Kaveh
Open in Telegram
نردبان خلق این ما و منیست عاقبت زین نردبان افتادنیست. ••در کاوه سرخ متونی در ارتباط با مسائل و ضروریات تاریخی، اجتماعی و سیاسی نوشته و منتشر میشود. کانال دوم: @KavehReview
Show moreIran148 189The category is not specified
226
Subscribers
No data24 hours
-17 days
No data30 days
Data loading in progress...
Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '260
in 0 channels
August '26
+5
in 0 channels
Get PRO
July '26
+4
in 0 channels
Get PRO
June '26
+5
in 0 channels
Get PRO
May '26
+1
in 0 channels
Get PRO
April '260
in 1 channels
Get PRO
March '26
+1
in 0 channels
Get PRO
February '26
+5
in 0 channels
Get PRO
January '26
+5
in 0 channels
Get PRO
December '25
+22
in 0 channels
Get PRO
November '250
in 0 channels
Get PRO
October '250
in 0 channels
Get PRO
September '250
in 0 channels
Get PRO
August '250
in 1 channels
Get PRO
July '250
in 0 channels
Get PRO
June '250
in 0 channels
Get PRO
May '250
in 0 channels
Get PRO
April '250
in 0 channels
Get PRO
March '250
in 0 channels
Get PRO
February '250
in 0 channels
Get PRO
January '250
in 0 channels
Get PRO
December '240
in 0 channels
Get PRO
November '24
+28
in 0 channels
Get PRO
October '240
in 0 channels
Get PRO
September '24
+3
in 0 channels
Get PRO
August '240
in 1 channels
Get PRO
July '24
+16
in 1 channels
Get PRO
June '240
in 0 channels
Get PRO
May '240
in 0 channels
Get PRO
April '24
+60
in 2 channels
Get PRO
March '240
in 3 channels
Get PRO
February '24
+115
in 1 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 10 September | 0 | |||
| 09 September | 0 | |||
| 08 September | 0 | |||
| 07 September | 0 | |||
| 06 September | 0 | |||
| 05 September | 0 | |||
| 04 September | 0 | |||
| 03 September | 0 | |||
| 02 September | 0 | |||
| 01 September | 0 |
Channel Posts
اورهان ولی (1914-1950) شاعر نوگرای ترک و یکی از بنیانگذاران جنبش (Garip) بود که با کنار گذاشتن وزن و قافیه سنتی و آوردن زبان ساده و زندگی روزمره مردم به شعر، تحول بزرگی در شعر ترکی ایجاد کرد.
در آن دنیای دیگر، هنگام غروب، در ساعت تعطیلیِ کارخانه، اگر راهی که قرار است ما را به خانههایمان ببرد چنین سربالاییای نباشد، مرگ اصلا هم چیز بدی نیست.برای انسان، راه رفتن مداوم در سربالایی یا سرپایینیها به راحتی مسیرهای صاف و بدون شیب نیست. همین کافی است تا چنین ویژگیای را در محوریتِ مشکلات زندگی کارگران یک کارخانه تصور کنیم. درواقع نبوغ ادبی اورهان ولی، یک وضعیت طبیعیای را در یک معادله اجتماعی قرار میدهد. همچنین او از مرگ برای کاملتر کردن سخن خود استفاده میکند. اما مرگ در اینجا چیزی جز یک آیینهای که نامعمول بودن وضعیت زندگی انسان را نشان میدهد، نیست. شعر Quantitatif او نمونه دیگری از بهرهگیری از وضعیت طبیعیِ از پیش موجود برای توصیفی شاعرانه است. توصیفی که در متن خود با مفاهیم مهمی تلاقی پیدا کرده است.
