•گم شده ای در رویای خود•
Open in Telegram
206
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
من یگانه هستم.همانی که اکثر اوقات به ظاهر شاد و خندان است و به هیچ چیز اهمیت نمیدهد.من همانی ام که از کودکان و دنیای کودکانه و رنگینشان خوشم می آید و از جمله زیبایی های زندگی هر فرد وجود کودکان را میشمارم. مدت هاست خودم را در جای جای زندگی دیگران و جایگاه های گذشته و آینده زندگی خودم تصور میکنم و خیال های زیادی را در ذهنم میسازم و پرورش میدهم. من همانم خمان دختر به ظاهر مغروری که اگر کسی به آن کوچک ترین حرفی بزند غرورش را فراموش کرده و مثل ابر بهاری چشم هایش شروع به باریدن میکنند.
من همانی ام که فهمیدم تنهایی را میشود حس کرد حتی اگر در جمعی شلوغ باشی که تو مرکز توجهی،من بی وطنم و هرجای دنیا هم که باشم باز هم احساس میکنم جای حقیقی خودم را پیدا نکرده ام.
من همانم که با هر اتفاقی از طبیعت و دنیای خلقت خداوند زوق زده میشم جوری که گویی انگار تا به حال زندگی نکرده ام.
(باران،آسمان،ابر،جنگل،کوه،بیایان و...)از جمله چیز هایی هستند که تلخی زندگی را کمی به کامم شیرین میکنند.
به ظاهر هیچ مشکلی ندارم و همه چیز خوب پیش میرود تا بحال با هیچ کس دردو دلی نکرده ام و مشکلاتم را ابراز هیچ بنی بشری نکرده ام اما فقط و فقط خودم میدانم چقدر این درد ها و مشکلات مرا زمین زده اند و من دوباره قوی تر از قبل ایستادم و با تنی زخمی و از بین رفته شروع به راه رفتن کردم،حتی اگر نای راه رفتن نداشتم خودم را کشیدم ولی ثابت نماندم،اما چرا اغراق؟ان شب ها که از گریه نای نفس کشیدن نداشتم ایستادم حتی نفس هم نکشیدم چرا گه به معنای واقعی سیاهی و تاریکی را در خودم میدیدم.
بگذریم داستان را غمگین نکنیم.
من همانم،همان دختری که در جمع ها کنترل اجماع به دستش می افتاد و به خوبی میتوانست همه را با بزرگترین درد ها و کمترین مشکلات درک کند،من همانم که در پیج و خم بدی های افراد و مردم زیبایی هایشان را به جان میخرید و بزرگترین بدی هایشان را به دست باد میسپرد.
همانی ام که وقتی شخصی با من شروع به صحبت میکند و شروع به خیال بافی هایم درباره زندگی اش میکنم.
همه به چشم کودکی شاد و پر انرژی و به اصطلاح دلقک از من یاد میکنند اما تنها خودم میدانم چه بر سر این کودک شاد پر انرژی آمد که دلقک درونش پدیدار شد.
گیتار زدن و شعر و شاعری به من حس خوبی میدهد چرا که معتقدم احساسات در آن راحت تر و زیباتر بیان میشود.
عاشق دیدن انیمیشن ما بین کودکان هستم زمانی که دنیای بی رحم آدم بزرگ ها خسته ام میکند و با آنها به راحتی میتوانم در رویاها و تصورات غرق شوم.
میتوانم دنیایم را در ورزش کردن خلاصه کنم،دنیای پر از هیجان و حس خوب که با هیچ چیز عوض نخواهم کرد، و اما نگویم از شنا که تمامی بدبختی هایم را از یادم میبرد و ارامش اب را به من هدیه میدهد.
عاشق سرعت و ریسک و استرسم و ترجیح میدهم با ریسک و استرس از دنیا بروم تا مانند یه فرد عادی که با حرست انجام ندادن کارهایش از دنیا میرود.
گاهی دوست دارم وقتی پشت فرمان قان قان(ماشین) میشینم تا آخرین حد ممکن پایم را بر روی گاز بگذارم و دیگر برندارم اما خب میارزد به تمام شدن زندگی تمامی سرنشینان؟
در هر لحظه و هر مکان دوست دارم به تماشای شب و زیبایی ماه و ستاره ها بنشینم و چشم از آن برندارم و همیشه به این اعتقاد دارم که ماه معنای انسان بودن را میفهمد چرا که گاهی پر نور و گاهی نصفه نیمه و گاه خاموش و بی حال.
