en
Feedback
Saved Messages

Saved Messages

Open in Telegram

دیوانه نپرهیزد؛

Show more
1 958
Subscribers
-124 hours
+87 days
+2030 days
Posts Archive
‌ ‌ ‌‌‌ ‌ دیگه سخت و ادبی نمی‌نویسی!

امشب داشتم فکر می‌کردم که من چقدر از فضاهای نشناخته و بعضاً هیجانی استقبال می‌کنم. انگار که دارم دوباره به خودم فرصت می‌دم که مدیریت در لحظه رو یاد بگیرم؛ که این‌بار یاد بگیرم آرامشم رو در هر زمان و مکان حفظ کنم. و جدیداً سربلندم. آفرین فاطمه. آفرین.

Repost from N/a
«تصمیم گرفته‌ام شما را فراموش کنم و مطمئن باشید فراموش خواهم کرد. به عقیده و فکر شما بی‌اندازه اهمیت می‌دادم ولی بی‌ثباتی آن بر من ثابت شد.{}اگر من شما را از دست داده‌ام شما هم در عوض دلی را از دست داده‌اید که تپش‌های عاشقانه‌ی آن را در هیچ جای دیگر نخواهید یافت بیش از این حرفی ندارم خداحافظ برای همیشه» «فروغ فرخزاد / نامه به پرویز شاپور»

بسوزان هر طریقی که می‌پسندی عزیزدلم.

Repost from لی‌چار؛
تو را ز خویش‌ جدا‌ می‌کنند درد‌اینجاست. -ابتهاج

Repost from N/a
حتی اگر من بابت این حجم از احساس ناکافی بودن و غم و حسرت ازت بگذرم، خدا ازت نمی‌گذره بی‌چاره.

می‌گفت نود و نه درصد مواقعی که نگران و پیگیر احوالات اطرافیان هستم، محبت و معاشرت می‌کنم، هیچی برام مهم نیست. فقط دست و پا می‌زنم که چیزی رو حس کنم و هربار شکست می‌خورم.

زبانه می‌كشی و می‌پرسی ما را چه رفته است؟ می‌بوسمت و می‌گویم، بخوابيم و بگذريم.

من از این عادت‌ها ندارم که برای زودتر فراموش کردن، همه‌چیز رو سریعاً پاک کنم و راه‌های ارتباطی رو مسدود کنم. که بعدها گاهی به صورت اتفاقی یا این‌که خودم برای مرور اتفاقات، برم و به این خاطرات سر بزنم. چیزی که همیشه ناامیدم می‌کنه اینه‌که برای بعضی‌ها چقدر حرف‌ها و کلمه‌ها بی‌اعتبار و بی‌ارزشند. این موضوع همیشه باعث می‌شه نسبت به صداقت و پاکی حرف‌ها یا احساساتی که در اون لحظه از اطرافیانم دریافت می‌کنم هم دچار شک و تردید بشم. درسته که احساسات ما تغییر می‌کنه، اما یک فرق‌هایی بین احساسات واقعی و دروغین هست که وقتی فاصله می‌گیری و از بیرون به داستان نگاه می‌کنی کاملا واضح و قابل تشخیصه.

salam-bar-hosein.mp32.47 MB

در دنیایی که قلب حسین علیه‌السلام شکسته شده، خیری نیست. خلص و تمت.

پس از خداوند، حسین ع است که هر بار به آدمیزاد حیات می‌بخشد، روح و جسم مُرده‌ی آدمِ به‌ بن‌بست رسیده‌ی آخرالزمان را میگیرد و بعد یک ترکیب جدید دیگری تحویلش میدهد، حسین ع ما را امانت میگیرد، مثل کفشی که به کفشداری یک امام‌زاده به امانت سپرده میشود، ما امانتی‌هایی هستیم در دست حسین‌ ع، گریه‌ها و سینه‌زدن‌ها و زمزمه‌های حسین‌ حسین‌مان دست خودش امانت می‌ماند، یک شبی همه‌ی امانت‌هایمان را مهربانانه تحویل‌مان می‌دهد، خوش‌بخت آنهایی که برای بعد از آن هم امانت‌هایی دست حسین ع دارند، خوش‌بخت آن‌هایی که تازه آنجا با حسین ع شروع همه چیز است برایشان.. محرم ۱۴۴۴، ،

اگر مراسم رفتید، من رو یادتون نره. به حدی از ضعف جسمانی رسیدم رو پام نمی‌تونم وایسم. ممنونم.

اگرم تو هم براني، سر بي‌كسی سلامت.

علامه امینی شب تاسوعا و عاشورا برای امام زمان علیه‌السلام صدقه کنار می‌گذاشتند. و می‌گفتند : امشب قلب نازنین حضرت در فشار است.

جوان‌ها توجه کنند که اظهار علاقهٔ جوان به امام حسین شکلی دارد و اظهار علاقهٔ پیرمرد نیز شکلی دیگر؛ همان‌طور که وقتی شخصی از دنیا می‌رود، بستگان او هرکدام به شکلی شیون می‌کنند. شما جوان‌ها بدانید که هنوز وقت آن نشده که آرام آرام اشک بریزید. کار شما فعلا این نیست. • آیت الله حائری شیرازی

من همان روز ولادت که ز مادر زادم، بود زخمت به جگر، نعمت مادرزادم.

به کجا برم سری را که نکرده‌ام به فدایت. عزیزدلم..

یکی از اهالی کربلا، عربی را می‌بیند که در حرم حضرت قمر بنی هاشم ابالفضل العباس علیه‌السلام کنار ضریح مطهر ایستاده و با حضرت سخن می‌گوید: آقاجان، صد دینار از شما پول می‌خواهم. می‌دهی بده، نمی‌دهی می‌روم به حرم حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام شکایت شما را به او می‌کنم. سپس سرش را به طرف ضریح مطهر برده و می‌گوید فهمیدم‌. فهمیدم! و از حرم بیرون می‌رود. مرد عرب به بازار رفته و به یک فروشنده می‌گوید : آقا فرموده است صد دینار به من بدهی. می‌گوید : نشانه‌ی شما از آقا چیست؟ می‌گوید : نشان به این نشان، که پسر شما مریض شده و شما صد دینار نذر حضرت ابالفضل العباس علیه‌السلام کرده‌ای. بده. و او هم صد دینار می‌دهد. راوی می‌گوید : به مرد عرب گفتم چطور شد با حضرت صحبت کردی و نتیجه گرفتی؟! گفت : به حضرت گفتم اگر پول ندهی، می‌روم شکایت شما را به برادرت امام حسین علیه‌السلام می‌کنم. این‌جا بود که دیدم حضرت، داخل ضریح ظاهر شد و درحالی‌که به روی صندلی نشسته بود، حواله‌ای به من داد. من هم رفتم و از بازار گرفتم.

Repost from Saved Messages
أمّا القلوبُ المنکسرة؛ العباسُ کفیلها .. اما قلب‌های شکسته ؛ عباس ضامن و سرپرست آن‌هاست ..