زنهای زیبا را دوست دارم، زنهای کارگر را هم دوست دارم؛ زنهای کارگرِ زیبا را بیشتر دوست دارم.
| 2 | ▫️میانپرده سوم
- مردادماه ۱۴۰۵
@RedKaveh | 147 |
| 3 | ▫️ میانپرده سوم
✂️ قسمتی از "قرن بیست و یک از فقدان چه چیزی رنج میبرد؟"
به عنوان انسانهای قرن بیست و یک، اگر بخواهیم واقعا میتوانیم خوشحال باشیم و از پیچیدگیهای زندگی چشمپوشی کنیم. اما همیشه جزئیاتی هستند که در برابر ارادهی انسانی در جهت خوشحال شدن مانع ایجاد میکنند. این جزئیات هم ضرورت زیستشناختیمان هستند و هم قسمتی از زیست اجتماعی برساختهی آن. تجربههای انسانی همواره با یک حس ناتمام بودن احاطه یافتهاند و این اصلیترین انگیزهی ما برای جستوجوی وضعیتی بهتر است. درواقع قدمت این نارضایتی تاریخی انسان محدود به دورهی نظام سرمایهداری نیست. اما این نظام، با انعکاس نوعی منطق ماشینی، مانع از خوشحالی و سعادت ارادهمند جوامع میشود. تغییر این وضعیت میتواند اراده تعیین سرنوشت اجتماعی را به دست انسانها بازگرداند و نهادهای غیردموکراتیک-سلسله مراتبی را منحل سازد. | 138 |
| 4 | ▫️دوستان و همراهان عزیز، طی روزهای آینده متن میانپرده سوم برای مطالعه تکمیل و آماده خواهد شد.
در ادامهی رویکرد همیشگیمان، از تجربههای روزمره و مباحث ملی/اجتماعی برای امر نقد و نوشتن بهره میگیریم. این هم میتواند دربارهی تجربه دیماه باشد و هم تجربه دوران جنگ.
▫️شما میتوانید تجربه روزمرهتان را در این دورههای تاریخی مهم برای ما بفرستید تا در متون کانال منعکس شود. و نیز یک «نوشتار» خاص دربارهی موضوعی مشخص که برای ما ارسال میکنید، میتواند معنای کلی متن را کاملتر کند. در کنار همهی اینها، هرگونه نظر و پیشنهاد نیز میتواند مفید واقع گردد.
▫️اهمیت کلی این کار در این است که موقعیت عینی و ذهنی جامعه را قبل و بعد از مواجهه با رویدادهای تعینبخش، ثبت میکند. این بدین معناست که مسیر درک لحظات از طریق نوشتن، مشخص میشود و تاریکی دیگر دور تجربههای جمعی را احاطه نمیکند.
👁🗨پیامهای شما هم از طریق دایرکت کانال و هم از طریق لینک ناشناس زیر قابل دریافت است:
https://t.me/HarfChatBot?start=0eda707dcaa3 | 157 |
| 5 | اگر جریان راستگرایی پستمدرن را همچون دین و آیینی غیرمتمرکز در جهان مورد مطالعه قرار دهیم، به بسیاری از پرسشهای مربوط به سازوکار ذهنی این جریان دست پیدا خواهیم کرد. اکنون که دونالد ترامپ برجستهترین فیگور این آیین است، رفتار افراطی و متعصبانه او در برخورد با مخالفانش، درواقع برخوردی با گرههای سیاست ترکبرداشته جهانی در ناخودآگاه خویش است. ترامپ هنگامی که فرد یا افرادی را به "کمونیست" بودن متهم میکند، به نوعی آلترناتیوهای احتمالی جامعه را به "دموکرات" بودن متهم میکند.
اگر مجددا به برداشت آیینیوار بودن این جریان برگردیم، این واقعیت به وضوح دیده میشود که صفبندی کلی این دین و آیین در جهت حفظ وضعیت موجود به هر قیمتی است. در ورشکستگی سیاسی حزب دموکرات در آمریکا و هممسلکانش در سایر نقاط جهان تردیدی وجود ندارد؛ اینکه در لحظهای حساسی مثل این دوران، رهبری ایالات متحده به آرمانهای لیبرالی پشت کرده و به دنبال آرمانهای فرقهای خود میرود، بهترین گواه این موضوع است.