سفر کردن به من حس خوبی میدهد چرا که گاه حس میکنم رفتن به جایی که هیچ کسی هیچ نام و نشانی از تو ندارد خوب است و یا همان ناشناس بودن در مکانی جدید و تجربه کردن حال و هوای مکان های جدید ممکناست از نظرم اتفاقی زیبا باشد.
به آسانی میتوانم در عین حالی که پر از عشق و علاقم به طرف مقابلم هستم آن را در عین نا باوری کنار بگذارم و در تک تک جملاتم سنگ دل باشم(فقط خودم میدانم در این لحظه چقدر دارم میشکنم)
به ظاهر همه در اولین دیدار بلا استسنا به من میگویند فردی مغرور به نظر میرسی ولی بعد از کمی اشنایی به چشم فردی که کاملا تضاد غرور است به من نگاه میکنند.
هرگز نتوانستم به خوبی حس و حالم را بیان کنم و اکثر برای استفاده از الفاظ دچار مشکل شده ام.
حس میکنم آغوش های پر از امنیت در دنیا کم و محدود شده است و برای همین خوشحالم که خدا خانواده و دوستانی گرم و صمیمی به من هدیه داد تا در آغوش انها خودم را فرو برم.
شخصیت های متفاوتی دارم و این را به راحتی از موسیقی هایی که گوش میدهم و لباس هایی که بر تن میکنم میتوانی تشخیص دهی.
انقدر گاها گاه شخصیت های متفاوتم درچار تناقض میشوند که نمیدانم به حرف کدام یک از انها گوش دهم،اما در همین حین تک تک شخصیت هایم عاشقانه هم را دوست دارند و به هم احترام میگذارند(همین دلیل است که به راحتی میتوانم با تمامی شخصیت های دنیا کنار بیایم و سازم را با ساز انها هم سو کنم)
قمار بین اسم کوچه ها، بن بست های شیرین با نام های تلخ کنار شروع و پایان ما، قمار بین بوسیدن یا نبوسیدن این قمار خوب است؟
چه چیزی از دست خواهی داد لب هایی که طعم مرگ بر خودش گرفته است یا چشمانی که تمنای به اغوش کشیدن میکند قماری شیرین، ما عاشقان مرگ هستیم وقتی لبان روی عشق قمار میکنند.
ما بی منطقان منطق گرا بر اسفالتی داغ شنا میکنیم تنمان میسوزد قمار بین سیاهی و روشنی بداهه جالب زندگیست من نور به شما بردگان افتاب میفروشم تا در تاریکی خفت و غرور را با یکدیگر قمار کنم.
_سارا.
گفتن مشکلاتت به دیگران نه تنها حلش نمیکنه بلکه باعث میشه اون مشکل تو زندگی خودت بزرگتر و تو زندگی شنونده تاثیر گذار باشه.
Repost from N/a
اگر همه جا تاریک بود دوباره
بنگر،شاید نور خود تو باشی.
•مولانا•
Repost from N/a
در تنهایی مواظب افکارت ،درخانواده مواظب رفتارت و در جامعه مواظب گفتارت باش.
Repost from elnzth✨
یگانه
یه دختر خوشگل بامزه بیش فعال
ک زندگی به یه ورشه
بی حاشیه ترین
منطقی ترین
حمایتگر
تو هر شرایط بدی میخنده
کلی استعداد داره
و میتونید ازش کلی چیزی یاد بگیرید
Repost from elnzth✨
یگانه
یه دختر خوشگل بامزه بیش فعال
ک زندگی به یه ورشه
بی حاشیه ترین
منطقی ترین
حمایتگر
تو هر شرایط بدی میخنده
کلی استعداد داره
و میتونید ازش کلی چیزی یاد بگیرید
قشنگم،دیلیت کن،بلاک کن ، ارتباطتتو قطع کن،فراموش کن،ببخش،بگذر، خلاصه بگم دل بکن و بزار کنار هرچیزی که باعث شده آرامشت بهم بریزه و از زندگیت سرد شی براتم هیچ چیزی اهمیتی نداشته باشه چون اونی که تهش پات میمونه و مهمه خودتو سلامت روانتین❤️
همه آدما گاهی اشتباه میکنن و ازشون بدی میبینی ولی مهم اینه کدوم به چشمت بیاد و وقتی بدی و اشتباهشون رو هی تو ذهن خودتو ذهن دیگران تکرار کنی اون برات هی بزرگتر و بزرگتر میشه و چیزی جز کینه از اون اتفاق تو دلت نمیونه براش پس ببخش و بگذر
وقتی میخوای بری تو رابطه خیلی حواست باشه که طرفی که انتخاب کردی پسره،مرده یا جنتلمنه.
جنسیت همشون یکیه ولی اصلیتشون زمین تا اسمون باهم فرق میکنه.
