《 آن گـــــرگ》
Open in Telegram
267
Subscribers
No data24 hours
-77 days
-1130 days
Posts Archive
آیینهایم، هرچه بگویی به ما تویی
نامهربان سنگدل بیوفا تویی
آنکس که نیست جز تو کسی در دلش، منم
آنکس که برده است ز خاطر مرا تویی
ای عشق! در صحیفۀ تقدیر من چرا
هر قصهایست، راوی آن ماجرا تویی
سنگم زدند خلق و تو انداختی گلی
بیگانهای میان هزار آشنا تویی
خون گریه کن به حال من ای شیشۀ شراب!
تنها حریف درد من این روزها تویی
#فاضل_نظری
Repost from NeoPesarism...!
💢 مرگ مردان نیازی به روایت شدن نمییابد؛ چرا که از پیش،مرگشان عادیسازی شده است جامعه آن را جزئی از نظم پیشینی خود میداند. چیزی که نه اختلالی در وجدان عمومی پدید میآورد، نه پرسشی.
بیاعتنایی به مرگ مردان یک سیستم معنایی کامل است: از همان آغاز زندگی، به عنوان موجوداتی با وظیفهی کارکردن و مصرف شدن تعریف میشوند نه به عنوان حاملان ارزشی ذاتی در خود. مرگشان نیز، در امتداد همین روایت، اتفاقی فاقد اهمیت عمومی تلقی میشود.
📌 NeoPesarism's :
🔗 Telegram
🔗 Instagram
🔗 twitter
اونی که یه بار دستتو گرفته همیشه دستتو تو دستش نگه نمیداره
و حتی از کسی که تو همه لحظات کنارت بوده انتظار داشته،باش یه جا ولت کنه
من مودی نیستم
یعنی در حالت عادی یهو عوض نمیکنم از دوست دارم بگم حوصلتو ندارم
بزارین با ذکر یک خاطره براتون بگم:
روز خوبی بود و اوضاعم به راه بود تو حال خوشم داشتم از خیابون رد میشدم ، یه ماشین با سرعت نسبتا زیاد بوق کشداری زد که از جا پریدم
عصبانی شدم و یارو بد نگاه کرد
منم فقط لبخند زدم و به نشونه عذرخواهی دستمو تکون دادم
و حالا اتفاقی مشباهه
تو اوج گرما بعد دادگستری که کارم راه نیوفتاد و دانشگاه داشتم و تحمل یک اتوبوس شلوغ و مسیر یک ساعته از خیابون رد میشدم ، یک موتور که خیلیم باهام فاصله داشت بوق زد و دست تکون داد، سرعتش به حدی کم بود که حتی اگه ارومم رد میشدم بهم نمیرسید
طرف دستشو به معنی چیکار میکنی تکون دادن ؛
من؟ دنبال طرف میدوییدم که جرعت داری واییستا
خلاصه مود ادمای مودی همیشه در لحظه نیست