اما چه اصراری وجود دارد که برای مقابله با حزب دموکرات، ترامپ و همکیشانش اینگونه انرژی فراوانی صرف کنند؟ اگر بلندپروازی ترامپ را وارد این تصویر کنیم، به این نتیجه میرسیم که دغدغه او باید چیزی بزرگتر از شکست دادن دموکراتها در انتخابات میاندورهای باشد. این واقعیت وجود دارد که انگشت اتهام راستگرایان در آمریکا به سوی دموکراتها است، اما آیا دموکراتها واقعا همان کسانی هستند که میتوانند جامعه را از فرقهگرایان رهایی بخشند؟
در عینحال که این موضوع را هم میتوان مطرح کرد: فرقهگرایی جمهوریخواهان نتیجه منطقی سیاست ابزاری دموکراتها - صلح و دموکراسی به مرکزیت آمریکا - است. همانطور که معماری دموکراسی اوباما در خاورمیانه، در ادامهی تهاجمات نظامی بوش قرار داشت.
@RedKaveh | 180 |
| 6 | ▫️دادههایی که اخیرا بررسی کردهایم، نشان میدهند که اشاره به کلماتی چون "کمونیسم" و "کمونیست" در سخنرانیهای رییسجمهور آمریکا افزایش محسوسی داشته است.
دونالد ترامپ در سخنرانیها و اظهارنظرهای عمومیاش، در بازه زمانی ۲۳ ژوئن تا ۸ ژوئیه، ۸۱ بار به کمونیسم اشاره داشته است.
او تنها در یک سخنرانی در جورجیا (۳ ژوئیه)، ۱۵ بار دو کلمه قبلتر یاد شده را بهکار برده است.
همچنین دونالد ترامپ در روز استقلال آمریکا (۴ ژوئیه)، از کمونیسم به مثابه سرطان یاد کرده و مدعی شده: "آمریکا هرگز به یک کشور کمونیستی تبدیل نخواهد شد!"
او در نشست سران ناتو در ترکیه (۸ژوئیه) نیز بخش مهمی از مدت زمان سخنرانیاش را برای هشدار دادن درباره "کمونیسم" اختصاص داده بود.
⁉️اکنون از این موضوع چه نتیجهای باید بگیریم؟ آیا دونالد ترامپ درحال اجرای برنامهی تبلیغاتی خود برای انتخابات میاندورهای است یا اشارات مداوم او به کمونیسم در چهار نقطه زمین، بخشی از یک تصویر بزرگتر است؟
@RedKaveh | 151 |
| 7 | ▫️ صمد اگر بود امروز ۸۷ ساله میشد.
او با وجود عمر کوتاهش، تاثیری ماندگار روی ادبیات در ایران گذاشته است. میراث ادبی صمد در عین حال این واقعیت را نیز بازگو میکند که او از پیشگامان ادبیات سوررئال ایران است و نقشی مهم در برکشیدن این سبک از نویسندگی به سطحی متفاوت ایفا کرده است.
بهرنگی تا همیشه در ۲۹ سالگی خواهد زیست. | 96 |
| 8 | «دوننا» (به معنای «بدونِ ما») از صبا الخیامی، یک قطعه رپ اعتراضی به زبان عربی است که تجربه زیسته مردم فلسطین را در بستر جنگ، اشغال و آوارگی روایت میکند. این اثر صدای کسانی را بازتاب میدهد که در بسیاری از روایتهای سیاسی و رسانهای کمتر مجال سخن گفتن مییابند و بر پیامدهای انسانی خشونت، از هم گسیختگی زندگی روزمره و تداوم ناامنی تمرکز دارد. از این منظر، «دوننا» صرفاً نقدی بر جنگ بهعنوان یک رویارویی نظامی نیست، بلکه نقدی بر شرایطی است که خشونت را به وضعیتی مداوم تبدیل میکنند و هزینه آن را پیش از همه مردم عادی میپردازند.
با وجود آنکه این اثر از تجربه فلسطین سخن میگوید، مضمون آن به یک جغرافیای مشخص محدود نمیماند. مسئله جنگ، اشغال، آوارگی و محرومیت از حق تعیین سرنوشت، در نقاط مختلف جهان نیز به اشکال گوناگون تکرار شده است. از این رو، «دوننا» را میتوان در امتداد سنت موسیقی اعتراضی دانست؛ سنتی که با روایت تجربه گروههای تحت فشار، رابطه میان قدرت، خشونت و زندگی روزمره را به پرسش میکشد و بر ضرورت شنیده شدن صدای مردمانی تأکید میکند که بیشترین هزینه منازعات سیاسی و نظامی را میپردازند.
