en
Feedback
Out Of Matin

Out Of Matin

Open in Telegram

بشین به دیدنِ تئاترِ پوچی.

Show more

📈 Analytical overview of Telegram channel Out Of Matin

Channel Out Of Matin (@matinello) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 10 158 subscribers, ranking 3 964 in the Humor & Entertainment category and 30 570 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 10 158 subscribers.

According to the latest data from 06 September, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 153 over the last 30 days and by -32 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 9.36%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 7.66% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 954 views. Within the first day, a publication typically gains 780 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 20.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
بشین به دیدنِ تئاترِ پوچی.

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 07 September, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Humor & Entertainment category.

10 158
Subscribers
-3224 hours
-167 days
+15330 days
Posts Archive
when I close my eyes You’re standing there, in front of me When I close my eyes It’s almost like it used to be Then I realise you’re just a ghost Maybe at most, a fragment of my mind.

تا ابد و یک روز ازت متنفرم. اگه دنیای دیگه‌ای هم وجود داشته باشه، تو اون دنیا هم ازت متنفرم. توی جهان موازی، جهان متقاطع، جهان مورب، جهان متناوب و هر جهانی که اسمش رو هم نمی‌دونم، باز ازت متنفرم. اصلا هر جا که «منی» وجود داشته باشه، یه «از تو متنفرم» هم کنارش هست.در تمام جهان‌ها، در تمام احتمالات، توی تمام نسخه‌های ممکنِ من، تو همیشه آدمی می‌مونی که ازش متنفرم.

تا ابد و یک روز ازت متنفرم. اگه دنیای دیگه‌ای هم وجود داشته باشه، تو اون دنیا هم ازت متنفرم. توی جهان موازی، جهان متقاطع، جهان مورب، جهان متناوب و هر جهانی که اسمش رو هم نمی‌دونم، باز ازت متنفرم. اصلا هر جا که «منی» وجود داشته باشه، یه «از تو متنفرم» هم کنارش هست.در تمام جهان‌ها، در تمام احتمالات، توی تمام نسخه‌های ممکنِ من، تو همیشه آدمی می‌مونی که ازش متنفرم.

خیلی خیلی خیلی خوشحال شدم

به نام خدای رنگین کمان. سلام به همه‌ی شما که بعد از این همه مدت هنوز اینجایید. از اون روز کذایی، از ۲۸دی ماه، بیشتر از ۲۰۰ روز گذشته؛ دقیقاً ۲۳۰روز. ۲۳۰روزی که برای من خیلی سخت گذشت. روزهایی که دلم می‌خواست اینجا باشم، باهاتون حرف بزنم، فعالیت کنم و مثل قبل کنار هم باشیم، اما اجازه‌ی فعالیت توی اینجا رو نداشتم. می‌دونم این مدت سکوت اینجا طولانی شد و شاید خیلی‌هاتون فکر کردید دیگه قرار نیست برگردم. بابت تمام این مدت که نتونستم اینجا باشم، واقعاً ببخشید. باور کنید نبودنم انتخاب من نبود. منم دلم برای اینجا، برای شما و برای تمام چیزهایی که با هم ساخته بودیم تنگ شده بود. ولی امروز، بعد از ۲۳۰روز، دوباره برگشتم. این بار می‌خوام خیلی قوی‌تر از قبل ادامه بدیم. می‌خوام دوباره اینجا رو بسازیم، دوباره حرف بزنیم، بخندیم، از روزهای سخت بگیم و کنار هم روزهای خوب‌تری بسازیم. ممنونم که توی این مدت موندید. ممنونم که اینجا رو رها نکردید. حالا از نو شروع می‌کنیم؛ این بار محکم‌تر، قوی‌تر و با دلِ قرص‌تر. چه بارون بیاد چه برف بچه های ایران زمین به آرزوهاشون میرسن،یادتون باشه،در برابر همه چیز،سَرِخَم غدقن.

از این جامعه‌ی پر از دروغ و نقاب متنفرم واقعا

هم دیسکریبشن چنلت لطفا هرگز کپی نکن باشه هم به خودت بگی فمنیست ترین پسر تلگرام هم پست سیاسی بذاری بعد هم بری پست بقیه رو کپی کنی هم به کسی که معترض شده چرا پستمو کپی کردی فحش مادر بدی بعدم تهدیدش کنی که یا بیا معذرت خواهی کن یا من می‌رم میگم پست سیاسی گذاشتی.

تو عجیب جامعه‌ای داریم زندگی می‌کنیم واقعا.

تنها کسی که دوسش دارم 9 آوریل 1951 عمرش رو داد به شما. کاش هدایت بود و سگی ولگرد و من فقط.

مرثیه‌ای برای سوگ‌های ماندگار؛ در وصف هیولاترین انسان‌های جهان، به شیوه‌ای نرم و لطیف؛ چنان‌که سیاوش از آتش بگریزد، خرمن‌ها به دستِ باد هلاک شوند و آنچه بماند، ساز باشد و فقدانِ پسرک.

هر وقت دلم تنگ می‌شه، سراغ اولین چیزی که می‌رم گیتارمه. کوکش می‌کنم، آکوردهای جدید رو امتحان می‌کنم، یه ریتم رو بارها و بارها تکرار می‌کنم و باهاش شعری رو که خودم نوشتم، می‌خونم. اسم این کار رو گذاشتم «مرثیه‌ای برای سوگ‌های ماندگار.»

کاش یه کابوس داشتم، یه k بوس.

پولی نیست که بابا مگه هر روز چن تا دلار می‌خوریم 😔

دیگه فکر کنم حتی خود شروین هم نمی‌دونه چی بخونه که حقِ مطلب ادا بشه.. انقدر اوضاع خیته.

از اون‌موقع که با دلار 27 هزار تومنی می‌خوندیم برای شرمندگی برای بی پولی یه 200 هزار تومن رفته روش.

انگار همون چیزهایین که آدم‌ ها وقتی نمی‌تونستن مستقیم درباره‌ی خودشون چیزی بگن ساختنشون. یه نفر می‌ترسیده پس یه قصه درمورد هیولا ساخته. یکی دلش می‌خواسته بره پس یه قصه در مورد سفر نوشته. یکی هم نمی‌فهمیدع چرا با وجود همه‌ چیز هنوز ادامه می‌ده پس سیزیف رو ساخته.

قصه‌ها مثل یه جور آینه‌‌ هستن به‌جای اینکه مستقیم بگن ببین خودتو این تویی فقط یه داستان برات تعریف می‌کنن و می‌ذارن خودت رو یه جایی توی اون داستان پیدا کنی

همینطوره دوست عزیز

مرسی ازت امشب یه چیزی رو خیلی خوب فهمیدم مفاهیم عمیق خیلی راحت تر با قصه ها منتقل میشن

تا همینجا کافیه ممنونم ازتون ❤️