en
Feedback
﮼فَریاد

﮼فَریاد

Open in Telegram

«و در من، فریاد های بسیاری نهفته است.»

Show more
354
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
الان تختم رو نگاه کردم یاد اولین روزی که اومدم این اتاق افتادم، وقتی گفتن این تخت توعه و داخل این اتاق اقامت داری؛ چقدر زود یک سال گذشت و دیگه نه این تخت واسه منه، نه داخل اتاق ۱۰۵ و خوابگاه نرگس می‌مونم که توشون به اندازه هزار سال خاطره ساختیم فکر کنم رفتن به خوابگاه جدید و زندگی با هم‌اتاقیای جدید به اندازه همون روز اول خوابگاه سخت باشه... ۱۴۰۴/۸/۲۸

فکرش را بکن؛ در ازل مقدر کرده بودند که ما در آن روز، در آن ساعت و در آن مکان یکدیگر را ببینیم.

به دریایی در افتادم که پایانش نمی‌بینم، به دردی مبتلا گشتم که درمانش نمی‌بینم
-عطار

شخصی بد ما به خلق می‌گفت ما چهره به غم نمی‌خراشیم ما خوبی او به خلق گوییم تا هردو دروغ گفته باشیم
-کمال الدین اسماعیل

از رقیبانِ کمین کرده عقب می‌مَاند هر که تبلیغ کند خوبیِ دلبندش را...

از رقیبانِ کمین کرده عقب می‌ماند هر که تبلیغ کند خوبیِ دلبندش را...

خوابم از دیده چنان رفت که هرگز ناید. -مولوی

حسینِ من بیا و این دلِ شکسته را بخر

photo content
+1

همان بهتر نمی‌دانی، چرا حالم پریشان است  همان بهتر نمی‌دانی که دنیایم چه ویران است مرا با خنده می‌بینی، تصور میکنی شادم  همان بهتر نمی‌دانی، که غم‌هایم فراوان است
-زهرا عسگری

photo content
+1

هرگز کسی هرآنچه که ‌می‌گفت نبود.

با شعرهایم خلق ، عمری گریه کردند اما تو حتی مصرعی از من نخواندی
-میعاد

من سراغ هرکسی رفتم دلم را زد شکست غالبا این لحظه‌ها مــادر به دادم می‌رسد...
-اُمَّنَا یَا زَهراءُ

تماشایم نکن ویرانه‌ها دیدن ندارند.

photo content
+1