https://t.me/satre_khak | 98 |
| 9 | 🗂گزارشی از خلاصه فعالیت کانال در سال ۱۴۰۴
▫️سال گذشته، فعالیت کانال علیرغم محدودسازی ارتباطات مجازی توسط حاکمیت سرمایه در برهههای خاص، تداوم یافت. و نیز در زمانهایی که امکان نوشتن، انتشار و دریافت متون مانند قبل میسر نبود، مطالب بهصورت تایپ شده در قالب پستهای کوتاه فرستاده شدند. این مطالب عمدتا در رابطه با موضوعات روز بودند که در فرصت پیش آمده، چند سطری دربارهشان نوشتیم.
اما بهصورت کلی در سال ۱۴۰۴، هفت عدد متن تحلیلی و گزارشی در زمینههای مختلف توسط کاوه سرخ به رشته تحریر درآمدند. این متنها به ترتیب زمانی عبارتند از:
•ترجمه با هوش مصنوعی: عطش سودجویی سرمایهداران ایرانی
••میانپرده «اول»
•قتل کارگر افغان "وزیرمحمد نورتنی"
••جنگ ۱۲ روزه و نقدی بر ملیگرایی
•خداحافظ دریاچه
••زیستن روی صلیب در روزگار سرمایه
•میانپرده «دوم»
◾️با وجود تمام مصائبی که در سال ۱۴۰۴ پشت سر گذاشتیم، مرگ خودخواستهی دوست عزیزمان، فواد شمس که شرایط تحمیلی حاکمیت سرمایه نقش مهمی در این تصمیم داشته است، این سال را برای ما تلختر ساخت. فواد که خود از خوانندگان کاوه در پلتفرم توییتر سابق بود، فارغ از تفاوتهای مواضع سیاسی، حضورش همواره مایهی دلگرمی محسوب میشد. برای مطالعه بیشتر در این مورد میتوانید به متن «زیستن روی صلیب در روزگار سرمایه» مراجعه کنید. | 145 |
| 10 | در پلتفرمهای مجازی نظیر تلگرام با در نظر گرفتن امکان دسترسی سریع و آسانتر، ترجیح میدهید نوشتارها را به چه صورتی مطالعه کنید؟ | 129 |
| 11 | 📆❔فردا ۱۳ ژوئن/۲۳ خرداد مصادف است با اولین سالروز شروع جنگ دوازده روزه اسرائیل علیه جمهوریاسلامی ایران. این به این معنی است که جامعهی ایرانی از تاریخ فوق به دورانی احاطه شده از ترس، نفرت و توأمان با قدرت گرفتن گفتمانهای حاکم و ضدحاکم سلطهجو وارد شده است. در لحظات نخستین جنگ اول، به همهی ما، یعنی همهی افرادی که انقلاب اجتماعی بخشی از دغدغهی زندگیشان بود، پذیرش این واقعیت مشقتی به همراه نداشت: جنگ در خاورمیانه جنبشهای رهاییبخش را از اهدافش دور میسازد. ماهها بعد هنگامی که جنبش دیماه به شکست انجامید و حاکمیت از خشونت عریان بهره برد، چرخهی سیاست دوباره به نقطهی ابتداییاش برگشت. در جنگ دوم نیز هنگامی که سایهی سنگین دیماه ۱۴۰۴ روی همهی مسائل مربوط به سیاست و به طبع آن مربوط به زندگی دیده میشد، تحولات همچنان روی خطوط گفتمان محورمقاومت و صهیونیسم جاری بودند. همهی این درگیریها در سطح پیدایش و وقوع، مربوط به طبقات حاکم بودند اما به نظر میرسد هیچ یک از طرفین به دیگری غلبه نکرده است. با این حال بورژوازی میتواند با نگاه نسبی، همواره خود را فاتح میدان بخواند. چه آنی که برای فتح آمده بود اما موشکها به مدرسهای در زنگ درسی خوردند و چه آنی که بعد از فروختن کشور به بخش خصوصی میخواهد در مقابل دشمن خارجی مقاومت کند.
