en
Feedback
مخفیگاهِ ارواحِ مونمارتر

مخفیگاهِ ارواحِ مونمارتر

Open in Telegram

نصفه‌نیمه از هرچیزی. حاویِ یادداشت‌های رندومِ متناقض. https://t.me/BluChtBot?start=63a7ac02b0dfa3818942

Show more
469
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+430 days
Posts Archive
صبح شنبه می‌طلبه.

Whenever I'm alone with you You make me feel like I am home again

پاییز باهام قهره. صبح‌ها وقتی خوابم می‌باره، حتی وقتی بیدارم، انقدر آروم و پاورچین می‌اد و می‌ره یه وقت من پنجره رو باز نکنم. و من مثل مردی که از معشوقه‌ش یه روسری داره که بچسبونه به بینیش، آسفالت خیس‌خورده رو نفس می‌کشم. چمی‌دونم رئیس، شایدم من خیلی حواسم پرت صداهای مغزمه که صدای بارون خیلی محوه، خیلی.

Yearning for communication.

نوتیفت همون نوتیفِ احتمال بارشه، اگرچه خیلی ضعیف، اما امیدوارکننده.

تعبیر وارونه یک رویا چقدر گران تمام شد، رئیس. حالا من بودم و تنی که بوی تعفن اجساد پروانه می‌داد.

07 The Mamas The Papas - California Dreamin (Single Versi.mp36.50 MB

درنهایت، تنها ادبیاته که افسار زمان رو در دستش می‌گیره و می‌تازه، تا وقتی که ساعت‌شمار از نفس بیفته.

و درنهایت خواهی فهمید که زندگی به تو نمی‌تابد، بلکه از تو ساتع می‌شود.

مثل بادبادکی که رها شده، بین زمین و آسمون معلقم، باد منو به هرطرف می‌کوبه، و لبخند کاغذیم روی آسفالت کشیده می‌شه.

که عشق روی گل با ما چه‌ها کرد.

حالا که تا الان بیدار موندید، با اشباح بی‌خواب شهر برقصید.

از اوناست که بعد از مدت‌ها با خودم گفتم پس گوش‌هام قبل از شنیدن این چیکار می‌کردن؟

عسل‌بانو، عسل‌گیسو، عسل‌چشم منو یاد خودم بنداز دوباره

دستم به خونِ زمانی که روزانه می‌کشتم آلوده بود، دهانم از اجساد واژه‌ها بوی تعفن گرفته بود، چشم‌هایم، چشم‌هایم را ندیدم، آنها فقط دیدند دیدند، دیدند.

واژه‌ها او را با خود ببرید باشد که در قافیه‌هایتان آرام بگیرد واژه‌ها او را ببرید جایی، آن‌سوی زمان

تا حالا، هشتصدوشصت‌ودو خط شعر قرون وسطی خوندی که بعد متوجه شی قسمت دومش رو باید می‌خوندی؟