《 آن گـــــرگ》
Open in Telegram
267
Subscribers
No data24 hours
-77 days
-1130 days
Posts Archive
سر میبره حوصلمو
که من تورو بخوام تو یکی دیگرو
هی به پات بیوفتم اینقد بیراهه نرو
میدون جنگ نکن این خونه رو
از بچگی هروقت تب داشتم و خوابیدم توهم زدم
الان دارم سعی میکنم بخوابم توهم بزنی که اینجایی
Repost from 🔴 اخبار جنگ | Bad Twitty
🔴 ستارخان در خاطراتش میگه : من هیچوقت گریه نکردم چون اگه من گریه میکردم آذربایجان شکست میخورد و اگه آذربایجان شکست میخورد در واقع ایران شکست میخورد،اما یک بار زمانی که ۹ ماه بی آب و آذوقه تو محاصره دشمن بودیم از خیمه فرماندهی اومدم بیرون تا ببینیم وضعیت مردم چطوره،دیدم کودکی از شدت گرسنگی و بی جونی به سمت یه بوته علف رفت و بخاطر ضعف بوته رو با خاک و ریشه خورد با خودم گفتم الان مادرش میاد بهم فحش میده،یهو دیدم مادرش گفت اشکالی نداره فرزندم، خاک می خوریم، اما خاک نمی دهیم،اونجا بود که بخاطر غیرت و وطن پرستی ایرانیا اشک از چشمام جاری شد.
@Bad_Twitty | بَد توئیتی 🤩