––––––––
👁🗨در چنین روزهایی بود که در ۲۳ خرداد ۱۴۰۲ کاوهسرخ فعالیتش را آغاز کرد و در این مسیر با همکاریهای متعدد تلاش کرد نوعی اخلاقیات سوسیالیستی را از طریق بازخوانی تاریخ و بازگویی تجربهی زیستهی کارگران و صنفهای دیگر بازسازی کند. اینکه تحقق این هدف تا چه حد موفق بوده است، قابلبحث است. امروز این رسانه وارد چهارمین سال فعالیت خود خواهد شد و قصد بر این است که امید به تغییر و تحول از طریق عصیانگری ستمدیدگان را حتی در این روزهای تاریک خاورمیانه، حفظ کند. زیرا که امید تنها تکیهگاه ما در این جهان سستبنیاد است.
@RedKaveh | 156 |
| 12 | ▫️داستان یک امید
🔻با خاموشی شعلههای درگیری جنگجهانی اول، نیروی اجتماعی-سیاسی تازهای در اروپا پدید آمد که بعدها این جغرافیا را در یک دوراهی تاریخی قرار داد. نیرویی که میخواست دیگر پیاده نظام بورژوازی نباشد و همهچیز را از پایه و اساس دگرگون سازد؛ نیروی طبقهی کارگر. اغراقی درکار نخواهد بود اگر بگوییم کارگران در آن سالها در جایگاه یک طبقهی متحد، تواناترین دوران سیاسی خود را تجربه میکردند.
🔻مهمترین ثمرهی آن روزها، تاسیس دولتی انقلابی از طریق خیزشهای کارگری در سرزمینهای پوشیده شده با برف بود. درحالیکه در روسیه انقلاب به کار خود ادامه میداد، در اروپا نیز بحران فزونی مییافت. سرکوب خونین جنبش اسپارتاکیستها توسط نیروهای شبهنظامی افراطگرا که با رضایت دولت سوسیال دموکرات آلمان انجام شد، مسیر سیاسی این کشور و متعاقبا مسیر اروپای غربی را تغییر داد. این وضعیت سرانجام با ظهور گرایش فاشیستی جوامع سرمایهداری ایتالیا و آلمان، تشدید شد و زمینهی جنگ دوم جهانی را فراهم کرد.
🔻در پایان جنگ دوم، هژمونی چندپاره سرمایهداری جهانی برای اولینبار در تاریخ تحت رهبری ایالاتمتحده آمریکا به شکلی واحد درآمد و این کشور با کمکهای مالی به کشورهای مختلف بلوک غرب، مدت زمان بازسازی پساجنگ را تسریع کرد. ایالاتمتحده درواقع همان راهحلی بود که نظم سرمایهداری سرزمینهای غرب اروپا مدتها از نبود آن رنج میبردند؛ کشوری در قارهای دیگر با صنعتی تکاملیافته که رهبری سرمایهداریهای اروپا را به عهده گیرد. این تفاوت بنیادین دورانهای قبل و بعد از جنگ جهانی دوم، طبعا نتایج سیاسی متضادی را به همراه داشتند و مانع آن شدند تا اهداف انقلاب ۱۹۱۷ با مختصات اولیهاش، تکمیل گردد.
🔻درحالی که در پایان جنگ جهانی اول، سرمایهداری توانایی ارائه راهحلی برای اداره وضع موجود را نداشت، چند دهه بعدتر، این امکان را بهدست آورده بود. در این زمان، انقلاب در کشورهای مستعد بحران بهطور قطعی شکست نخورد اما با موانعی جدیدی روبه رو شد که تا آن موقع خارج از تجربههای تاریخی ملتهای جوامع سرمایهداری بودند. لئون تروتسکی و همراهان او امید داشتند تا در پایان جنگ جهانی دوم، انقلاب کارگری به عنوان مسیری برای انحلال سرمایهداری و خروج از چرخهی جنگ واقع گردد و بینالملل چهارم رهبری این واقعه را بهدست گیرد. در طرف دیگر، دیدگاههای رسمی اتحاد جماهیر شوروی درباره نحوهی مدیریت شرایط انقلابی نیز تحتتاثیر مختصات جهان ۱۹۱۷ بود. خروج از آذربایجان ایران، مشارکت در ایجاد نهادهای بینالمللی به همراه آمریکا، حمایت از طرح تاسیس دولتهای اسرائیل و فلسطین بدون آنکه شامل مفادی منصفانه برای ساکنان بومی باشد و سپس تمرکز روی آزادسازی اندک مستعمرات باقیمانده از اقداماتی بودند که توسط شوروی در حوزهی سیاست خارجی انجام شدند. اتحاد جماهیر شوروی با وجود کارنامهی مثبت خویش در حمایت از کشورهای جهان سوم در مقابل استعمارگری بریتانیا و نیز حمایت از منافع کشورهایی که آمریکا مستقیما آنها را تهدید میکرد، نتوانست بدیلی مناسب برای نظم برآمده از ۱۹۴۵ ارائه دهد. بیجواب ماندن مسائل تعیینکننده از جانب سوسیالیسم و عدم بازشناسی گرههای اصلی سیاست جهانی و محلی از جمله مواردی بودند که به میراث انقلاب اکتبر آسیب وارد کردند.
