367
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
367
برای اولینبار در زندگی متوجه زیبایی گلها شده است. بهخاطر میآورد که در دورهٔ نوجوانی احساسی قریب به تنفر نسبت به گلها داشته است. به نظرش اینطور میرسیده که امید بستن و لذتبردن از چیزی اینقدر کوچک و اینقدر موقتی پوچ است وقتی یقیناً میتوان بلندپروازانهتر به چیزهایی بزرگتر و پایاتر امید بست. او خود طرفدار عظمت و جدیت بود. گرفتار یک گل شدن نمادی بود از برکنار ماندنی خطرناک. حالا کمکم متوجه نکتهٔ موضوع میشود. عشق به گلها نتیجهٔ فروتنی و همسازی با ناامیدی است. الزاماً باید اتفاقات وحشتناکی بیفتد تا بتوانیم قدر ساقهٔ گل رز یا گلبرگهای سنبل را بدانیم. اما وقتی که فهمیدیم رؤیاهای بزرگتر همواره به طریقی درمعرض خطرند، آنگاه شکرگزارانه به این جزیرههای مینیاتوری شادی و کمال رو میکنیم.
سیر عشق - آلن دوباتن
367
همه چیز برایم یکسان بود دلم میخواست دور شوم، دیگر برنگردم، ناپدید شوم، توی جنگل گموگور شوم، وسط ابرها، دیگر چیزی یادم نیاید، فراموشی، فراموشی.
آگوتا کریستوف
367
https://t.me/VanidosOo/5371
انتقام سخت فقط اینکه اینو نصفه شب بفرستی براش با صدای بلند اونم پلی کنه 😂😂
