en
Feedback
﮼فَریاد

﮼فَریاد

Open in Telegram

«و در من، فریاد های بسیاری نهفته است.»

Show more
354
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
چه مبارک است این غم که تو در دلم نهادی به غمت قسم که این غم، هرگز ندهم به هیچ شادی
-هوشنگ ابتهاج

چو مغرورانِ بی‌منطق، نگو از عشق بیزارم که ناگه می‌زند بر دل، شگرد او شبیخون است
-سیدتقی سیدی

photo content
+1

شب‌ها گذرد که دیده نتوانم بست مردم همه از خواب و من از فکر تو مست -سعدی

یکی درد و یکی درمان پسندد یکی وصل و یکی هجران پسندد من از درمان و درد و وصل و هجران پسندم آنچه را جانان پسندد
-بابا طاهر

photo content
+1

توان با شوق، کوهی را ز جا کند فسرده، خار نتواند ز پا کند
-وحشی بافقی

پروانه را شکایتی از جور شمع نیست عمری است در هوای تو می‌سوزم و خوشم
- شهریار

برایت قهوه می‌ریزم، تو از من آب می‌خواهی! به چشمت شعر می‌کارم ولیکن خواب می‌خواهی مسیر مستقیمی را نشانت می‌دهم اما پر ازآشفتگی هستی، تو پیچ و تاب می‌خواهی! دو چشمم را کف پایت چو فرش پهن می‌سازم نمی‌بینی!نمی‌فهمی!تو قالیباف می‌خواهی تو از ایوب می‌گویی ک صبرش آنچنان بودَست پر از بی‌تابیم اما، تو از من تاب می‌خواهی کنارت هستم و عاشق،نفس هایم همه اُمید مرا رفته، مرا مُرده ،مرا در قاب می‌خواهی...
-علیرضا آذر

برایت قهوه می‌ریزم، تو از من آب می‌خواهی! به چشمت شعر می‌کارم ولیکن خواب می‌خواهی مسیر مستقیمی را نشانت می.دهم اما پر ازآشفتگی هستی، تو پیچ و تاب می‌خواهی! دو چشمم را کف پایت چو فرش پهن می‌سازم نمی‌بینی!نمی‌فهمی!تو قالیباف می‌خواهی تو از ایوب می‌گویی ک صبرش آنچنان بودَست پر از بی‌تابیم اما، تو از من تاب می‌خواهی کنارت هستم و عاشق،نفس هایم همه اُمید مرا رفته، مرا مُرده ،مرا در قاب می‌خواهی...
-علیرضا آذر

یکنفر پیش فلک ریش گرو بگذارد بلکه دست از سر آزردن ما بردارد. -شیدا صیّادی پور

photo content
+1

رو دستِ شب موندم از بس نخوابیدم.

بهترین روزهای عمرم بود
بهترین روزهای عمرم بود

فتح المبین، دوکوهه، هویزه، شلمچه، معراج، طلائیه، علقمه .... بسیار بیشتر از هر زمان دیگری نیاز داشتم به نفس کشیدن در هوایتان اگر از دلتنگی هایم برایتان بنویسم اشک امان نمی‌دهد و کلمات نیز قدرت وصف و بیانش را ندارند امان از بنده‌ی خطاکار و بی‌سعادتی که من باشم خوشبحالِ منِ سال قبل که زائر شما بودم... قلبم گرفت در تَنِ این شهر پُر گناه حال و هوای جمع شهیدانم آرزوست...🥀

وای بر ما که در این حادثه ها پیر شدیم آنقدر زجر کشیدیم ز جان سیر شدیم هرچه اندوه‌ و‌ غم و حسرت و افسوس رسید سهم ما بود و چنین با همه درگیر شدیم
-آرین کشوری

پایانِ ترم سه. :)