🔻اکنون که جهان سرمایهداری بار دیگر به نقطهی بحرانی خود نزدیک میشود، تاریخ ما را فرامیخواند تا برای رهایی جمعی بیاندیشیم. محدود نماندن در چارچوبهای انتزاعی نظیر وطن و وطنپرستی، کوشیدن برای شناخت تجربیات ملل دیگر و تقویت همبستگی انسانهای درون و بیرون مرزهای ملی، عواملی هستند که ما را یاری میدهند تا از شکستهای گذشتهی انقلاب عبور کنیم و در مسیری تازه قدم بگذاریم.
@RedKaveh | 218 |
| 13 | 💢لئون تروتسکی بعد از آنکه هدف یک سوءقصد سیاسی قرار گرفت، در آخرین ساعات زندگیاش، این جمله را به زبان آورد: "به دوستانمان بگویید، من به پیروزی بینالملل چهارم اطمینان دارم. به پیش!"
او با وجود رنجهایی که در آن لحظه تحمل میکرد، عمیقا به کار خود در عرصهی سیاست انقلابی باور داشت. مقصود او را از «پیروزی بینالملل چهارم» میتوانیم به شروع دورانی تازه از انقلابهای کارگری در وضعیت پساجنگ جهانی دوم تفسیر کنیم. بعد از اتمام این جنگ، جغرافیای سوسیالیسم به شکلهای متفاوتی گسترش یافت و درواقع دورانی متفاوت آغاز شد. هر چند بینالملل چهارم دستکم آنطور که تروتسکی انتظار داشت، در شکلدهی به وضعیت انقلابی موفق عمل نکرد. با این وجود، وضعیت بعد از جنگ دوم شامل پیروزیها و شکستهای مختلفی برای انقلاب بود.
📚در پست بعدی این موضوع را دقیقتر بررسی میکنیم. | 163 |
| 14 | نمیتوان انکار کرد که در میان عملیاتهای دیپلماتیک بورژوازی داخلی و عملیاتهای نظامی امپریالیسم، نقطهای رهاییبخش وجود ندارد. هنگامی که تاریخ معاصر خاورمیانه را مرور میکنیم، چرخهای بیپایان از بمباران و خونریزی دیده میشود. همهی اینها در متن درگیریهایی رخ میدهند که تودههای مردم خود عاملیتی در آن ندارند. شاید درک این مسئله، راهحلی برای پایان دادن به چرخهی مذکور باشد؛ زندگیمان با جنگ و صلح طبقات حاکم احاطه شده است. مثل روز روشن است که وضعیت دیگر نمیتواند اینگونه باقی بماند. تا زمانی که تودههای کار و زحمت در خاورمیانه، زندگی خویش را با ارادهی خود از بورژوازی بازپس نگیرند، همچنان معمار سیاست، ارتجاع خواهد بود.
