من را بگذار عشق زمین گیر کند این زخمِ سراسیمه مرا پیر کند این پِچ پِچه ها چیست، رهایم بکنید مردم خبری نیست، رهایم بکنید من را بگذارید که پامال شود بازیچه ی اطفالِ کهنسال شود من را بگذارید به پایان برسد شاید لَت و پارَم به خیابان برسد من را بگذارید بمیرد، به درَک اصلا برود ایدز بگیرد، به درَک من شاهدِ نابودی دنیای منم باید بروم دست به کاری بزنم #علیرضا_آذر ⤿: 𝙥𝙖𝙧𝙬𝙖𝙯𝙚𝙠𝙝𝙮𝙖𝙡🦋- ﭘﺭﻭاﺯِ ﺧﻳال

میگه: - مالم صاب، ایر بره شما آوردم😂😐
میگه: - مالم صاب، ایر بره شما آوردم😂😐

صباح الخیر🦋
+1
صباح الخیر🦋

خدا نگهداره ازی مادل عشق مشق...😂😒

خدا شاهده که من حسود نیستم! اما امروز وقتی داشتم عکس‌های کاکاجانم شان را که در «کربلای حسین من🥺❤️» گرفته بودن می‌دیدم؛ گلویم را یک بُغضِ سخت و دردناکی فشُرد و فوراً از چشمانم سرازیر شد‌... در دلم گشت که: «حسین جان! چقدر از دور نگاهت کنم و دلم بسوزد؟! وعده‌ای وصلت نمی‌دهی؟!»💔 #عشق‌بی‌مرز‌و‌بدیل‌من🖇

رای بدهید عزیزان... بیایید؛ همراهِ هم‌وطن‌مان باشیم🫱🏻‍🫲🏻❤️

رای شما به شعر ‌ساحل رضایی در مرحله اول
Anonymous voting

شعر انتخابی ساحل رضایی در مرحله اول-شب هفتم رقابت شاعران #سرزمین_شعر
🛑حیف‌است این شعر را گوش‌ندهید
⤿: 𝙥𝙖𝙧𝙬𝙖𝙯𝙚𝙠𝙝𝙮𝙖𝙡🦋- ﭘﺭﻭاﺯِ ﺧﻳال