﮼فَریاد
Open in Telegram
354
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
354
چنین شبهای بیپایان و من بر بستر اندوه
از آن پهلو به این پهلو، از این پهلو به آن پهلو
-امیرخسرو دهلوی
354
عزالدین میگفت:«گاهی انگار توی دلم کمانچه میزنند، ویولن سل، میگفت من موسیقی بلد نیستم؛ اما قشنگ میزنند، تلخ میزنند.» همان.
-از نامهی دریابند