دیگر نمیتوان از قاب تلویزیون و درون کادرهای زنندهی قرمزرنگ، نظارهگر سرنوشت خود و ملل دیگر بود. /کاوهسرخ - در جنگ و صلح ناپایدار - ۵ خردادماه | 219 |
| 15 | نمیتوان انکار کرد که در میان عملیاتهای دیپلماتیک بورژوازی داخلی و عملیاتهای نظامی امپریالیسم، نقطهای رهاییبخش وجود ندارد. هنگامی که تاریخ معاصر خاورمیانه را مرور میکنیم، چرخهای بیپایان از بمباران و خونریزی دیده میشود. همهی اینها در متن درگیریهایی رخ میدهند که تودههای مردم خود عاملیتی در آن ندارند. شاید درک این مسئله، راهحلی برای پایان دادن به چرخهی مذکور باشد؛ زندگیمان با جنگ و صلح طبقات حاکم احاطه شده است. مثل روز روشن است که وضعیت دیگر نمیتواند اینگونه باقی بماند. تا زمانی که تودههای کار و زحمت در خاورمیانه، زندگی خویش را با ارادهی خود از بورژوازی بازپس نگیرند، همچنان معمار سیاست، ارتجاع خواهد بود.
دیگر نمیتوان از قاب تلویزیون و درون کادرهای زنندهی قرمزرنگ، نظارهگر سرنوشت خود و ملل دیگر بود. | 1 |
| 16 | ◽️در دوران پس از سقوط فرانسه به دست نیروهای آلمانی، پابلو پیکاسو در پاریس زندگی میکرد. گشتاپو مدام هنرمندان و روشنفکران را تحت نظر داشت و بازجویی میکرد. یک روز، افسری آلمانی به آتلیه پیکاسو در خیابان گرندآگوستین رفت.
در آنجا، چشم افسر به عکس بزرگی از تابلوی گرنیکا افتاد که روی سهپایه قرار داشت. او با دیدن این صحنه از پیکاسو پرسید:
"این کار شماست؟"
و پیکاسو در پاسخ، بیدرنگ گفت:
"نه، شما این کار را کردهاید!" | 99 |
| 17 | ▫️کوتاه درباره «گرنیکا»
🔻گرنیکا، نقاشی دیواری عظیمی از پابلو پیکاسو، نقاش نامدار اسپانیایی است که در واکنش به بمباران وحشیانه شهر تاریخی گرنیکا در شمال اسپانیا خلق شد. این نقاشی به نمادی جهانی از تراژدی جنگ و رنج غیرنظامیان تبدیل شده است.
مطالعه بیشتر | 99 |
| 18 | بمبها نخواهند کشت، تاریخ مبارزم را
اگر گلوله سرود رستگاری را بخواند
بمبها نخواهند کشت، تاریخ مبارزم را
اگر گلوله سرود رستگاری را بخواند
و زندگان را نامیرا کرد، با مرگ
و مردگان را کشت، با زندگی
و زندگان را نامیرا کرد، با مرگ
و مردگان را کشت، با زندگی
دریا شاید بمیرد، خورشید شاید بمیرد
و حتی مرگ هم شاید بمیرد
دریا شاید بمیرد، خورشید شاید بمیرد
و حتی مرگ هم شاید بمیرد
اما من شهید نخواهم مرد، نخواهم مرد
نه، نه، نخواهم مرد
تا زمانی که ایستادهام در بیروت
(ایستادهام) مانند دیروز در استواری
نه، نه، نخواهم مرد
تا زمانی که ایستادهام در بیروت
(ایستادهام) مانند دیروز در استواری
بمبها نخواهند کشت، تاریخ مبارزم را
اگر گلوله سرود رستگاری را بخواند
بمبها نخواهند کشت، تاریخ مبارزم را
اگر گلوله سرود رستگاری را بخواند
من حقارت را خواهم کشت
من حقارت را خواهم کشت
چه در قدس یا در لبنان
چه در قدس یا در لبنان
با قدرت انقلابیون
با قدرت انقلابیون
با عزت آزادگان
با عزت آزادگان
دریا شاید بمیرد، خورشید شاید بمیرد
و حتی مرگ هم شاید بمیرد
دریا شاید بمیرد، خورشید شاید بمیرد
و حتی مرگ هم شاید بمیرد
اما من شهید نخواهم مرد، نخواهم مرد
نه، نه، نخواهم مرد
تا زمانی که ایستادهام در بیروت
(ایستادهام) مانند دیروز در استواری
نه، نه، نخواهم مرد
تا زمانی که ایستادهام در بیروت
(ایستادهام) مانند دیروز در استواری
در زیر زمین زندگی میکنم چون ریشه
بر روی زمین زندگی میکنم چون گل
در زیر زمین زندگی میکنم چون ریشه
بر روی زمین زندگی میکنم چون گل
ولی من شهید، نه، نخواهم مرد، نه نخواهم مرد
نه نخواهم مرد
ولی من شهید، نه، نخواهم مرد، نه نخواهم مرد
نه نخواهم مرد
ولی من شهید، نه، نخواهم مرد، نه نخواهم مرد
نه نخواهم مرد
نه، نه، نخواهم مرد | 216 |
| 19 | "لا لن أموت"
▫️این سرود وصفناپذیر که مربوط به تاریخ انقلابی یمن جنوبی است، مبارزهی مترقیِ خلق جنوب یمن را علیه استثمار و ارتجاع در متن خود منعکس میکند.
یمن جنوبی یا همان جمهوری دموکراتیک خلق یمن تنها حکومت سوسیالیستی در جهان عرب بود که با وجود حیات کوتاهمدت خود، توانست اصلاحاتی رادیکال در جهت افزایش رفاه، سواد و آگاهی عمومی و نیز برابری حقوق زنان انجام دهد.
@RedKaveh | 199 |
| 20 | ▫️حافظهی جمعی و انتظار برای انقلاب
در جوامع بشری همواره بین پایان یک دوران و شروع دورانی دیگر، فاصلهای مبهم وجود داشته است. بازهی زمانی بین افول زمان حال و فرا رسیدن دوران تازه به سبب انحنای اساسهای واقعیت همیشه موجود، انسان را متاثر کرده است. امروز تلاطمات و تنشهای عینی سبب پریشانی روانی جامعه هستند و این از طریق زبان روزمره نمایان میشود. هر آنچه که ما همواره درحال کاوش آن بودهایم، در بستر انقلابی بزرگ و دورانساز اتفاق افتاده بودند. شرح آن سخت است که یک روز قبل از انقلاب فرانسه و انقلاب اکتبر، جهان چه شکلی بوده است؟ و نیز سخت است که بتوان الگویی مشخص در رسیدن روزهای تازه، روزهایی که به معنای واقعی، امکانهای جدیدی با خود همراه دارند، طرح کرد. تضادها هر روز به شکلی پررنگتر خود را نمایان میکنند لیکن هنوز پایههای جهان کهنه به آن اندازه که باید فرسوده نشده و تودهها نیز در تاریکترین لحظات، نمیتوانند دستشان را به ریسمانهای جهان نو برسانند. اکنون اما نقطهی ابهامی باقی نمانده است. انقلاب تنها به هل دادن سنگی میماند که سهولتش انسان را میفریبد. فریبی که او را به نبرد بدون سلاح و پیشروی بدون هدف وامیدارد. انسان سوسیالیست میداند که آنچه که انتظارش را میکشد و ممکن است سالها نیز زمان ببرد، لحظهی انقلاب است اما آنچه که باید آمادهاش شود، دورانیست که بعد از آن لحظه پدید میآید و بذر انقلابهای دیگر را در خود دارد. لحظهی انقلاب و لحظهی تغییر، قابل برنامهریزی و تصرف توسط جریان و گروه خاصی نیستند اما در دوران انقلاب، پرچمهای زیادی میتوانند برافراشته شوند. در میان مبارزات مدنی و دموکراسیخواهانه، مبارزهای که باید همگان نسبت به آن موضعشان را مشخص سازند، مبارزهی تاریخی طبقهی کارگر ایران برای نابود ساختن استثمار و ریشههای آن در بطن اجتماع میباشد. مبارزهای که همگان وادار به پذیرش آن هستند و محتوایش غیرقابل معاملهست، مبارزهی علیه سرمایهداری و تمام اشکالاتش است.
زیرا که به امید نجات یافتیم، لیکن چون امید دیده شد، دیگر امید نیست، زیرا آنچه کسی بیند، چرا دیگر در امید آن باشد؟ اما اگر امید چیزی را داریم که نمی بینیم، با صبر انتظار آن میکشیم. [رومیان - ۲۴-۲۵] | 276 |
